اگر قرار باشد انصاف به خرج دهیم و ریشههای تورم و نوسان قیمت در بازارها را مورد اشاره قرار دهیم، باید به چالشهای مزمن اقتصاد ایران و وقایع سیاسی چه در داخل و چه در خارج از کشور توجه داشته باشیم، به عبارت دیگر امکان دارد یک بخش بر اساس آمارها دچار رشد اقتصادی و افزایش تولید و عرضه هم شده باشد، اما نرخ محصولات آن بخش در بازار با رشد مواجه شده باشند و به اشتباه به شکل هیجانی و از سر عصبانیت سیاستگذاری را که ضمن صیانت از تولید و اشتغال و جریان عرضه کالا در این حوزهها و رشد هم رقم زده باشد به شکل غیرمنصفانهای مورد قضاوت و نقد قرار دهیم، از این رو لاجرم باید مشکلات مزمن اقتصاد ایران از جمله ناترازی بودجه، سیستم بانک، چالش اورهال خطوط تولید برخی از صنایع و کارخانجات و تأمین خوراک و زیرساخت آنها، قدرتمند شدن تقاضای سرمایهای در کنار تبدیل بخشی از سپردهها به پول نقد و همچنین تحریمهای ظالمانه، ناآرامیهای اخیر و جوسازیهای گسترده در خارج از کشور و شکلگیری شائبه مرگ برجام در فضای مجازی و همچنین مورد پرسش قرار گرفتن وضعیت ارتباطات اقتصادی و سیاسی بین ایران و چین در تحلیل بازارها را در تحلیل بازارها مدنظر قرار دهیم.
کارشناسان اقتصادی منصف حتماً تصدیق میکنند که اداره دولت با افزایش عدد دولتها به دلیل تشدید بیماریها و نارساییهای مزمن اقتصاد ایران حتماً به تدریج سخت میشود، به طور نمونه بعد از اعمال تحریمهای ظالمانه امریکا در ابتدای دهه ۹۰ دولت گذشته ابایی از این موضوع نداشت که بگوید شرایط سیاستگذاری و اداره کشور سخت و خطیر است، زیرا وقتی کشوری تحت تحریم قرار میگیرد، دائماً کشورهای تحریمکننده و کشورهای همسو با آنها متغیرهایی را ایجاد میکنند که شرایط برای کشور هدف سخت و پیچیده شود، به ویژه آنکه باعث و بانی و سفرهدار اعمال تحریمها نیز کشوری، چون امریکا باشد که در جعبه ابزار خود انواع و اقسام تحریم را برای اعمال افشار حداکثری بر کشور هدف حاضر و آماده دارد و همپیمانان نیز از ترس آنکه مورد غضب امریکا قرار بگیرند، هر نوع همراهی تحریمی رسمی و ثبتی و تحریمی غیررسمی و غیرثبتی با آن میکنند تا کشور هدف به هر بهای ممکن به زانو دربیاید.
در شرایط کنونی در دنیا کشورها اگر انصاف داشته باشند، میدانند در عرصه بینالمللی چه میگذرد و چه فشار و هزینه ناجوانمردانهای طی یک دهه اخیر به ایران وارد آمده است، از این رو بسیاری کشورها شاید در حرف و عمل، نه، اما در ایما و اشاره و وجدان اجتماعی و بینالمللی و انسانیشان ایران را به خاطر مقاومت و پایمردی در برابر امریکا با هدف احقاق حقوق حقه ملت تحسین میکنند، به ویژه آنکه در دهه اخیر ایران سلسله تحریمهایی را متحمل شده است که تنها یکی از آنها برای ساقط کردن حکومت در برخی کشورها کافی بوده است، کما اینکه تاریخ نشان داده که چطور با یک اعتصاب رقم زده شده در برخی از کشورها که بانی آن غرب بوده، حکومت از پای درآمده است، اما ایران طی دهه اخیر مقاومت جانانهای از خود به نمایش گذاشته و حق این است که پایان این مقاومت، کام ایران شیرین شود، از این رو باید در شرایط کنونی بسیار در سیاست خارجی دقت کرد، زیرا حریف وقتی دست روی نقاطی میگذارد که عامل ایجاد این دردها و فشارهای اقتصادی روی مردم در حقیقت تحریمهای خودش علیه ایران بوده است، یعنی حوصلهاش سر میز مذاکره هستهای سرآمده و قصد دارد با تحریکات داخلی و همچنین جوسازیهای بینالمللی برگهای جدید برای مذاکرات احتمالی آتی خود بر سر برجام دست و پا کند و شاید رویدادی که بین چین و عربستان افتاد نیز باعث و بانیاش کشور ثالثی بوده باشد.
