رسیدگی، مرمت و توجه به امکانات و تجهیزات ورزشی یکی از بدیهیترین امور ورزش حرفهای است. سالهاست در تشکیلات عریض و طویل ورزش ایران مجموعهای تحت عنوان شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی تشکیل شده است؛ مجموعهای که از نام آن چنین برمیآید که باید در زمینه توسعه و تجهیز اماکن ورزشی فعالیت کند، اما آنچه امروز دیده میشود و حقیقتی که از اماکن و امکانات ورزشی کشور جلوی چشم علاقهمندان است، بیانگر این است که این تشکیلات حتی درصدی از کارهای خود را هم انجام نداده است.
باید اذعان داشت در طول سالهای گذشته نه تنها در توسعه اماکن ورزشی که حتی در حفظ، نگهداری و تجهیز آنچه قبلاً داشتیم و همان تعداد محدودی که ساختیم هم موفق نبودهایم. نمونه بارز و آشکار این مسئله را امروز میتوان در وضعیت اسفبار ورزشگاه آزادی به عنوان بزرگترین و اصلیترین مجموعه المپیکی کشور دید؛ مجموعهای که طی تمام این سالها با نهایت ظرفیت فقط از آن استفاده شده و عملیات مرمت و بازسازی و نوسازی آن صرفاً به امور جزئی به قول معروف وصله پینهای محدود شده است.
طبیعی است که در چنین فضایی کمکم شاهد از رده خارج شدن امکانات ورزشی و فرسوده شدن اماکن ورزشی نظیر سالنها و ورزشگاههای کشور باشیم؛ موضوعی که اصلاً وجهه خوبی برای ورزشی که هر روز ادعای حرفهایبودن دارد، نیست. نباید فراموش کنیم که ورزش ایران در برخی رشتهها از جمله قدرتهای جهانی محسوب میشود، بنابراین صورت خوشی ندارد که مثلاً کشتی، والیبال، رشتههای رزمی و حتی بسکتبال بابت این مسئله ضرر و زیان ببینند، البته صرف مقصر دانستن شرکت توسعه و تجهیز اماکن ورزشی در این مسئله هم انصاف نیست و باید متوجه قصوری که از سوی وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک و حتی فدراسیونهای ورزشی در این موضوع مهم میشود، بود؛ مجموعههایی که تنها در طول سالهای گذشته از امکانات ورزشی استفاده کردهاند و کوچکترین توجهی به حفظ و نگهداری آنها نداشتهاند. از این بدتر اینکه حتی تلاشی هم برای این کار انجام ندادهاند و صرفاً در مراسم افتتاح برخی مجموعهها شرکت داشتهاند.
باید به آقایان یادآور شد که توسعه و تجهیز ورزش فقط در قیچی کردن روبان یا کلنگزنی یک زمین خلاصه نمیشود و باید برای ادامه این مسیر برنامه داشت و البته هزینه کرد، اما جای تأسف است که تمام هزینهکرد ورزش و بودجههایی که باید صرف امر مهم توسعه و تجهیز اماکن ورزشی شود، تنها در چند مورد خاص مصرف میشود تا اوضاع و احوال امکانات و اماکن ورزشی هر روز بدتر از روز قبل شود.
وخامت اوضاع را زمانی بیشتر میتوان درک کرد که متوجه باشیم مسئولان ورزش کشور تقریباً توجهی به این موضوع ندارند و صرفاً کسب نتیجه در زمان مدیریتشان برایشان مهم است، حالا به هر نحو ممکن و حتی به قیمت از بین رفتن تدریجی اماکن و امکانات ورزشی کشور. آنچه باید به آن توجه داشت اینکه اماکن و امکانات ورزشی امانتهایی در دست ماست که باید آنها را سالم و تجهیزشده و بهروزشده تحویل نسل آینده ورزش کشور دهیم، اما آنچه دیده میشود این است که نسل آینده ورزش کشور با ادامه این روند باید خود برای خود ورزشگاه و امکانات فراهم کند، چون مدیران امروز ورزش فقط در حال استفاده و از بین بردن امکانات و تجهیزات ورزش کشور هستند و به سازندگی و توسعه اهمیتی نمیدهند.