فراخوانی که قرار است با کاریکاتور رهبر انقلاب اسلامی را در چشم مردم غرب
تخریب کند در واقع ابرها را از چهره او خواهد زدود.
شارلی ابدو را باید یک نشریه افراطگرای فرانسوی دانست؛ مجلهای که عنوان آن کنایهای از شارل دوگل یا همان ژنرال دوگل است که در دهه 70 میلادی به دلیل توهین به وی توقیف شده است. مجله تا پیش از آن هاراکیری! نام داشت که از رسم خودزنی ساموراییها الهام گرفته شده و مسمی آن را میتوان حدس زد. مجلهای که پس از رفع توقیف در دهه80 با نام جدید به فعالیت ادامه داده است. به سابقه آن که رجوع کنیم سیاههای از افراطگرایی علیه هرآنچه فرهنگ نامیده میشود به چشم میخورد. محتوای ضد دینی تنها بخشی از سابقه این مجله را شامل میشود و جالب است که شارلی ابدو علیه فرهنگ فرانسه نیز که در آن ردپای مسیحیت به چشم میخورد سالها دست به تخریب زده است. زمانی به دلیل توهین به ژنرال دوگل توقیف شده و حالا دو دهه مقدسات مسلمانان را در تیررس خود قرار داده است اما سیاستمداران فرانسوی نه تنها به این دلیل آن را توقیف نمیکنند بلکه به اسم حمایت از آزادی بیان آن را توجیه هم میکنند.
علیه مذهب و فرهنگ جهانی
معلوم است که اولا شارلی ابدو سالهاست از قدرتی فراقانونی در کشور مهد آزادی! بهره میبرد و ثانیاً وقتی نوک پیکان افراطگرایی آن علیه مذاهب به ویژه اسلام باشد سفره آزادی مطلق نیز مقابل آن پهن میشود. حکایت شارلی ابدو حکایت برادر حاتم طایی است که احمقانهترین راه برای به شهرت رسیدن را برای خود برگزید. نشریهای که بدنامی را خیلی بهتر از گمنامی میداند. باز اگر به سابقه این مجله رجوع کنیم به وضوح منفور بودن در میان فرانسویان را مشاهده میکنیم. نشریهای که در میان نشریات فرانسوی نقش سگ هاری را بازی میکند که در هر برهه به سمت نشانههای فرهنگی مختلف پارس کرده است. از این جهت شارلی ابدو را نباید زاییده فرهنگ فرانسوی بدانیم بلکه این نشریه مولود فعالیتهای کاملاً ضد فرهنگی است که ریشه در صهیونیسم جهانی دارد و کیست که نداند صهیونیستها فرهنگ و تمدن نمیسازند بلکه ماموریت دارند بنای فرهنگی جهان را ویران کنند. از این منظر ساده انگاری است اگر فکر کنیم شارلی ابدو نشریهای صرفاً ضد اسلامی است همانطور که گفته شد این نشریه اساساً با فرهنگ دشمنی میکند و در میان مردم فرانسه نیز منفور است. اگر اسرائیل سگ پاسبان سیاستمداران غربی در منطقه اسلامی است و رسانهها و امکانات جوامع غربی را علیه آن به کار گرفته و به زنجیر کشیده است پدیدههایی چون شارلی ابدو در کشورهایی چون فرانسه دقیقا همان نقش را علیه مردم این کشورها بازی میکنند. اینجا دیگر منافع ملی فرانسویها نیز کمرنگ شده و منافع ساختار مرموز و تارعنکبوتی صهیونیسم حرف اول را میزند. امانوئل مکرون در این پروسه بیش از آنکه حافظ منافع ملی فرانسه باشد خود را فدای آن ساختار کرده است.
