وقتی از تیم امید حرف زده میشود، یعنی دقیقاً تیمی که آینده فوتبال ملی است، یعنی آینده تیم بزرگسالان، یعنی همان تیمی که باید در روزهای فیفا بازی داشته باشد، برود در جام ملتهای آسیا بازی کند و همان تیمی که باید برود جام جهانی.
تیم امید یعنی همینها که گفتیم، یعنی تیم ملی آینده، حالا بماند که این تیم باید به المپیک برود و ابتدا خود را در بزرگترین آوردگاه ورزش جهان نشان دهد یا اینکه حداقل به بازیهای آسیایی برود و آنجا عرض اندامی داشته باشد. تمام اینها که گفتیم بدیهیاتی است که همه در خصوص امیدهای فوتبالشان اجرا میکنند. رقبای آسیایی فوتبال ایران سالهاست با سرمایهگذاری روی تیمهای امیدشان عملاً تیمهای ملی بزرگسالانشان را تجهیز میکنند، اما اینجا و در ایران امیدهای فوتبال سالهاست به حال خودشان رها شدهاند.
این روزها فدراسیون فوتبال مشغول کارهای دیگری است، در حالی که وظیفه اصلی آقایان انتخاب سرمربی برای تیم امید و تعیین تکلیف آن است، اما مهدی تاج و رفقا فعلاً سر سفره فوتبال نشستهاند و میخواهند جبران دو سالی را که از این سفره دور بودهاند، بکنند، پس فعلاً بیخیال تیم امید، اصلاً المپیک یعنی چه؟
تاریخ فوتبال ایران روزهایی را به یاد دارد که بها دادن به فوتبال پایه و به خصوص جوانان و امیدها کاری کرده بود که ایران در مسابقات آسیایی و منطقهای با تیم دوم خود که متشکل از همین جوانان و امیدها بود، شرکت میکرد و نتیجه هم میگرفت، اما سیاست غلط فدراسیون فوتبال در تمام دهههای گذشته و توجه صرف به تیم ملی بزرگسالان به هر قیمت ممکن حالا کار را به جایی رسانده است که عملاً تیمهای پایه فوتبال ایران هیچ حرفی برای گفتن ندارند و تازه این در شرایطی است که چنین تیمهایی اصولاً وجود خارجی داشته باشند، والا اوضاع از این هم بدتر میشود.
وضعیت امروز تیم فوتبال امید ایران یک نمونه فاجعهبار در مقابل دیدگان همه است. تیمی که بعد از پایان قرارداد سرمربی سابقش دیگر تشکیل نشد! بازیکنانش به امان خدا رها شدند و فدراسیون هم قرار است اگر فرصت پیدا کرد و از تیم ملی شکستخورده بزرگسالان نگاه برداشت، در خصوص سرمربی آینده آنها تصمیمگیری کند. حال و روز امروز تیم امید همان حال و روز آینده فوتبال ایران است؛ تیمی که بازیکنانش از همین الان خود را نیمکتنشین لژیونرهای تیم ملی میبینند و باید منتظر باشند تا آنها به نوعی از کوران مسابقه خارج شوند تا شاید بتوانند جایشان را بگیرند، یعنی در حالی که باید در قالب تیم امید به مصاف رقبا بروند و آبدیده شوند، بدون سپری کردن این مرحله به تیم ملی میرسند و نیمکتنشین لژیونرها میشوند.
طبیعی است که چنین پشتوانههای لرزانی به کار آینده فوتبال ایران نخواهند آمد و سرنوشتی جز شکست نصیبشان نخواهد شد. امیدهای فوتبال ایران این روزها در سایه سوءمدیریت حاکم بر فوتبال در حال وقت تلف کردن هستند. مسابقات مقدماتی و انتخابی المپیک نزدیک است و کشورهایی که میخواهند در فوتبال بزرگترین آوردگاه ورزش جهان حضور داشته باشند، از مدتها قبل کارشان را شروع کردهاند و برنامه ریختهاند، اما امیدهای ایران فعلاً منتظر معرفی سرمربی تیمشان هستند. بماند که بعد از معرفی هم حتماً زمان زیادی را از دست خواهیم داد تا جناب مربی بازیکنان را بشناسد و ببیند برای موفقیت و رسیدن به نتیجه مطلوب اصلاً از کجا باید کار را شروع کند.