مادري بيترديد يك عشق و بالاترين جايگاهي است كه يك زن ميتواند به آن دست يابد. مادري بيترديد يك عشق و بالاترين جايگاهي است كه يك زن ميتواند به آن دست يابد. با وجود اين و به رغم ارزشي كه در اسلام و سبك زندگي اسلامي براي جايگاه مادري وجود دارد، تغييرات سبك زندگي و پارادايمهاي اجتماعي و گرايش به غرب موجب شده است اين جايگاه والا در جامعه اسلامي آنطور كه بايد و شايد تكريم نشود؛ موضوعي كه با فرهنگ ايراني و اسلامي در تضاد است و يكي از موانعي است كه موجب ميشود خانمها تمايل چنداني به فرزندآوري و مادر شدن نداشته باشند و تصور كنند قرار گرفتن در جايگاه مادري مانع از پيشرفت و تعالي آنها ميشود. اين در حالي است كه فرزندان تداوم تعالي انساني يك مادر به حساب ميآيند و همين مسئله ارزش و اهميت جايگاه مادري را مضاعف ميكند. سراغ مريم اشرفيگودرزي، مدرس و محقق حوزوي رفته و در اين رابطه با وي گفتوگو کردهایم.
خانم اشرفي! با وجود جايگاه بالاي مادري در اديان و فرهنگ ما به نظر ميرسد اين جايگاه در نگاه اجتماعي به واسطه برخي مسائل از جمله تقليد از غرب در ارائه الگوي زن موفق تضعيف شده است. نگاه شما به اين موضوع چيست؟
يكي از موضوعات اساسي كه بايد در باب دلايل كمرنگ شدن جايگاه مادري در جامعه نسبت به آنچه آموزههاي ديني و فرهنگي و باورهاي عميق ايراني و اسلامي به ما آموخته بودند به آن توجه كنيم، اين است كه ما به سمت گرتهبرداري از جوامع غربي حركت كردهايم. زماني كه ما با دنياي مدرنيته و پيشرفتهاي چشمگير آن مواجه شديم براي اينكه بخواهيم خودمان را به آن سري از پيشرفتها و دستاوردهاي علمي برسانيم، به اين نكته توجه نكرديم كه حق نداريم از مرزهاي اخلاقي و حدود عبور كنيم، اين در حالي است كه جامعه غرب براي دستيابي به شرايط امروزش و براي آنكه مسير اين نوع زندگي را تسهيل كند، از آن ارزشهاي اخلاقي و انساني عبور كرده بود، در حالي كه لزوماً اينطور نيست كه ما اگر بخواهيم يك جامعه تكنولوژيك، مدرن و پيشرفته داشته باشيم، بايد از ارزشهاي خودمان بگذريم. يكسري مؤلفههاي سرعتدهنده پيشرفت در كشورهاي غربي، موجب به كارگيري انسانها در زمينههايی شده كه منافع نظام سرمايهداري را بهتر تأمين و سودجويي بيشتر را براي سرمايهداران طماع ممكن كند، به همين منظور بوده است که تضعيف جايگاه انسانی بانوان را شاهديم، زيرا ميتوانست يكسري موانع را از سر راه سرمايهداران بردارد و اين موجب شد در دنياي غرب شروع به تضعيف جايگاههاي انساني كنند تا بتوانند نيروي تكاثرطلب درون خودشان را به فعليت برسانند و آن را آشكار كنند. آنها تلاش نكردند تمام مؤلفههاي وجودي انسان را با همديگر به رشد و ارتقا برسانند بلكه با زيادهروي در ماديگرايي و زيادهطلبي موجب شدند اين تصور نهادينه شود كه بايد حتماً براي رسيدن به اين دستاوردها از يكسري ارزشها عبور كرد تا بتوانند سود بيشتر را با سرعت بيشتر براي خودشان تسهيل كنند، پس شاهد بهكارگيري نيروي بانوان در جامعه با روشهاي نامشروع و نامربوط با شخصيت اصيل زنان بوديم و اين باعث شد يكي از جايگاههاي مهمي كه زن در دنيا به آن مفتخر شده و آن جايگاه مادري است تضعيف و با آسيب جدي مواجه شود. طبيعتاً وقتي خانمي تصميم به فرزندآوري ميگيرد، بايد مراحلي را طي كند و اين مراحل قسمت مهمي از وجود يك زن را با خود همراه و مشغول ميكند. اين مشغول شدن براي دنياي غرب مطلوب نيست و آن را مغاير با سرعت و كيفيت پيشرفتي ميدانند كه فكر ميكنند بايد هرچه سريعتر مسير آن را طي كنند و پشت سر بگذارند. متأسفانه زماني كه ما شروع به الگوبرداري از جوامع مدرن كرديم، اين نكته را فراموش كرديم كه حق نداريم براي رسيدن به يكسري از مطامع از ارزشها و باورهاي اسلامي و انساني خودمان عبور و ترجمه غلط آن جوامع را تكرار كنيم.
