کد خبر: 1370152
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
1 قاتلی که چهار سال قبل در درگیری بر سر ارثیه، پدر خود را به قتل رسانده‌بود، در آستانه چوبه دار قرار داشت، اما عمه او که تنها ولی‌دم بود، در اقدامی خداپسندانه با شرطی او را بخشید. شرط او پرداخت دیه برای کمک به کودکان نیازمند و ایتام بود
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: قاتلی که چهار سال قبل در درگیری بر سر ارثیه، پدر خود را به قتل رسانده‌بود، در آستانه چوبه دار قرار داشت، اما عمه او که تنها ولی‌دم بود، در اقدامی خداپسندانه با شرطی او را بخشید. شرط او پرداخت دیه برای کمک به کودکان نیازمند و ایتام بود. 

روز شنبه، سی‌ام مهرماه سال ۱۴۰۱، زن میانسالی در تهران به کلانتری ۱۲۹ جامی مراجعه کرد و از گم شدن ناگهانی همسر ۸۷ ساله‌اش به نام «حسن» خبر داد. 

او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «یک روز است از شوهرم بی‌خبرم. چند سال قبل همسرش فوت کرد و مدتی قبل از طریق یکی از بستگان با او آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. خانه‌مان در یکی از خیابان‌های مرکزی شهر است و من همراه همسرم در طبقه اول زندگی می‌کنیم. شوهرم از زن اولش پسری ۴۲ ساله به نام بهداد دارد که همراه همسرش در طبقه دوم خانه شوهرم زندگی می‌کنند.»

وی ادامه داد: «دو روز قبل برای من میهمان آمد و من همراه میهمان‌ها به باغچه یکی از بستگان نزدیکم در اطراف تهران رفتم. شب اول شوهرم هم آنجا بود، اما صبح آن روز گفت که در تهران کار دارد و به تهران بازگشت. ظهر با او تماس گرفتم و گفت بازار است و می‌خواهد گردو بخرد. آن روز عصر تلفن همراهش را جواب نداد و بعد هم خاموش شد. نگران شدم و به خانه‌مان آمدم، اما خبری از شوهرم نبود. با صحنه عجیبی روبه‌رو شدم. همه وسایل خانه به هم ریخته‌بود و معلوم بود سارقی به خانه‌مان دستبرد زده‌است. من و شوهرم مقداری پول برای روز مبادا پشت قاب عکس جاسازی کرده‌بودیم که متوجه شدم همه پول‌ها و تعدادی از وسایل گرانقیمت سرقت شده‌است. از سوی دیگر، فرزند شوهرم از پدرش خبری ندارد و می‌گوید یک روز قبل همراه همسرش به شمال کشور رفته‌است. الان نگران شوهرم هستم و احتمال می‌دهم سرقت اموال با ناپدید شدن شوهرم ارتباط داشته باشد.»

ردزنی تا پسر مقتول

با ثبت این شکایت، پرونده مرد گمشده به دستور بازپرس جنایی در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت. 

همسایه‌ها در تحقیقات میدانی اعلام کردند که مرد گمشده را حین ورود به خانه دیده‌اند، اما بعد از آن متوجه نشده‌اند که کی از خانه بیرون رفته‌است. بررسی دوربین‌های مداربسته اطراف محل حادثه نشان داد که حسن عصر همان روز پس از بازگشت از بازار وارد خانه‌اش شده، اما هرگز بیرون نرفته‌است. 

از سوی دیگر، مأموران دریافتند که پسر مرد گمشده که ادعا می‌کند به شمال رفته است، روز حادثه در خانه‌شان بوده و روز بعد به سفر رفته‌است. همچنین در بررسی‌های فنی، مأموران دریافتند که عامل سرقت فرد آشنایی است که از محل نگهداری پول‌ها خبر داشته است. همچنین مشخص شد مرد گمشده با پسرش اختلاف داشته‌است. 

