اساتید بنام هنر انقلاب اسلامی در نمایشگاه «سردار دلها» آثار خود را با موضوع سردار شهید حاج قاسم سلیمانی به معرض دید علاقهمندان قرار دادهاند. اساتید بنام هنر انقلاب اسلامی در نمایشگاه «سردار دلها» آثار خود را با موضوع سردار شهید حاج قاسم سلیمانی به معرض دید علاقهمندان قرار دادهاند. استاد علی محمد شیخی، از اساتید پیشکسوت هنر انقاشی انقلاب اسلامی که از روزهای ابتدایی تأسیس حوزه هنری تاکنون در آن فعالیت دارد، از جمله اساتیدی است که در نمایشگاه سردار دلها حضور دارد، استاد شیخی در گفتوگو با «جوان» به موضوع تولید آثار تجسمی با محوریت شهید سلیمانی پرداخته است.
استاد، شما با دو اثر در نمایشگاه سردار دلها حضور دارید، چه زمانی در جریان برگزاری این نمایشگاه قرار گرفتید؟
ما جزو بچههای حوزه هنری هستیم و هر لحظه آماده به خدمتیم، کارهایی را که اکنون فراخوان داده میشود ما بدون فراخوان انجام میدهیم. این اثری را که با موضوع سردار سلیمانی در نمایشگاه است سه سال پیش کار کردم.
پیش از شهادت سردار این کار را خلق کردید؟
نه همان روز شهادت سردار شروع به کشیدن این تابلو کردم، حتی عکسی هم از سردار نداشتم و یک عکس سیاه و سفید پیدا کردم و شروع به کشیدن کردم. نگاه نکنید که اکنون تصاویر سردار سلیمانی زیاد شده، در آن روز شهادت این حجم عکس و تصویر منتشر نشده بود. یادم هست که یک روز تعطیل بود و قرار شده بود که چند روز پس از شهادت سردار یک نمایشگاه برگزار شود. برای همین حتی بوم نقاشی را هم خودم درست کردم که بتوانم کار را انجام دهم.
این تابلو را چند روزه کشیدید؟
دو روز زمان برد. کار اکرولیک است و سعی کردم در آن نوآوری داشته باشد به خصوص در استفاده از رنگها خواستم «شارپ» باشد تا نشان دهم شهادت یک زندگی دوباره است و در آن رنگ غیر زنده نمیبینید. بچهها میگویند تا خبری میشود تو آتش به اختیار میآیی و کار تولید میکنی!
پیش از این برای چه اتفاقاتی آتش به اختیار دست به خلق اثر زدهاید؟
در این 43 سال تقریباً برای همه اتفاقات مهم این کار را انجام دادهام، مانند شهادت شهید بهشتی و رحلت امام خمینی(ره) و کار برای جبهه. وقتی امام خمینی (ره) رحلت فرمودند، من کاری را تولید کردم، آقایان که دیدند باورشان نمیشد به این سرعت یک اثری هنری تولید شود، میگفتند تو این کار را پیش از رحلت کشیدهای! آن روزها بچهها آنقدر شور داشتند که در مدت کوتاهی نزدیک به 50 تابلو خلق شد و در قالب کتاب منتشر شد.
استاد کار دومی از شما در نمایشگاه «سردار دلها» وجود دارد، که یک نقاشی قاب شده با شیشه شکسته است، درباره این اثر هم توضیح دهید؟
این یک کار سوررئالیستی است. یعنی یک کار رئال (تابلو نقاشی سردار) را در قابی با شیشه شکسته قرار دادهام. وقتی چیزی میشکند تیزتر میشود، من با این شیشه نشان دادم که شهادت سرعت و هیجان میدهد، کار ساده و مختصری بود.