تبعات تضعيف جايگاه مادري در جامعه چه خواهد بود؟
طبيعتاً وقتي جايگاه مادر در جامعه تضعيف شود، جايگاه تربيت هم در جامعه ضعيف ميشود چراكه وجود مادر مهمترين مسئله در پرورش انسان است. وقتي جايگاه مادر رو به افول برود و تضعيف شود، تربيت انساني رو به ضعف ميگذارد. وقتي ما انسانهاي تربيتنشده و پرورشنيافته كه نتوانستهاند از مؤلفههاي انساني و آگاهي نسبت به شخصيت خودشان به واسطه دامان مادر و آغوش مادر بهرهمند شوند، داشته باشيم، طبيعتاً آن جامعه نميتواند يك جامعه رشديافته انساني و كمالگرا باشد. يك اجتماع باید شرایطی را فراهم كند كه در بستر آن انسان فرصت به فعليت رساندن استعدادهاي الهي خودش را داشته باشد. مادر در آموزههاي ديني و باورهاي اعتقادي و همينطور فرهنگ كهن، ارزش و جايگاه بسيار بالايي دارد. ما ميبينيم كه در كتب و دين ما در ادبياتي كه به كار گرفته ميشود، براي مادر از واژه ام استفاده ميشود. زبانشناسان عربي واژه ام را مبدأ تعريف كردهاند. به اين مفهوم كه مادر جايگاهش محل صدور شخصيت انساني به عنوان اولين خاستگاه است و همينطور مقصد هم مادر است. به اين جهت كه تمام ارزشهايي كه انسان بايد به آنها رجوع كند و از آنها براي يك زندگي سالم بهرهگيري كند، در بطن تربيت مادر و در دامان مادر شكل ميگيرد. پس مبدأ و مقصد به مادر ختم ميشود. هم به لحاظ فيزيولوژيك خاستگاه وجودي انسان وجود مادرش است و هم به لحاظ تربيتي مادر است كه اولين آموزههاي انسان بودن و اولين راه و روش زندگي را قدم به قدم به كودكان آموزش ميدهد. پس آنقدر جايگاه مادر با ارزش است كه ما اين جمله معروف بهشت زير قدمهاي مادران است را داريم.
و مفهوم اين جمله از نگاه شما چيست؟
اگر انساني قرار است به سعادت مطلوب دست پيدا كند كه لياقت بهشتي شدن را داشته باشد، بايد از دامان مادر رشد و پرورش درستي پيدا كرده باشد و بايد از تربيت مادر به خوبي بهرهمند شده باشد. بايد لطافتهاي وجودي مادر را خوب دريافت كرده باشد تا يك شخصيت رشديافته در چارچوب تعادلي نسبت به احساسات و عقلانيت را داشته باشد. پس با توجه به اينكه جامعه متشكل از ابنای بشريت و انسانها شكل ميگيرد و تربيت تكتك افراد و نحوه پرورش و رشد آنها ماهيت يك جامعه را به لحاظ فرهنگي اعتقادي و انساني به وجود ميآورد، اگر اين تربيت و پرورش درست شكل بگيرد، نهايتاً انسانسازي منجر به جامعهسازي ميشود و بازخورد اين به خود انسان باز ميگردد، چون انسانها در بستر همين جامعه دريافتهايي خواهند داشت كه اين دريافتها ميتواند در شكلگيري مسير تعاليشان نقش داشته و مؤثر باشد. سياستهايي كه در يك جامعه اتخاذ ميشود، برگرفته از تربيتي است كه در مجموع وقتي كنار هم قرار ميگيرد، آن سياستها و تدابير را شكل ميدهد، پس ميبينيم كه تا اين اندازه نقش مادر مهم است. اگر ما بخواهيم سازندگي را در يك وجود متجلي ببينيم و متصور شويم بايد تصويري از مادر را در ذهن خودمان تداعي كنيم.
