در سالهای اخیر میبینیم که در تحلیلها و سخنرانیهای گوناگون از مباحث مربوط به جنگ ترکیبی استفاده میشود. جنگ ترکیبی چه نوعی از نبرد است و چه ویژگیهایی دارد؟
جنگ ترکیبی، جنگی است که در آن یکی از طرفین درگیری از همه عرصههای گوناگون نبرد به طور همزمان استفاده میکند تا اثرات اینها را به صورت همافزا بر رقیب خود بگذارد. جنگ ترکیبی به یک راهبرد نظامی گفته میشود که آمیختهای از جنگ سیاسی، جنگ کلاسیک، جنگ نامنظم، جنگ مجازی، خبررسانی جعلی، دیپلماتیک، تلاش حقوقی- قضایی، مداخله در انتخابات کشورها، برهم زدن بافت جمعیتی، تهاجم فرهنگی، استفاده از اختلافات دینی و اینگونه موارد است.
در تعریف دیگر جنگ ترکیبی، هسته مرکزی این نبرد، جنگ شناختی است که بر اساس آن چندین نوع عملیات دیگر بر طرف مقابل تحمیل میشود. در نهایت این چند نوع جنگ و در رأس آنها جنگ شناختی تأثیرات لازم را بر اذهان و ادراک مخاطبان بر جا میگذارد.
مجموع همه اینها در حقیقت یک جنگ محاسباتی است برای تغییر و اثرگذاری در محاسبات کشور مورد هدف، بنابراین جنگ ترکیبی یک جنگ هشتگانه است که جنگ شناختی را در صدر خود دارد و پیرامون آن جنگ اطلاعاتی، امنیتی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و به نوعی بیثباتسازی و معتبرسازی تهدید نظامی قرار دارد. اگر همه این انواع عملیات باهم ترکیب شود، به فشار افکار عمومی منجر میشود و ادراک مخاطب عمومی آماج و مورد هدف قرار میگیرد تا بر ادراک مسئولان کشور هدف فشار آورده و در نهایت منجر به تغییر محاسبات شود.
تفاوت حرکت اخیر دشمن را در اغتشاشات سال ۱۴۰۱ با موارد مشابه آن، برای مثال فتنه۸۸ در چه میدانید؟
مشابهتها و تفاوتهایی با حرکتهای گذشته وجود دارد. مشابهت آن با فتنه۸۸ این است که در هر دو مورد اساس و بستر اصلی، جنگ شناختی بود. در فتنه۸۸، موضوع تقلب در انتخابات یک جنگ شناختی بود، در حال حاضر هم با کشتهسازی، دروغپردازی و موضوعاتی از این دست، یک جنگ شناختی در جریان است.
نقطه شروع جنگ ترکیبی، جنگ شناختی است که این نوع جنگ بر ذهن مخاطبان کشور مورد هدف، اثر خود را میگذارد. رسانههای نوین در این نوع جنگ از همه بیشتر کاربرد دارند و مهمترین ابزار، این رسانهها هستند. در ادامه و در صورتی که این مرحله جنگ با موفقیت انجام شود و ذهن نخبگان کشور آماج به اسارت دربیاید، طبیعی است که ذهن عامه مردم نیز به اسارت درمیآید.
تفاوت اغتشاشات۱۴۰۱ با فتنه۸۸ آن است که در فتنه ۸۸ بعد از جنگ شناختی، مهمترین عرصه، جنگ سیاسی بود. یک گسل سیاسی در درون کشور با محوریت جنگ شناختی (القای تقلب در انتخابات) به وجود آمد و کشور را به آشوب کشاند و به دنبال تغییر محاسبات سران نظام برای ابطال انتخابات بودند تا کشور را به سمت هرجومرج بیشتری ببرند، اما در حوادث اخیر، یک جنگ شناختی با موضوعات فرهنگی- اجتماعی درباره مسئله زنان شکل گرفت و به دنبال آن، موضوع را به عرصه فرهنگ، اجتماع و سیاست کشاندند و به سرعت وارد عرصه بیثباتسازی یعنی جنگ اطلاعاتی و امنیتی شدند.
متعاقب آن کشورهای اروپایی و امریکا با حمایت از اغتشاشگران و پیگیریهایی که انجام میدهند، جنگ را وارد عرصه دیپلماسی کردند، بنابراین برای آنها مطلوب بود که خروجی نهایی جنگ ترکیبی پیرامون اغتشاشات۱۴۰۱ باید تغییر محاسبات ملت و حکومت ایران و پذیرش خواستههای امریکا در یک توافق باشد.