کار برای سردار سلیمانی با دیگر کارهایی که در حوزه نقاشی انجام دادهاید، چه تفاوتی ازنظر حس و حال خودتان دارد؟
کار برای شهدا و امام همیشه حس و حال خودش را دارد. من بچه هیئتی دهه 40 هستم و کار برای انقلاب خودش حس و حالش را با خودش میآورد.
منظورم بیشتر اشاره به اشتیاقی است که هنرمندان در تولید کار برای سردار سلیمانی دارند، مانند همین نمایشگاه سردار دلها!
وقتی خود حضرت آقا جلودار پرداختن به سردار سلیمانی شدهاند، امت و هنرمندان هم پشت سر ایشان به حرکت در آمدهاند و از این جهت خدا رو شکر شهید سلیمانی مظلوم نیست و همه ایران دوست دارند برای او کاری انجام دهند.
به این اشاره داشتید که نزدیک به 43 سال است برای هنر انقلاب در حال خلق اثر هستید، کدام آثارتان بیشتر در میان مردم بازتاب داشته است؟
کارهایی که برای جبهه تولید کردم و کارهای عاشورایی که انجام دادهام که برگرفته از هر پرده خوانی بود خوشبختانه بازتاب زیادی داشت. من هنوز هم به بچههای جنگ ارادت دارم و هر وقت اسم این بچهها میآید خودم پیش قدم میشوم و کار تولید میکنم. متأسفانه بچههای جنگ مظلوم واقع شدهاند.
در فاصله زمانی بین دفاع مقدس تا شهادت شهید سلیمانی شاید کمتر به موضوع شهید و شهادت پرداخته میشد، علت آن چیست؟
همهاش تقصیر همین آقای مسئولان است. مردم در دوران دفاع مقدس چون صداقت میدیدند، هر کاری برای انقلاب میکردند، بچه در شناسنامهاش دست میبرد که بتواند به جبهه برود. اما الان مردم با دیدن اینکه فرهنگ جبهه تحت تأثیر فرهنگ آقازادگی قرار گرفته است، دلگیر میشوند.
شهادت سردار سلیمانی چقدر توانست دوباره آن فرهنگ جبهه میان مردم احیا کند؟
به نظرم هنوز هم باید در معرفی شهید سلیمانی به جامعه تلاش کرد. شاید بچههای قدیم جبهه ایشان را به خوبی بشناسند، اما هنوز راه زیادی برای معرفی این شخصیت به مردم در پیش است، از طرفی هم الان شرایط کشور به گونهای است که مردم درگیر روزمرگی شدهاند، ان روزها مردم به تنها چیزی که فکر نمیکردند روزمرگی بود، حتی مردم در زندگی اجتماعی و اقتصادی خود احساس کمبود نمیکردیم، اما الان این احساس کمبودها ذهنها خراب میکند، آن زمان مردم نان سفره خودشان را برای جبههها میفرستاند، اما الان شرایط فرق کرده است.
چرا این روزمرگی ما را از فرهنگ دفاع مقدس دور کرده است؟
در دوران جنگ ما انسانهایی داشتیم که بر مبنای باوری که داشتند خودشان را روی مین میانداختند، آیا نوجوان امروز ما این واقعیتها را میداند؟ وقتی سریالهای تلویزیونی عشقهای مثلثی و چند ضلعی میسازد و حتی وقتی سراغ جبهه و جنگ که میرود آن را باورناپذیر میسازد! در آن سالها فیلمهای دفاع مقدسی در عین سادگی باورپذیر بودند، اما الان فیلمهایشان باورپذیر نیست!
این آفت هنری که در فیلمها دیده میشود چقدر در فضای هنرهای تجسمی رسوخ کرده؟
زمانی که شما در محیطی باشید که چند نفر سرماخورده باشند، ناخواسته درگیر سرماخوردگی میشوید و مریضی به شما سرایت میکند، این ویروس متأسفانه وجود دارد و به خصوص جوانترها را آلوده کرده است. در حالی که هنرمندان جوان دوست دارند برای کشورشان کار خوب تولید کنند.