«انصاف» لازمه تحلیل این روزهای اقتصاد
از حوزه اقتصاد فاصله نگیریم. بخشی از رویدادهایی که در هفتههای اخیر در اقتصاد رقم خورده است ریشههای بینالمللی نیز داشته است، زیرا تحریم و وقایع وابسته به آن کل اقتصاد ایران را با ریسکهای جدید مواجه میکند، این موضوع در کنار مشکلات مزمن اقتصاد ایران بیشک در تشدید تورم و نوسانهای اخیر در بازارها نقش داشته است، زیرا علاوه بر ناآرامیهای داخلی و جوسازیهای خارجی، اخباری در عرصه بینالمللی و فضای مجازی رقم میخورد که ایجاد رعب و وحشت کند چراکه تحریمکنندگان ایران به خوبی اقتصاد ایران را میشناسند و میدانند ۸۰ درصد حجم نقدینگی در ایران شبهپول است و کافی است بخشی از این منابع به واسطه رعب و وحشت از این بازار برای مدتی به یک بازار دیگر ورود و خروج داشته باشد یا اینکه شرایطی رقم بخورد که عدهای به دلیل مخدوش شدن چشمانداز آتی به مهاجرت روی بیاورند، این موضوع میتواند به عرضه مسکن و خودرو و لوازم خانگی و تبدیل پساندازها به ارز و حواله ارزی برای خروج از کشور منتج شود.
با توجه به توضیحات فوق باید سیاستگذار هوشیار باشد که تحریمکنندگان تکنیک و شیوههای جدیدی را در پیش گرفتهاند، زیرا حوصلهشان پای میز مذاکره سررفت که شاید بخشی از این موضوع نیز دلیلش رویدادهای انتخاباتی در امریکا و اروپا و مسائل مرتبط با حوزه انرژی و جنگ روسیه و اوکراین و وقایع احتمالی چین و تایوان باشد. بر هر روی در بعد داخلی نیاز است که در کنار ایجاد چشمانداز مثبت از آینده، آرامش و امید در جامعه ایجاد شود. بیشک سیاستها و ابزارهای مالی و پولی میتواند برای کنترل تورم در اقتصاد مثمرثمر باشد تا از این برهه عبور کنیم.
در این میان باید توجه داشت که انسجام و پرهیز از انشقاق و تشتت و تفرقه و درگیری در برهه کنونی بسیار مهم است. بیشک بسیاری از مردم در کشور از افزایش تورم کامشان تلخ میشود و نباید در برهه کنونی در شناخت ریشههای تورم دچار اشتباه و خطا شد و اشخاص و جریانها را متهم ردیف اول رشد تورم دانست، زیرا روندهای نشئتگرفته از بیماریهای ساختاری و مزمن اقتصاد و ریسکهای تشدیدشده از ناحیه تحریم و تشدید تحریم و اعمال تحریم پنهان و تحریمکنندگان در شکلگیری شرایط نوسانی و تورمی هفتههای اخیر اقتصاد مؤثر بوده است.
مشکلات مزمن و ریسکهای بینالمللی جدید
همانطور که گفته شد برای تحلیل ریشههای تورم و نوسان قیمت در بازارها، باید به چالشهای مزمن اقتصاد ایران و ریسکهای ناشی از وقایع اقتصادی و سیاسی چه در داخل و چه در خارج از کشور توجه داشته باشیم، به عبارت دیگر امکان دارد یک بخش بر اساس آمارها دچار رشد اقتصادی و افزایش تولید و عرضه هم شده باشد، اما نرخ محصولات آن بخش در بازار با رشد مواجه شده باشند و به اشتباه به شکل هیجانی و از سر عصبانیت سیاستگذاری را که ضمن صیانت از تولید و اشتغال و جریان عرضه کالا در این حوزهها رشد هم رقم زده باشد به شکل غیرمنصفانهای مورد قضاوت و نقد قرار دهیم.
باید مواردی، چون ناترازی بودجه، سیستم بانک، چالش اورهال خطوط تولید برخی از صنایع و کارخانجات و تأمین خوراک، مواد اولیه و زیرساخت آنها، قدرتمند شدن تقاضای سرمایهای در کنار تبدیل بخشی از سپردهها به پول نقد و همچنین تحریمهای ظالمانه، ناآرامیهای اخیر و جوسازیهای گسترده در خارج از کشور و شکلگیری شائبه مرگ برجام در فضای مجازی و همچنین مورد پرسش قرار گرفتن وضعیت ارتباطات اقتصادی و سیاسی بین ایران و چین و تحریک مردم در فضای مجازی و رسانههای فارسیزبان خارجی برای سرمایهگذاریهای هدفمند نوسانساز موقت در بازارها (اغتشاش در بازار) را در تحلیل بازارها و اقتصاد مدنظر قرار دهیم.
