مهمترین امید دشمنان برای ضربهزدن به کشور بعد از تحمل ناکامیهای زنجیرهای در میدان نظامی و ناامید از براندازی نظام اسلامی از طریق جنگ سخت، امید به اعتراضات مردمی است. دشمن با وجود اینکه در راهبرد بی ثباتسازی و ایجاد ناآرامی با ناکامی روبهرو شده است درعین ناامیدی همچنان بر براندازی از طریق آشوبهای اجتماعی و قرار دادن مردم مقابل نظام اصرار دارد. آشوبهای مهندسی شده چند ماهه گذشته نمونه بسیار پیچیده آن بود که در سایه همدلی و همگرایی مسئولان و مردم به شکست انجامید. واکاوی چرایی شکست دشمن درآشوبهای اخیر و اینکه دلایل این شکست چه بود نیازمند ارزیابی دقیق است.
درباره دلایل شکست و محاسبات دشمن درآشوبهای اخیر سه دلیل عمده یعنی درایت حاکمان سیاسی، آگاهی جمعی جامعه از یکسو و مشورت غلط ضدانقلاب به طراحان نقشه براندازی ازسوی دیگر نقش کلیدی داشت. اتخاذ «راهبرد صبراستراتژیک» از سوی نظام اسلامی در برابر راهبرد سوریهسازی ایران، عامل کلیدی در شکست دشمن بود که میتوان از آن به عنوان پیروزی حکمرانی اسلامی در نبرد راهبردها بردشمن یاد کرد. در سطح دوم که میتوان به عنوان بخش سخت و پیچیده نبرد با دشمن در آشوبهای اخیر از آن یاد کرد، پیروزی افکارعمومی برجنگ ترکیبی نرم دشمن بود. دراین شرایط جنگ نرم، مردم با تأمل توأم با طمأنینه در همراهی با «راهبرد صبر استراتژیک نظام» و خوانش درست از اقدامات دشمن، بار دیگر هوشمندی و قدرت تحلیل خود را به نمایش گذاشتند. در سطح سوم نیز که میتوان از آن به عنوان فریب راهبردی دشمن یاد کرد، اشتباه محاسباتی بود که دشمن به دلیل مشاورههای غلط و دادههای نادرستی که افراد اپوزیسیون و ضد انقلاب خارجنشین و فراریان فرصتطلب در اختیار او قرار داده بودند، مرتکب شد. در این بخش هم دشمن دچار ناکامی شد و هم اپوزیسیون اعتبار سیاسی خود را نزد اربابان خود از دست داد. نکته نهفته دردلیل سوم این است که افکارعمومی و عقلای جامعه سیاسی و رسانهای غرب نیز به حماقت کشورهای غربی و جریان اپوزیسیون درحوزه محاسبات سیاسی پی بردند. شکست محاسباتی دشمن در نبرد راهبردها و نبرد ارادهها در مقابل نظام و جامعه اسلامی حاوی پیامهایی است که به اختصار به اهم آنها اشاره میکنم: ۱- انقلاب اسلامی به عنوان یک پدید پویا و زنده و پیشرونده تابع اراده قوی ملت و حاکمیت است و این اراده مشترک همواره ضامن نظام اسلامی و عامل شکست دشمن بوده است و خواهد بود. ۲- پیام دوم اینکه مسیر و نقشه راه انقلاب درست است و برپایه اصول بنیادین بنیانگذار انقلاب در حرکت است. استمرارآن درشرایط بحران و تهدید نیز درگرو وجود روحیه انقلابی و اراده معنوی ملت و حاکمیت است. ۳- پیام سوم اینکه ذات و طبیعت جمهوری اسلامی مخالف ظلم و استبداد و استعمار است. از این رو دشمنی متناسب با شرایط و تحولات جامعه اسلامی مهندسی جدید برای مقابله با آن خواهد داشت، توفیق در این مبارزه دوامدار درگرو صیانت از این ویژگی ذاتی انقلاب است. ۴- پیام چهارم اینکه دشمن همواره درحال بازتولید و بازمهندسی سناریوهای خود در مقابله با انقلاب اسلامی است، از این رو نباید از کید او غفلت کرد و آن را دستکم گرفت. ۵- پیام پنجم اینکه نخبگان و مسئولان و ذینفوذها در آشوبهای اخیر به نیکی دریافتند که در شرایط پیچیده جنگ شناختی امکان دچار شدن به اشتباهات محاسباتی وجود دارد، این اشتباه محاسباتی به دلیل ضعف دستگاه تحلیل یا غرورتحلیلی هر تحلیل گری را تهدید میکند بهتر است ازاین تجربه برای شرایط مشابه درآینده بهره بگیرند و از تکرار خطاهای محاسباتی خود دربرابر دشمن عبرت بگیرند. ۶- شکست محاسباتی دشمن یک پیام کلیدی نیز داشت. آن اینکه در شرایط بحران نباید سکوت کرد و مهمتر از آن اینکه باید مرزبندیها با دشمن را رعایت کرد و درتله عملیات روانی دشمن گرفتار نشد. ۷- بالاخره اینکه اعتقاد مردم و گرایش آنها به دین و انقلاب، امروز از اول انقلاب بیشتر است؛ علت پیشی گرفتن مردم درتحلیل وقایع و رخدادها درشرایط پیچیده بحران نیز نتیجه همین امر است.
در پایان چند توصیه راهبردی به مسئولان و اصحاب سیاست و رسانه و نخبگان اهل تحلیل ارائه میگردد که شاید درحوزه سیاستگذاری و تصمیمسازی مفید فایده باشد.
۱- اتخاذ تدابیری برای پیشگیری ازطرح دشمن و ضدانقلاب برای هویتزدایی ازانقلاب و وارونهنمایی حقیقت نظام اسلامی و جلوگیری از تحریف گفتمان امام و انقلاب و اصول و آرمانهای بنیانگذار انقلاب.
۲- جلوگیری از نفوذ ارتجاع (جریان تحجر و تجدد) درحوزه برنامهریزی و مدیریت که منشأ افراط و تفریط در شیوه حکمرانی و سبک زندگی هستند. ۳- تبیین حقایق انقلاب اسلامی و کارکرد و دستاوردهای انقلاب اسلامی و نظام اسلامی با بهرهگیری از دو تکنیک اقناعسازی مخاطبان و خنثیسازی راهبردهای عملیات دروغ پردازیها و فریب و جنگ روانی دشمن.
۴- بهرهگیری از سرمایه اجتماعی علمی و معنوی جامعه برای پیادهسازی راهبرد تولید ملی و استحکام بخشی داخلی. ۵. جلوگیری از القای بنبست در کشور با اصلاح روشهای مدیریتی و تقویت کارکردسازمانها و نهادها در حل مشکلات معیشتی جامعه. ۶- طراحی راهبرد دقیق تضمینی برای مبارزه با فساد و رانت در ابعاد سیاسی و اقتصادی و پاکسازی دستگاههای مدیریت از فساد و مفسد و ۷. طراحی شبکه مطمئن رسانهای برای اطلاع رسانی دقیق از کارکردها و اقدامات مثبت دولت در شرایط جنگ روانی. باید توجه داشت که کارنامه مسئولان در گرو تلاش و مجاهدت آنهاست. تلاش و مجاهدت در سایه روحیه جهادی و مدیریت جهادی مفهوم واقعی خود را پیدا میکند. راز اشتباه محاسباتی دشمن نیز در همین مفهوم روحیه جهادی و الگوی مدیریت جهادی نهفته است.