آشوبهای اخیر به جز تبعات سیاسی و امنیتی، چه کارکردهای دیگری برای دشمن داشت و در واقع ایران به چه سمتی در حرکت بود که دشمن خواست در آن ایجاد اختلال کند؟
امروز ایران به یک قدرت و بازیگر فرامنطقهای در مناسبات جهانی تبدیل شده است. این مهم باعث شده است دشمن برای مهار این قدرت فرامنطقهای مترصد بهرهگیری از این فرصت جنگ ترکیبی شود. همانطور که رهبر معظم انقلاب اشاره کردند، کلید تحلیل حوادث اخیر، تلاش دشمنان برای جلوگیری از قدرتمند شدن ایران است. برای اینکه چرایی شروع این جنگ ترکیبی را بفهمیم، باید سراغ مسئله قویتر شدن ایران برویم. ایران در واقع در شرایطی قرار گرفته است که در چهارراه جهانی، نقش کلیدیای را در تغییر موازنه و تأثیر بر محاسبات و نظم جهانی دارد. ایران در کنار چین و روسیه سرشار از انرژی و موقعیت ژئوپلتیک بوده و بازیگر بسیار تأثیرگذاری در مناسبات جهان خواهد بود، از این رو دشمنان ما با فهم این مناسبات، تلاش کردهاند با فتنهانگیزی قدرت ایران را مهار کنند. در همین روزها دستگاههای کشور ما علاوه بر اینکه پاسخگوی مطالبات مهم مردم هستند، به کار خود در حوزههای پیشرفت و قدرت ادامه میدهند، برای مثال، در همین چند وقت اخیر شاهد رونمایی از مصادیق پیشرفت کشور در حوزه موشکهای فراصوت موسوم به هایپرسونیک بودیم. از طرف دیگر، سامانه پدافند باور۳۷۳ و موشک ماهوارهبر قائم را رونمایی کردیم. همه این موارد نشان از آن دارند که پیشرفت ایران با چنین حرکاتی متوقفشدنی نخواهد بود.
همانطور که اشاره کردید در این جنگ شناختی، فعالیت رسانهها و دروغپردازی آنها بسیار سنگین بود. این فعالیت رسانهای چه خصوصیات و ویژگیهایی داشت و چه وقایعی را توانست برای ناظران بیرونی روشن کند؟
جنگ رسانهای ابزار مهم جنگ شناختی است. امروزه عمدتاً از طریق رسانهها، استراتژی فریب و گمراه کردن افکار عمومی در حال پیادهسازی است. در جنگ شناختی، ذهن مخاطب اسیر میشود، باید تلاش کنیم آنها را که گرفتار شدهاند، آزاد کنیم. راه آزاد کردن این افراد جهاد تبیین است. خواص اکنون باید به مسئله تبیین به عنوان یک جهاد نگاه کنند. هر چقدر جهاد تبیین به درستی انجام و دروغهای دشمن در جنگ شناختی برملا شود و هر چقدر رسانههای مهاجم جنگ شناختی مانند رسانه ایراناینترنشنال و بیبیسی بیاعتبار شوند، به آزادسازی اذهان مردم به ویژه نوجوانان و جوانانی که امروز بیش از هر کس دیگری اسیر این جنگ شناختی شدهاند، کمک میشود.
آیا فکر میکنید این اغتشاشات میتواند تأثیری در حرکت کلی جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران داشته باشد؟
قاعدتاً در فتنههای اخیر هم ریزش و هم رویش وجود دارد. تجربه نشان داده است ما در فتنهها در کوتاهمدت ضرباتی را در حوزههای مختلف متحمل شدهایم، اما در جایی که نیروهای انقلاب پای کار آمده و سهم خودشان را به میدان آوردهاند، خدا نیز یاریشان کرده و همان نقطه باعث رویشها و برکات فراوانی برای ما شده است.
در فتنه۷۸ ما شاهد تبیین مسئله بودیم و بعداً آثار و برکات آن را مشاهده کردیم. در فتنه۸۸ هم همینگونه بود و در سالهای بعد برکات و رویشهای انقلاب جوانه زد. در این فتنه هم اگر چه ابتدا به طور محدود خرمشهرهای اذهان عمومی را در نقاطی از دست دادیم، اما یقیناً این خرمشهرها بازپسگیری خواهند شد و ما به ثبات اذهان خواهیم رسید و رویشهایی را در این رابطه خواهیم داشت. در این نبرد مهمترین دستاورد ما میتواند این باشد که نسل نوجوان و جوان ما (دهه نودیها و هشتادیها) متوجه این جنگ ترکیبی و توطئههای دشمنان میشوند و هوشیارتر و باتجربهتر از گذشته خواهند بود. این مسائل باعث میشود جوانان ما با این جنگها و آثار سوء آنها آشنا شوند و حقانیت و صلابت جمهوری اسلامی هم برای آنها روشنتر شود. در عین حال این حوادث نشان میدهد جمهوری اسلامی مانند گذشته باصلابت به کار خود در پیشرفت و قدرتافزایی ادامه میدهد و احترام و ستایش جهانیان را بیش از پیش متوجه خود خواهد کرد.