با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران احتمال دادند که بهداد از پشت پرده گم‌شدن مرموز پدرش با خبر است و احتمالاً او و همسرش در این حادثه دست دارند. بنابراین بهداد و همسرش به عنوان مظنونان حادثه بازداشت شدند. 

اعتراف به قتل پدر

بهداد در بازجویی‌های ابتدایی مدعی شد که از سرنوشت پدرش بی‌خبر است، اما وقتی با دلایل و مدارک روبه‌رو شد، با اظهار پشیمانی به قتل پدرش اعتراف کرد. 

وی در توضیح ماجرا گفت: «وابستگی زیادی به مادرم داشتم و وقتی او فوت کرد، افسردگی گرفتم. پس از فوت مادرم، انتظار نداشتم پدرم ازدواج کند، اما او مدتی قبل ازدواج مجدد کرد و همین موضوع باعث اختلاف ما شد. ما هر روز با هم مشاجره داشتیم و بیشتر اختلاف‌های ما سر موضوعات مالی بود. هر چند او یکی از مغازه‌های بازارش را برای کاسبی در اختیار من قرار داده‌بود، اما من از او می‌خواستم بیشتر به من کمک کند و سهم ارثی‌ام را بدهد. پدرم همیشه مخالفت می‌کرد و با هم مشاجره می‌کردیم، اما هرگز تصور نمی‌کردم او را به قتل برسانم.»

قاتل ادامه داد: «عصر روز حادثه وقتی فهمیدم پدرم در خانه تنها است، به طبقه پایین رفتم و درباره موضوع ارثیه با او صحبت کردم. حرف‌های ما به مشاجره لفظی کشید. مشاجره ما ادامه داشت و وقتی درگیری بالا گرفت، خیلی عصبانی شدم و با چوبی که در خانه بود، ضرباتی به پدرم زدم. او نقش بر زمین شد و فوت کرد. پشیمان شدم و ساعتی بالای سرش گریه کردم، اما برای اینکه ردی از خودم به جا نگذارم، جسدش را پتو پیچ کردم و به بیابان‌های اطراف تهران منتقل و دفن کردم. بعد شروع به صحنه‌سازی کردم و حتی به پیشنهاد همسرم تصمیم گرفتیم به شمال برویم تا ردی از ما باقی نماند، اما دستم رو شد و الان پشیمان هستم.»

محکومیت و بخشش

متهم پس از اعتراف در دادگاه محاکمه شد و پرونده روی میز شعبه ۵ دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. تنها اولیای‌دم مقتول، خواهر او بود که برای قاتل درخواست قصاص داد. قضات دادگاه، قاتل را به قصاص و همسرش را به حبس محکوم کردند. 

رأی دادگاه پس از تأیید در شعبه ۴۹ دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرای حکم روی میز قاضی حسین درودی، دادیار شعبه دوم اجرای احکام، قرار گرفت. 

پس از این، جلسات صلح و سازش در دادسرای امور جنایی برگزار شد، اما عمه قاتل به عنوان تنها ولی‌دم که خارج از کشور زندگی می‌کرد، اصرار به قصاص قاتل داشت و رضایت نمی‌داد. در حالی که قاتل در یک قدمی چوبه دار قرار داشت و قرار بود به زودی حکمش اجرا شود، عمه قاتل از خارج به ایران بازگشت و به دادسرای امور جنایی تهران رفت و قاتل را بخشید. 

او برای بخشش شرطی گذاشت و اعلام کرد: «اگر قاتل قبول کند، او را می‌بخشم. شرط من این است که قاتل دیه را پرداخت کند و ما هم تصمیم داریم دیه برادرم را صرف هزینه ایتام و کودکان نیازمند کنیم.»

در ادامه، قاتل و خانواده‌اش شرط ولی‌دم را پذیرفتند و بدین ترتیب، بهداد به زندگی دوباره بازگشت. متهم به زودی از جنبه عمومی جرم محاکمه می‌شود.

برچسب ها: قاتل ، پلیس ، قتل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار