آغاز ماجرای اتم در ایران به پیش از بهار انقلاب شکوهمند اسلامی و رژیم پهلوی باز میگردد. پس از پیروزی قوای متفقین در جنگ جهانی دوّم نگاهها بیش از پیش به قدرت نوظهور نظم جدید جهان یعنی آمریکا، بهعنوان برندهی واقعی جنگ جلب شد. سرویس سیاست جوان آنلاین: آغاز ماجرای اتم در ایران به پیش از بهار انقلاب شکوهمند اسلامی و رژیم پهلوی باز میگردد. پس از پیروزی قوای متفقین در جنگ جهانی دوّم نگاهها بیش از پیش به قدرت نوظهور نظم جدید جهان یعنی آمریکا، بهعنوان برندهی واقعی جنگ جلب شد. غرب میرفت تا با رهبری این کشور به چهرهی ننگین استعمار لباسی نو پوشانده و دیگر ملل را به کارگزاران خویش بدل کند و مانع از آن شود تا بقیهی کشورها به پیشرفت حقیقی مدنظر خود دست پیدا کنند. غرب برای انجام این مهم از ابزارهای گوناگونی بهره برد که یکی از آنها پروژهی «اتم برای صلح» آیزنهاور بود؛ هدف از طرح این برنامه کنترل فعالیت کشورهای غیرهمسو با سیاستهای آمریکا و همپیمانانش در زمینهی هستهای بود تا بدین واسطه امنیت دولتهای پیروز در جنگ جهانی دوّم همچنان بیهیچ واهمهای حفظ شود و از طرف دیگر، کشورهای ضعیف، ولی همراه با آمریکا را در جهت خواستههای گاه و بیگاه خود به صف کند و آنها را در شوق رسیدن به تکنولوژی بهرهبرداری از انرژی به ظاهر صلحآمیز هستهای به خواب بلندمدت زمستانی فرو ببرد. ایران هم یکی از همین کشورها بود که با پیوستن به آژانس بینالمللی هستهای -که «در ظاهر» نهادی مستقل به حساب میآمد- در فرایند جهانیسازی مدنظر آمریکا و متحدانش جای گرفت و عملاً به مهرهی آنها بدل شد تا در آینده به بازیگری دست دوّم به خدمت نظم برساختهی آمریکایی درآید. در راستای این هدف، آمریکاییها سوخت موردنیاز برای راهاندازی راکتور تحقیقاتی تهران، آنهم با غنای ۹۳ درصد را در اختیار حکومت شاه قرار دادند و درست یکسال بعد، یعنی در سال ۱۳۴۷ معاهدهی منع گسترش تسلیحات هستهای را بهمنظور کنترل فعالیتهای هستهای ایران آن روزگار به کشور تحمیل کردند و در همان ابتدا مانع از پیشرفت ما در صنعت هستهای شدند.
در ادامه قرار بود که ۲۳ نیروگاه اتمی در کشور به دست غربیها ساخته شود تا ۲۳۰۰۰ مگاوات برق هستهای را در مدار قرار بدهد، ولی این طرح هیچوقت اجرایی نشد؛ اوّل اینکه شرایط اقلیمی ما بههیچوجه مناسب اجرایی شدن چنین طرحی نبود و دوّم اینکه سرمایهی مناسبی در این رابطه وجود نداشت. غرب هم طاقت این را نداشت که به بلندپروازیهای ژاندارم منطقهاش روی خوش نشان دهد و در فاز عملیاتی قدم از قدم بردارد. با وقوع انقلاب، پروژهی هستهای که از اساس طرحی غربی بود کنار گذاشته شد و دولت برآمده از انقلاب تا زمان دولت هاشمیرفسنجانی به سمت تکمیل و توسعهی آن پیش نرفت. در حقیقت جمهوری اسلامی با شرایط جدیدی که بر کشور حاکم کرده بود زیر بار کاپیتولاسیون هستهای نرفت و خود، در آینده راهی جدید را برای گسترش فعالیتهای صلحآمیز هستهای باز کرد. مسئولین عالیرتبهی نظام بزای تکمیل نیروگاه بوشهر و دارخوین پیشنهاداتی را به غرب ارائه کردند، امّا در عوض نهتنها کمکی به ما نشد، بلکه سهم ده درصدی ایران از کنسرسیوم هستهای یورودیف هم بههیچوجه به کارمان نیامد و ما برای غنیسازی به ظرفیتهای موجود در کشور بسنده کردیم و به فکر خوداتکایی و خودکفایی افتادیم.
