وسوسه سرقت از خانه مرد رمال به حادثه خونینی ختم شد و عاملان حادثه روز گذشته پای میز محاکمه حاضر شدند. متهم اصلی که از دوستان مقتول است، به دادگاه گفت حادثه ناخواسته رقم خورده و انگیزه او و دوستانش فقط سرقت بوده است.
اواخر پاییز سال گذشته مردی، مأموران پلیس تهران را از ناپدید شدن دوستش رامین باخبر کرد. او در توضیح ماجرا گفت: «رامین از دوستان قدیمی من است. او سالها دور از خانوادهاش در خانه مجردی تنها زندگی میکند. رامین، معلول است و روی ویلچر مینشیند، به همین خاطر هرازگاهی به او سر میزدم و با هم در تماس بودیم، اما چند روزی است از او بیخبرم و هرچه با تلفن همراهش تماس میگیرم، خاموش است. نگرانم و از پلیس کمک میخواهم.»
بعد از این تماس، مأموران به آدرس خانه رامین رفتند که در جنوب شهر بود، اما هرچه در زدند کسی در را باز نکرد. همسایهها هم به مأموران گفتند چند روزی است مرد معلول از خانه خارج نشده است. به این ترتیب مأموران قفل در خانه رامین را شکستند، اما وقتی وارد خانه شدند جسد او را دیدند که دستمالی دور دهانش بسته و روی ویلچر افتاده بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات برای شناسایی عامل یا عاملان قتل آغاز شد و روند تحقیقات نشان داد احتمالاً قتل از سوی فرد یا افرادی آشنا اتفاق افتاده است. به این ترتیب دوست مقتول به نام پیام که با مأموران تماس گرفته بود مورد تحقیق قرار گرفت، اما مدعی شد از نقشه قتل اطلاعی ندارد.
تلاشها ادامه داشت تا اینکه با بررسی فهرست مکالمات تلفن همراه مقتول معلوم شد پیام آخرین نفری بوده که با او تماس گرفته است. با به دست آمدن این سرنخ، مرد جوان به عنوان اولین مظنون به قتل بازداشت شد. او سعی داشت پلیس را گمراه کند، اما در روند بازجوییها بالاخره به جرمش اعتراف کرد و گفت: «سالها بود که رامین را میشناختم و بهخاطر اینکه معلول بود و کسی را نداشت به او سر میزدم تا اگر کاری دارد برایش انجام دهم. مدتی بود به مشکل مالی خورده بودم و نیاز به پول داشتم تا اینکه در رفت و آمد به خانه پیام فهمیدم او پول زیادی در خانه نگه میدارد. همین موضوع مرا وسوسه کرد و نقشه سرقت از خانه او به سرم زد تا روز حادثه همراه دو نفر از دوستانم به خانه رامین رفتیم و برای انجام نقشه دست، پا و دهن او را بستیم، اما ناخواسته منجر به مرگش شدیم.»
با اقرارهای متهم و دستگیری دوستان او، پرونده کامل و به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. اولین جلسه محاکمه در شعبه دهم دادگاه تشکیل شد. با اعلام رسمیت جلسه از سوی ریاست دادگاه، از آنجایی که اولیای دم مقتول شناسایی نشده بودند، رئیس قوه قضائیه درخواست قصاص کرد. در ادامه متهم به جایگاه رفت، اما مدعی شد قتل عمدی نبوده است. او در شرح ماجرا گفت: «رامین رمال بود و درآمد زیادی داشت. از طرفی کسی را نداشت و تنها زندگی میکرد، به همین خاطر به او سر میزدم. چند باری که با هم صحبت کرده بودیم متوجه شدم او پول زیادی در خانه نگه میدارد، به همین خاطر تصمیم گرفتم از خانهاش سرقت کنم.» متهم در ادامه گفت: «برای انجام نقشه با دو نفر از دوستانم صحبت کردم و خواستم همراهم شوند. آنها قبول کردند و روز حادثه سه نفری به خانه رامین رفتیم. او معلول بود و روی ویلچر مینشست. من و دوستانم وقتی او را دیدیم به طرفش رفتیم، من دهانش را با دستمال بستم. سپس با همدستی دوستانم دستهای او را بستیم. رامین دیگر نمیتوانست فریاد بزند و تقلا کند، به همین خاطر همه جای خانه را به خوبی گشتیم، اما از شانس بد تنها یک میلیون تومان پول پیدا کردیم، آن را برداشتیم و بلافاصله خانه را ترک کردیم.» متهم در ادامه گفت: «فردای آن روز به طرف خانه رامین رفتم که از همسایه شنیدم از او خبری نیست. احتمال دادم فوت کرده است، به همین دلیل با پلیس تماس گرفتم و اعلام مفقودی کردم. باور کنید قصد قتل نداشتم. فقط میخواستم دهانش را ببندم تا با داد و فریاد او، همسایهها باخبر نشوند.»
در ادامه دوستان متهم نیز یک به یک به جایگاه رفتند و اتهام معاونت در قتل را انکار کردند. سپس یکی از آنها گفت: «من و دوستم معتاد بودیم، به همین خاطر وقتی پیام این پیشنهاد را مطرح کرد قبول کردیم، چون درآمد خوبی نداشتیم و تهیه مواد برایمان مشکل بود. باور کنید من و دوستم دهان مرد معلول را نبستیم و این پیام بود که به تنهایی با دستمال دهان او را بست. ما فقط دستهایش را بستیم.»
در پایان هیئت قضای جهت صدور رأی وارد شور شد.