تقریبا یک ماه از بسته شدن پرونده تیم ملی ایران در جام جهانی گذشته است اما پرونده سرمربیگری تیم همچنان باز و بلاتکلیف است. بر کسی پوشیده نیست که نتایج تیم ملی در جام جهانی به هیچ عنوان قابل قبول نیست. البته رییس فدراسیون فوتبال چنین عقیدهای ندارد و در مصاحبه زنده در شبکه ورزش با طرز صحبتی عجیب و طلبکارانه نتایج را با شرایط حاکم بر تیم، تلویحا قابل قبول دانست و اعتقاد داشت ما تا لحظه آخر شانس صعود داشتیم. همگان میدانند که ما با جلال طالبی در سال ۹۸ هم در روز آخر شانس صعود داشتیم و حتی در سال ۲۰۱۸ به صعود نزدیکتر هم بودیم. در ضمن سال ۹۸ ما در برابر قهرمان اروپا یعنی آلمان قرار گرفته بودیم و در سال ۲۰۱۸ هم در برابر پرتغال صف آرایی کردیم که بسیار به صعود نزدیک شدیم. اما تفاوت جام جهانی قطر با سالهای گذشته کاملا مشهود است و نیاز به توضیح اضافه ندارد. ما در روز آخر مثل سالهای پیش در برابر یک ابر قدرت فوتبالی قرار نداشتیم. بلکه در برابر یک تیم از آمریکای شمالی حاضر شدیم که در دو مواجهه قبلی یکبار آنها را شکست دادیم و بار دیگر به تساوی رسیدیم. اما سر بزنگاه و وقتی نیاز مبرم به یک مساوی داشتیم به تنظیمات کارخانه تیم ملی در سالهای اخیر با هدایت کارلوس کیروش برگشتیم و از دقیقه یک بازی با یازده بازیکن مشغول دفاع شدیم. در طول نود دقیقه حتی یک موقعیت مسلم گلزنی ایجاد نکردیم و به سادگی نوشیدن یک جرعه آب از مسابقات حذف شدیم. فاجعه وقتی خود را عیان میکند که بازی مقابل ولز را با بازی مقابل آمریکا مقایسه کنیم. تیم ایران در برابر ولز نشان داد توان ارائه فوتبال هجومی را دارد و با یک بازی جسورانه توانست ولز را مغلوب کند و بازی چشمنوازی ارائه دهد. اما در برابر آمریکا یکی از ضعیفترین تیمهای ملی در جام جهانی بودیم و مزد ترس را گرفتیم. البته بازی مقابل انگلستان را فاکتور میگیریم که مرور دوبارهاش دل هر طرفداری را خون میکند اما به زعم مهدی تاج ما یک نیمه را سه بر دو باختیم و در نوع خود قابل اعتناست! باید توجه داشت که از کارلوس کیروش انتظار بیشتری نمیرفت. او پیش از این هم نشان داده که استاد کشتن خلاقیت بازیکنان است و در کسل کردن مخاطب تبحر زیادی دارد. به یاد بیاورید که بازی ایران و نیجریه در سال ۲۰۱۴ بدترین بازی جام لقب گرفت. کیروش اساسا اعتقادی به بازیکنان خلاق و خوش تکنیک و بازیساز ندارد و اصولا عاشق پست هافبک دفاعی است. شاید اگر مقدور بود تیم را با ده هافبک دفاعی که در بازی فیزیکی عملکرد خوبی دارند روانه میدان میکرد. شما اگر به کسی که شناختی از فوتبال ایران دارد و خارج از ایران باشد بگویید سعید صادقی، محمد محبی، مهدی قائدی و حتی امید نورافکن را به جام جهانی نبردهایم و به جایش بازیکنانی را به تیم دعوت کردیم که نه در باشگاهشان موفق بودهاند و نه حتی در تیم ملی هرگز عملکرد درخشانی داشتهاند شما را دیوانه خطاب میکند. یا وقتی به این فکر کنید که چرا با یک جای خالی به جام جهانی رفتیم و یک بازیکن جوان را نبردیم تا یک تورنمنت را حتی از روی سکو تجربه کند قطعا مغزتان سوت میکشد. به هر حال جام جهانی خیلی زود برای ما تمام شد و باید از همان روز حذف برای جام ملتها آماده میشدیم که حسرت فتح جام چهار سال دیگر تمدید نشود. اما در کمال ناباوری مشاهده میکنیم که مهدی تاج و نزدیکانش که مشخص نیست چگونه به او مشاوره میدهند هنوز تصمیمی برای تیم ملی نگرفتهاند. البته به زعم نگارنده آنها حتی پیش از جام جهانی تصمیمشان را گرفته بودند و اکنون هم میدانند که چه میخواهند انجام دهند اما بنا به دلایلی فعلا صلاح نمیدانند تکلیف تیم ملی را در رسانهها و اذهان عمومی روشن کنند. به شخصه فکر میکنم که ما باز هم با کیروش به جام ملتها خواهیم رفت(امیدوارم اشتباه کرده باشم). تمام تیمهای حاضر در جام جهانی تکلیف خود را مشخص کردهاند. ژاپن با آن نتایج شکوهمند تشکیل جلسه فنی داد و بعد از ارزیابی تصمیم گرفت با همان سرمربی ادامه دهد. توجه داشته باشید ژاپن در گروهی به عنوان صدر نشین صعود کرد که دو غول فوتبال در آن حضور داشتند اما باز هم به بررسی پرداختند و تصمیم نهایی را گرفتند. حال ژاپن را با خودمان مقایسه کنید. به یک مربی مبلغ هنگفتی را دادهایم و علاوه بر آن فرصت ۹ ساله را هم لحاظ کردهایم و تنها دستاورد ما چند حذف بوده که در نظر آقایان افتخار آمیز است! وقتی سقف خواستههای رییس فوتبال کشور باخت سه بر دو در یک نیمه به انگلستان باشد باید هم صعود از جام جهانی هر دوره بیشتر به رویا شبیه باشد. فوتبال ایران در یک دهه اخیر نشان داد که بهشت بازندههاست.
میبازیم و کف و سوت میزنیم. میبازند و دو تیم (مصر وکلمبیا) را از راهیابی به جام جهانی محروم میکنند و ما برایشان فرش قرمز پهن میکنیم و تمام قد از عملکردشان دفاع میکنیم و در رسانه ملی طلبکارانه و تهاجمی با یک مجری که وظیفهاش سوال پرسیدن است برخورد میکنیم. آقای تاج راست میگوید که پرونده ویلموتس در جیب اوست. او به خوبی میداند که پرونده ویلموتس چگونه تبدیل به یک بحران شد. علاوه بر این پرونده کیروش هم باید در جیب آقای تاج باشد. پروندهای پر از شکستهای افتخار آمیز!