در همین راستا هر چند کارشناسان اقتصادی منصف میدانند که با توجه به بدهیهای برجای مانده از گذشته و چالشهای مزمن اقتصاد، اداره اقتصاد در دولت سیزدهم اصلاً سهل نبود و طی هفتههای اخیر نیز برخی دولتمردان جسته و گریخته به سرازیر شدن ریسکهای جدید بر سر اقتصاد ایران اشاره کردهاند، اما برخی رسانهها با مقایسه سخنان گذشته دولتمردان با سخنان امروزشان سعی در بیاعتبار کردن آنها دارند، در صورتی که این شیوه مقایسه به دور از انصاف است، زیرا ریسکهایی به اقتصاد ایران تحمیل شده است که حتی در قالب تحریم رسمی نیز قابل مشاهده نیست بلکه ریسکهای تحمیلی نامشهود بینالمللی هستند، از این رو به جای تشتت و انشقاق و تفرقه باید منسجم به فکر علاج بود و کارویژه تمامی بخشهای حاکمیتی باید ایجاد ثبات و آرامش و چشمانداز مثبت و امید و کنترل تورم به ویژه در حوزههای مرتبط با بخش غذا و دارو باشد.
فاطمیامین: افزایش قیمت خودرو متأثر از تقاضای سرمایهای بازار است
در همین راستا وزیر صمت در حاشیه جلسه هیئت دولت تقاضای سرمایهای در بازارهایی، چون خودرو و مسکن را لازمه آرامش در بازارها عنوان میکند و میگوید: شما دیدید برای یک نوع خودرو که ۱۰هزار تا عرضه میشد، حدود ۲میلیون تقاضا میآمد. آیا واقعاً ۲میلیون متقاضی خودرو داریم که پاسخ خیر است. این نشان میدهد طرف تقاضا، یک هیجانی دارد. ما آشفتگی در بازار داریم که بخشی از آن با عرضه بیشتر خودرو و بخشی دیگر با انتظامبخشی و قواعد مالیاتی قابل حل است.
سیدرضا فاطمی امین در پاسخ به پرسش خبرنگاری در خصوص علت افزایش قیمت خودرو در دو هفته گذشته میگوید: نرخ ارز از پنج مسیر بر بازارهای کشور تأثیر میگذارد. یکی روی مواد اولیه است. مثلاً در خصوص محصولی مانند خودرو حدود ۱۰ الی ۲۰درصد از قطعات آن را متناسب با نوع خودرو وارد کشور میکنیم. وقتی که قیمت دلار افزایش مییابد، قیمت تمامشده خودرو نیز بالا میرود، ولی این قیمت تمامشده با قیمتی که اکنون در بازار است، متفاوت است.
وی اضافه میکند: نکته مهم این است که از این مسیر قیمت خودرو در بازار در حال افزایش نیست. ما امروز یک قیمت تولیدکننده و یک قیمت بازار داریم. قیمت بازار بعضاً تا ۲۰۰ الی ۳۰۰میلیون بالاتر از قیمت تولیدکننده است. آنچه در این دو ماه خیلی در این بازار آشفتگی ایجاد کرده قیمتهای بازار است. قیمتهای بازار به دنبال افزایش قیمت قطعات بالا نرفته است، بلکه از آنجا که عرضه و تقاضای خودرو در بازار متوازن نیست، خودرو به نادرستی تبدیل به یک کالای سرمایهای شده و افرادی که میخواهند ارزش پول خود را حفظ کنند سراغ خرید خودرو میروند.
به گفته وزیر صمت، پس وقتی قیمت دلار افزایش پیدا میکند، قیمت خودرو نیز بالا میرود. اگر دلار نیز پایین بیاید، قیمت خودرو نیز کاهش پیدا میکند. در سالهای گذشته نیز دقیقاً قیمتهای بازار با قیمت ارز بالا رفته و با قیمت ارز نیز پایین آمده است. وی در ادامه میافزاید: برآورد ما این است که با تولید زیادی که در حال انجام است و در ماههای آتی نیز افزایش پیدا خواهد کرد و با حجم گستردهای که برای واردات پیشبینی شده است، بازار میتواند به تعادل برسد، اما نکته مهم این است که ما هم در بازار مسکن و هم در بازار خودرو یکسری قواعد را کم داریم. مانند قانون مالیات بر عایدی سرمایه که در خیلی از کشورها وجود داشته است و بازار را تنظیم میکند. از یک طرف ما باید با قواعدی که میگذاریم تقاضا را تنظیم کنیم و از طرف دیگر عرضه را افزایش دهیم.