سخن از حقوق زنان در غرب موضوعی است که شاید به دلیل بازنمایی رسانهای متفاوت از وضعیت زنان در اروپا و امریکا چندان ساده به نظر نرسد؛ تصویری که از وضعیت زنان در دنیای غرب در رسانههای جریان اصلی و برای مخاطبان سایر کشورهای دنیا به خصوص کشورهای شرقی و غرب آسیا مخابره میشود، زنان را در وضعیت ایدهآل و برخوردار از تمامی حقوق متناسب با مردان نشان میدهد. اما این واقعیت وضعیت زنان در دنیای غرب نیست، بلکه وانمودهای است که در بازنمایی رسانهای از وضعیت زن در رسانههای جریان اصلی شاهد آن هستیم؛ بازنماییهایی که موجب شده مخاطب در جهان خارج از دنیای غرب تصور کند زنان در کشورهای غربی به حداکثر مطلوب خود و به پایان و نهایت مطالبات حقوق زنانه خود رسیدهاند. این در حالی است که فقط در سادهترین و بیبحثوجدلترین حق مسلم زنان، همچنان در هزاره سوم زنان غربی در شغل یکسان با مردان، دستمزد یکسانی دریافت
نمیکنند.
در اتحادیه اروپا ۴ نوامبر ۲۰۱۹ میلادی (۱۳ آبان) روز «برابری دستمزد زنان و مردان» نام گرفته است. در این روز فعالان حقوق زنان در سراسر اروپا در چارچوب برنامههای مختلف، خواستار تعیین دستمزدی برابر با مردان میشوند.
بر اساس تحقیق اداره آمار اروپا (یورواستات) زنان کشورهای اروپایی در مقایسه با مردان حقوق کمتری دریافت میکنند. در این میان، اتریش کمترین و ایتالیا بیشترین دستمزد را به زنان میپردازند. این تفاوت در فرانسه ۱۹ درصد است (دستمزد زنان ۲۹ درصد کمتر از مردان است)، در انگلیس ۲۱ درصد و درآلمان این میزان ۲۳ درصد است. در ایتالیا نیز که بهترین است، تفاوت دستمزد بین زنان و مردان ۹/۴ درصد است، اما میزان اشتغال زنان در این کشور نسبت به دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا پایینتر است.
چندی پیش هم روزنامه «لومانیته» فرانسه در گزارشی با عنوان «زنان مجانی کار میکنند» برشی از نابرابری حقوق و دستمزد را در کشوری که طلایهدار شعارهای فمنیستی برابری جنسیتی است، روایت کرد. طبق گزارش این روزنامه اختلاف دستمزد بین زنان و مردان در فرانسه به طور متوسط به ۲۲درصد میرسد.
ماجرای ظلم به زن و نابرابریها در حق زنان در دنیای غرب به بحث دستمزد متفاوت زنان و مردان در این کشورها محدود نمیشود. وقتی میگوییم در غرب حقوق زن لگدمال میشود، نه اینکه این مسئله یک امر عام و مطلق باشد، بلکه انتقاد ما به فرهنگی است که از قرن نوزدهم با انقلاب صنعتی برای بیرون کشیدن زن از خانه و تأمین نیروی کار ارزان قیمت، انقلاب جنسی را به راه انداختند و دستاورد این ماجرا ظلم بیپایان به زنان در دنیای غرب بود.
بردهداری جنسی، دستمزد نابرابر، استفاده ابزاری از جذابیتهای جنسی زنان در نظام لیبرالیستی غربی در صنعت تبلیغات و سینما، راهاندازی صنعت سکس و همچنین ترویج همجنسگرایی، ظلم مضاعفی است که دنیای غرب در حق زنان روا داشته است و نتیجه آن را در تولد نوزادان نامشروع و بلاتکلیف و آمار تکاندهنده سقط جنین و اضمحلال ساختار خانواده مشاهده میکنیم. آن هم در شرایطی که غربیها خود را پرچمدار موضوعاتی همچون برابری جنسیتی و دفاع از حقوق زنان میدانند، اما در عمل تحت شعارهای فمنیستی همچون «حق مالکیت بر بدن»، زنان را از بدیهیترین حقوق طبیعیشان یعنی ازدواج و میل به مادر شدن و فرزندآوری محروم میکنند.
سرکی کوتاه به آمار و ارقام و گزارشهای منتشر شده در رسانههای غربی، میتواند فراتر از وانمودهها واقعیت زن را در دنیای غرب پیش چشممان به تصویر بکشد تا ببینیم زنان در امریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای غربی چگونه تحت خشونتهای خانگی و اجتماعی قرار میگیرند و حتی از دستمزد یکسانی با مردان در مشاغل مشابه برخوردار نیستند. در واقع زنان غربی انواع و اقسام مظالم را تحمل میکنند و مورد خشونت جامعه مردسالار غرب قرار دارند و بیش از ۱۵۰ سال است که زنان غربی برای به دست آوردن حداقل حقوقشان در حال تلاش و مبارزهاند؛ از مبارزه برای بهدست آوردن حق رأی گرفته تا مبارزه برای بهدست آوردن حقوق مالکیت در جامعهای که تمام داراییهای زنان متعلق به مردان بود! این مبارزه همچنان برای به دست آوردن حقوق دیگری همچون دستمزد برابر با مردان در مشاغل مشابه ادامه دارد.
اینها واقعیتهایی است که رسانهها به تصویر نمیکشند. تصویری که غولهای رسانهای جریان اصلی از زنان غربی برای ما مخابره میکنند، زنان موفق خوشحال و راضی است؛ بازنمایی تبلیغاتی برای تسری آسیبهای دنیای غرب به دیگر جوامع و استفاده ابزاری تازهای از زنان و حقوقشان برای فشارهای سیاسی و اعمال نفوذ و دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر.
از همین روست که غربیها به جای بازنمایی واقعیتهای جامعه غربی در حوزه زنان مانند بردهداری و سوء استفادههای جنسی، استفاده ابزاری از جذابیتهای زنان در تبلیغات و صنعت و مسائلی از این دست، زنانی را به تصویر میکشند که با متر و معیارهای آنها راضی و موفق به نظر میرسند؛ بازیگران هالیوودی در برابر دوربینها و در پشت تریبونها از حقوق زنان صحبت میکنند و پرچم دفاع از زنان در سراسر دنیا را به دست دارند، اما گزارش رسواییهای جنسی و سوءاستفادههای گسترده مردان از همین بازیگران سناریوی «زنان غربی خوشبخت» هر از چند گاه به بیرون درز میکند و نقاب «زن خوشحال و راضی غربی» را از چهره این بازیگران فرو میکشد. چیزی شبیه به جنبش «me too» که اگرچه خود یک سناریوی حساب شده رسانهای بود، اما بخشی از واقعیتهای دنیای غرب را آشکار کرد.