امروزه در غرب نه تنها مسیحیت هراسی که از قرن پانزدهم میلادی اوج گرفت نتوانسته به توفیقی مطلق نائل شود و میتوان نشانههای آن را در استحکام باورهای دینی جوامع غربی دید بلکه اسلام هراسی به مراتب و با سرعتی بیشتر به ضد خود عمل کرده است. دشمنی با اسلام و پیامبر اعظم از سوی افراطگرایانی که قطعاً اقلیتی با نفوذ هستند سرزمینهای غربی را با موج اسلام گرایی مواجه کرده است. در حقیقت عدو به وضوح در این پروژه سبب خیر شده و نام حضرت محمد بیش از هر زمان دیگری در کشورهای غربی طرفدار پیدا میکند. آن دشمن نادانی که نام محمد(ص) را امروز در میان جوامع غربی پرآوازه کرده حال قصد دارد فرزند خلفش سید علی خامنهای را که در یک سیاست رسانهای در غرب بایکوت خبری بوده به دنیا معرفی کند.
عصبانیت از شکست پروژه زن زندگی آزادی
اقدام شارلی ابدو در انتشار کاریکاتورهایی از رهبر انقلاب اسلامی نتیجه عصبانیت از بینتیجه ماندن پروژه زن زندگی آزادی در ایران هم است. فراخوانی که قرار است زعیم مسلمین را در چشم مردم غرب تخریب کند در واقع ابرها را از چهره او خواهد زدود. شارلی ابدو همان نشریهای است که محتوای آن با انتقاد جدی فرانسویان مواجه بوده و حالا معلوم است همان نشریه وقتی شخصی را مورد حمله قرار میدهد روی افکار عمومی مردم غرب و به ویژه فرانسه دقیقاً چه تأثیری برجای خواهد گذاشت. با اینحال نیش مار زنگی عصبانی و گیجی که خود را به درو دیوار میکوبد به جای اینکه از پا بیندازد پادزهر تولید میکند. دولت فرانسه نیز امروز ترجیح میدهد تمام قد از آزادی بیان این زنگی مست حمایت کند. فرانسه چه نشانهای واضح تر از این برای انحطاط میتواند سراغ بگیرد؟ طنز ماجرا این است که امانوئل مکرون اخیراً به دلیل شباهت چهره اش به هیتلر از طراح یک کاریکاتور شکایت کرده است. اینجا دیگر آزادی بیان معنایی ندارد. سیاستمدار فرانسوی دست کم برای فریب افکار عمومی به خود زحمت ظاهرسازی هم نمیدهد و حاضر نیست وقتی به دیگران نیش میزند درد یک سوزن را تحمل کند. ما در چنین دنیای پرتناقضی زندگی میکنیم.
خورشید پشت ابر نمیماند
آزادی بیان امروز در غرب فقط برای آنهایی به رسمیت شناخته میشود که اکثریت یک جامعه را نمایندگی نمیکنند و شواهد نشان میدهد در اقلیتی محض به سر میبرند. جماعتی که یک ایدئولوژی هرج و مرجطلبانه در فرهنگ و افراطگرایانه در رسانه را دنبال میکنند پردهنشین چنین قصههایی هستند و در این بلبشو آن زن مسلمانی که شهروند کشورهای غربی است از بدیهیترین حقوق که انتخاب پوشش متناسب با منزلت انسانی است بی بهره میماند. کمی که به عقب برگردیم به خوبی مشاهده میکنیم کاریکاتورهای پیامبر اسلام نه تنها صدمهای به چهره نورانی آن شخصیت الهی وارد نکرد، بلکه اتفاقاً ابرهای تیره و تار مقابل آن خورشید عالم تاب را کنار زد. سید علی خامنهای نیز فرزند خلف همان پیامبر است. حالا شارلی ابدو در مسیر همان راه طی شده گام بر میدارد و معلوم است که خورشید قرار نیست همیشه پشت ابر بماند و این وعدهای تخلفناپذیر است. آنها مکر میکنند و خداوند نیز مکر خود را نشان خواهد داد و باز معلوم است که مکر پروردگار بسی عظیم تر از مکر شیطان است.