در این سالها راکتور آب سنگین اراک جایگزین راکتور تحقیقاتی تهران شد؛ راکتور آب سنگین برای کشور حیاتی بود، زیرا برای تولید رادیو دارو به آن نیاز داشتیم و در این میان احتیاجی هم به غنیسازی نبود و با اورانیوم طبیعی میشد به اهداف مدنظر در کشور رسید.
در این میان غرب گمان میبرد که با امنیتی کردن موضوع هستهای ایران میتواند جلوی پیشرفت ما را گرفته و کشور را در راه رسیدن به انرژی صلحآمیز هستهای از حرکت باز نگه دارند. امّا حاشا و کلا. پس از صدور دو قطعنامهی ضد ایرانی شورای حکام در خرداد و شهریور ۱۳۸۲ مسئولیت رسیدگی به پروندهی هستهای کشور از وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی گرفته و به شورایعالی امنیت ملّی سپرده شد؛ در واقع مسئولین عالیرتبهی کشور با هوشمندی نگذاشتند ما در چاه ویلی که غرب برای ایران کنده بود فرو بغلتیم و روند پیشرفت خود را سد کنیم. اینطور بهنظر میرسید که غرب با چنگ و دندان نشان دادن و صدور قطعنامه در شورای امنیت بر علیه ایران میتواند هم ما را به توقف فعالیتهای هستهایمان وا دارد و هم از ایران بهعنوان مهرهای در جهت خواستههای خود در منطقه استفاده کند، ولی زهی خال خام. در بحبوحهی این جدال ما به فناوری غنیسازی اورانیوم و راهاندازی زنجیرهی کامل غنیسازی در نظنز دست پیدا کردیم و عملاً مرکز فرماندهی غرب در زمینهی توقف فعالیتهای هستهای خود را آچمز کردیم. ما در سال ۱۳۸۴ از سانتریفیوژ P۱ بهره میبردیم، ولی با رشادتهای دانشمند شهید، «مجید شهریاری» در این زمینه هم به خودکفایی رسیدیم و در ادامه از سانتریفیوژهای پیشرفتهتری نظیر ir۱, ir۲, ir۲m, ir۴, ir۶ و ir۸ رونمایی کردیم. کار بزرگ دانشمند شهید ما به اینجا ختم نشد و وی توانست با تلاشهای مستمر خویش ایران را به توانایی غنیسازی اورانیوم تا غنای ۲۰ درصد برساند. غنیسازی اورانیوم تا غنای ۲۰ درصد به این معنا بود که رسیدن به درصدهای بالاتر فقط مسئلهای محدود به زمان بود و همین اتفاق غرب را نگران میکرد. آنها با ترور دکتر شهریاری -که حتی یک ریال برای این کار ارزشمند از جمهوری اسلامی ایران طلب نکرد- و دیگر دانشمندان قصد ضربه زدن به ایران را داشتند، ولی نمیدانستند و همچنان هم نمیدانند که این فرایند با ترور عزیزترین فرزندان این کشور نهتنها متوقف نمیشود، بلکه عزم ما را در جهت رسیدن به آنچه در طلبش هستیم بیش از پیش جزم میکند. حال ما در چشماندازی که برای خود قائل شدیم باید تا سال ۱۴۲۰، ۷۰۰۰ مگاوات برق هستهای را در مدار قرار دهیم و چراغ خانههای ایرانیان را روشن کنیم. آن روزگار که غرب دست بالا را در مواجهه با پروندهی هستهای ما، بهخصوص در زمان رژیم پهلوی در اختیار داشت به پایان رسیده و ما اکنون با تکیه به توان بالای خود خواهیم توانست به قدرت کمنظیری در زمینهی اتمی دست پیدا کنیم. در زمینهی رادیو داروها هم پس از تحریم شرکت پارس ایزوتوپ که عملاً بزرگترین شرکت تامینکنندهی داروهای رادیواکتیو کشور بود محققان و دانشمندان این حوزه بیکار ننشستند و دست به خودکفایی زدند. رادیو داروها در زمینهی تشخیص سرطان کارآمدی بینظیری دارند و ایران توانست داروی رادیم ۶۸ را در اینخصوص تولید کند و به خودکفایی برسد. محمّد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی نیز چندی پیش اعلام کرد که ما به تراز جهانی در زمینهی تولید رادیو داروها دست پیدا کردهایم وبه پیشرفت خود ادامه خواهیم داد. در حقیقت این جمهوری اسلامی بود که علیرغم تمام سمپاشیهای رسانهای با اقتدار توانست در زمینهی هستهای دست رد به سینهی غرب و غربگرایان بزند و با اتکا به ظرفیتهای بومی کاپیتولاسیون هستهای را منکوب کند و نطفهی شوم شکل گرفته در زمان پهلوی در این حوزه را از میان بردارد.