در حال حاضر چقدر قوانين موجود از جايگاه مادري حمایت ميكند و چه ضرورتي وجود دارد زمينههاي لازم براي رشد و ارتقاي اجتماعي و خانوادگي زنان فراهم باشد و به خانمها كمك کند بتوانند ميان نقشهاي اجتماعي و نقش مادري و همسري خود جمع ببندند؟
به لحاظ جايگاه قوانين بايد توجه كنيم كه از آنچه در آموزههاي دين و شريعت ما براي حفظ شأن و جايگاه مادري وجود دارد و با توجه به اهميتي كه ذكر كرديم، بايد اهميت جايگاه و نقش مادري در تكتك مادههايي كه به عنوان قانون وضع ميشود، لحاظ شود. اگر قرار باشد يك زن تصميم به فرزندآوري بگيرد و سختي و مشقت مادر شدن را كه البته يكي از زيباترين لذتهاي دنيا را با خود دارد، بخواهد بپذيرد و قبول كند، بايد از يك بستر امنيت و آرامش برخوردار باشد و اين وابسته به قوانيني است كه در محيط خانواده و اجتماع براي تسهيل اين شرايط مادري و پذيرفتن نقش مادري وضع ميشود. ما بايد حتماً با توجه به تأكيداتی كه حضرت امام خامنهاي درباره اهميت جايگاه مادري و فرزندآوري دارند، در اين مسير حركت کنیم، البته به لحاظ علمي و عقلي هم نميتوان منكر شد كه ما به جامعه جوان نياز داريم تا بتوانيم به اهداف و آرمانهايمان دست پيدا كنيم و نبايد اجازه دهيم جامعه ما به لحاظ سني به سمت سالخوردگي پيش برود. از سوي ديگر دنيا نيازمند انسانهايي است كه با معرفت حقيقي دين آشنا شده باشند و حيف است كه ما از چنين امت و مردماني برخوردار باشيم اما اين مردمان به فكر اين نباشند كه نسل خود را پرورش بدهند و افرادي را تربيت كنند كه بتوانند بار امانت الهي را در دنيا به دوش بكشند، پس بايد به قوانيني كه قرار است جايگاه مادري را براي بانوان ما تثبيت كنند و آرامش و امنيت خاطر را براي مادران فراهم كنند، توجه كنيم. ما موظفيم در قوانين هر چه بيشتر و بيشتر آرامش و امنيت مادران را لحاظ كنيم. در حال حاضر به دلايل متعدد اين آرامش و باور در بانوان ما كه ميتوانند با كمك فضاي خانواده و جامعه از مسئوليت مادري بربيايند، تضعيف شده و اين آنها را دچار ترس كرده و به عوامل بازدارنده فرزندآوري تبديل شده است. امام خامنهاي تأكيدات بسيار مهمي درباره مسائل بانوان داشتند و بايد يكايك اين موارد را براي سياستگذاريها در موضوعات مادرزن و خانواده مورد توجه قرار دهيم. بايد وضعيت جامعه را به لحاظ اجتماعي، سياسي و فرهنگي به گونهاي لحاظ كنيم كه دغدغه جدي براي فراهم آوردن يك فضاي امنيت نسبي هم به لحاظ اقتصادي و هم به لحاظ فرهنگي وجود نداشته باشد. چه قوانيني كه مستقيم به نقش مادري مرتبط ميشود، مثل قوانين معین محيط كار و تحصيل براي بانواني كه هم خواهان پيشرفت و كمك به جامعه و خانواده و هم خواهان نقش مادري هستند. اما ما هنوز نتوانستهايم قوانين لازم را براي هماهنگي بين اين نقشهاي مادران وضع كنيم. علاوه بر اين همانطور كه رهبري هم به اين موضوع تأكيد داشتند، بايد قوانين به گونهاي باشد كه كسي اجازه خشونتورزي نسبت به بانوان را پيدا نكند و به خودش اجازه ندهد امنيت بانوان را در مخاطره قرار دهد.
در بحث اهميت موضوع خانهداري براي زنان چطور، آيا اين نقش با نقشآفريني زنان در جامعه تضاد دارد يا ميتوان بين آن تعادل برقرار كرد؟
تصريح امام خامنهاي بر موضوع خانهداري به عنوان مهمترين وظيفه زنان كه منطبق بر فطرت، تمايلات انساني و الهي آنهاست، بسيار جايگاه مهمي دارد. بايد نقش خانهداري را بسيار جدي گرفت، در عين حال ايشان تبيين صحيح داشتهاند كه خانهداري به معني خانهنشيني نيست و اگر بخواهيم جامعهاي بالنده داشته باشيم، نيازمند بانوان فرهيختهاي هستيم كه بتوانند به درستي و به شايستگي در علومي كه براي اعتلاي جامعه لازم است و در آن استعداد و توانايي دارند، فعاليت كنند و بتوانند به عنوان يك شخصيتي كه علم لازم را براي يك زندگي سالم و ساختن زندگي سالم كسب كرده نقشآفريني كنند، به خصوص در نقشهايي كه واقعاً به حضور بانوان نياز داريم. رهبري با هر گونه به انفعال و به حاشيه كشاندن نقشهاي زنانه به شدت مخالف هستند و پيشرفت بانوان را ركن اساسي پيشرفت جامعه ميدانند، اما اين ابزار خودش را نياز دارد و همچنين در نظر گرفتن ويژگيهايي كه خداوند براي يك زن قرار داده براي هر نوع فعاليت سياسي، اجتماعي و آموزشي موضوعي مهم است. طبيعتاً مسئولان هم بايد به فكر باشند تا از اين نيروي عظيمي كه در بانوان وجود دارد، در جايگاه خودش استفاده كنند، همچنان كه رهبري هم تأكيد داشتند كه بايد در رابطه با بهكارگيري بانوان انديشهساز تعبير جدي صورت بگيرد تا جامعه از استعدادهاي شگرف زنانه محروم نشود.