تصور میکردم کیومرث پوراحمد پس از «تیغ و ترمه» دیگر فیلمی نخواهد ساخت، اما گویا وجود تهیهکننده ناشی و پول بادآورده سببشده تا یک کاردستی بچگانه دیگر از پوراحمد خلق شود. پوراحمد پس از تیغ و ترمه «پرونده باز است» را ساخته که به مراتب نسبت به قبلی ضعفهای جدی نوشتاری و ساختاری دارد. او با سابقه «شب یلدا» و «اتوبوس شب» چگونه میتواند «پرونده باز است» را بسازد؟ اثری که حتی در میزانسن و نماهای معمولی هم مشکلات فراوان دارد و از آن مهمتر سوژه فیلم است. گرچه ارتباط به معضلات جوانان دارد، اما تاریخ انقضای آن گذشته است با این حال مضمون میتواند همچنان مهم باشد، اما نوع روایت آن به شدت منسوخ شدهاست و در بعضی از بخشهای فیلم پوراحمد انگار تجربی کارگردانی میکند (یادمان باشد که او چند سال پیش به شدت تحتتأثیر فیلم فرمالیستی «ماهی و گربه» قرار گرفته بود) چگونه میتواند خط روایی اثر به این شدت مغشوش باشد. نوع روایت و آنچه ایجاد بحران و گرهافکنی میکند، الکن و نارس است، چراکه جهان فیلم در یک بلاتکلیفی عجیب به سر میبرد که کارگردان نتوانسته آن را مهار کند. جنس فیلم و محوریت آن نمیتواند مخاطب را با خود همراه کند، چراکه قصه به شدت کسالتآور و شلخته جلو میرود. این شلخته بودن جلوی پیشرفت فیلم را گرفته و اساساً ژانر اثر مشخص نیست. اینکه پوراحمد سعی داشته پیام اخلاقی بدهد، اصلاً مسئله بدی نیست، اما مطرح کردن آن بلدی میخواهد و با کلیشهگویی نمیتوان به آن رسید. حرفهای تکراری و دیالوگهای سطحی باعثشده «پرونده باز است» نتواند در مسیر درست حرکت کند. فیلمی که قرار بوده پیام بدهد در حد یک کلیشهگویی باقیمانده و این سطحینگری پوراحمد مخاطب را آزار میدهد. فیلم به شدت خامدستانه ساختهشده و اگر هم قصه فیلم حقیقت داشتهباشد، پوراحمد آنقدر آن را ضعیف ساخته که قابلباور نیست.
اینکه این کارگردان پیشکسوت چگونه بعضی از نماهای کاملاً غلط را رد نکرده و از آنها در فیلمش استفاده کردهاست! تعجببرانگیز است که چه اتفاقی رخ میدهد که حتی پوراحمد قادر نیست از بازیگرانش بازی بگیرد. کارگردانی که معروف به بازیگیری است در این فیلم هیچکدام از بازیگرانش نمیتوانند بازی حتی معمولی ارائه بدهند و این به دلیل عدم انسجام حداقلی در نوشتن فیلمنامه است، نه شخصیت معرفی میکند نه جهان فیلم ملموس و متقاعدکننده است. انگار با یک اثر کاملاً تجربی مواجهیم که کارگردانش به بازیگران گفته بدترین بازیهایتان را ارائه کنید! پرونده باز است در سطحیترین حالت ممکن ساخته شده، حتی یک کارگردان فیلم اولی هم نمیتواند اینقدر مبتدیانه فیلم بسازد. دوربینی که جایش معلوم نیست گاهی میلرزد گاهی روی سه پایه است، زوایای دوربین عجیب و باورنکردنی است. چگونه ممکن است میزانسنها به این حد مبتدیانه باشد! به نظر میرسد فیلمسازی و سینما برای پوراحمد دیگر جذابیت ندارد، او حالا بیشتر به دنبال ذهنیتهای خودش است که البته به سینما ربطی ندارند.
فیلم «پرونده باز است» روی پرده سینما لق میزند و لو میدهد که فیلمسازش دیگر اشتیاقی به خلق کردن ندارد. بازیگران در این فیلم فقط دیالوگ میگویند و هیچکدام شناسنامهای ندارند. در این شرایط موضوع بحرانی این فیلم چگونه میتواند باورپذیر باشد؟ آشفتگی نوشتاری و اجرایی این فیلم را کلیشهگو کردهاست. برای همین با اثری سرد و بیروح مواجهیم که نه ابتدا دارد و نه وسط و نه انتها، فیلم به هیچوجه نمیتواند مخاطب به دست بیاورد، در خوش بینانهترین حالت ممکن میتواند در جشنواره فیلم کودک و نوجوان نمایش داده شود، متأسف باید بود که کارگردانان پیشکسوت به چه اندازه در کارشان افت کردهاند و دلیلی نمیبینند که خود را بازنشسته کنند.