شغل: خانهدار! و دیگر هیچ حرفی بیشتر از این گفته نمیشود! آیا خانهداری فقط شغلی روی کاغذ است؟! مینویسیم خانهدار، اما شما بخوانید نیروی تماموقت در همه زمینهها! آن هم بدون هیچ مزد و زحمت و بیمهای! او شغلی تماموقت دارد. ۲۴ ساعت در روز کار میکند. یک مادر است، یک همسر است، یک دختر است، یک عروس خانواده همسرش است، یک ساعت زنگدار است، یک آشپز است، یک پیشخدمت، یک آموزگار و حتی یک گارسون است. در عین حال پرستار بچه هم است، گاهی نه پرستار یک بچه بلکه چندین بچه، یک مشاور و مددکار است، یک آرامبخش است، یک سنگ صبور است و این وظایف و مشاغل تمامی ندارد. همیشه تا حرف بوده از زنان خانهدار نوشته و گفتهاند، اما روی کاغذ! کاغذهایی که حتی همه حرف آنها پیگیری بیمه و در نهایت بازنشستگی است. شما که خانم خانهدار هستید، بگویید درد شما این است یا بیشتر از هر موضوع دیگری نگاه قدرشناسانه را به شغل خود نیاز دارید؟!
انکار نباید کرد که خانهداری نه یک شغل بلکه تجمیعی از مشاغل سخت و پیچیده است. از تربیت فرزند گرفته تا آشپزی و سایر وظایف مربوط به همسرداری! اما آنچه بیش از بیمه و بازنشستگی اهمیت دارد، این است که نگاه مثبتی به شغل خانهداری وجود ندارد و حرف بسیاری از زنان خانهدار این است که چرا اثرگذاری معنوی این حجم از فعالیت به چشم نمیآید. این حس برای زنانی که زمانی به فعالیتهای اجتماعی و خارج از خانه مشغول بودهاند و حالا بنا به دلایلی از جمله بیکاری و تعدیل نیروها یا تولد فرزند در خانه ماندهاند، بیشتر دیده میشود.
شاید تا قبل از اینکه بخش عمدهای از زنان شاغل نبودند، احترام و توجه به زنان خانهدار بیشتر بود، اما حالا به دلیل افزایش زنان شاغل، زنان خانهدار احساس بیارزشی میکنند و معتقدند حمایتهای کمتری از آنها صورت میگیرد.
برخی دیدگاهها ماهیت خانهداری را یکنواخت و غیرعادلانه میدانند، از سوی دیگر تصور میشود خانهداری وظیفهای است برای خانمها که در منزل انجام میدهند و همین امر موجب افسردگی، وسواس، احساس اضافه بودن، بیهدفی و پوچی و عدمرضایتمندی از زندگی زناشویی در زنان خانهدار میشود. برخی از زنان بعد از مدتی منفعل میشوند و همین تمرکز صرف روی امور منزل باعث میشود خروجیهای منفی آنها بیشتر از خروجی مثبت باشد.
با این همه زنان خانهدار از صبح تا پاسی از شب تمام وجود و عشق خود را لابهلای خشت به خشت خانه میگذرانند و از این عشقی که نثار میکنند، توقعی ندارند جز آنکه درک و دیده شوند. در این میان هستند کسانی که سعی دارند از انفعالی که روزمرگیهای خانهداری ایجاد میکند فاصله بگیرند، ولو با یک گام کوچک.
زهرا مادر حسین و علی ۳۶ ساله معتقد است، از فرصت خواب بچهها استفاده میکند و هفتهای چند ساعت مطالعه دارد. همچنین شنیدن سخنرانیهای مفیدبخش ثابت روزمرگیهای وی است. مرور اخبار روز در همه زمینهها برای وی اولویت است و اعتقاد دارد اگر بین او و اخبار فاصله بیفتد، در تربیت فرزند وی تأثیر منفی خواهد داشت و لازمه بهروز بودن، همین دانستهها و اطلاعات عمومی از فضای روز جامعه است. زهرا درویش ۴۵ ساله است. وی دارای تحصیلات لیسانس و مادر چهار فرزند در رده سنی ۱۵، ۱۱، ۷ و ۶ سال است. درویش میگوید اوایل متأهلی شغل ثابت خود را رها کرده چراکه اعتقاد داشته است برای خانه، همسر و بچههای خود باید انرژیاش را صرف کند.
وی خانه و زندگی و فرزندانش را اولین و آخرین سنگر خود میداند، اما او یک زن خانهدار صرف نیست بلکه فعالیتهای فرهنگی دارد. از عضویت در بخش فرهنگی مساجد و مدرسه گرفته تا فعالیت در حوزه روایتگری در زمینه فرهنگ شهادت.
وی میگوید: برای تربیت نسل امروز باید بهروز بود و در فضای فکری که نسل جدید قرار دارند، حرکت کرد تا با پذیرش شرایط، راهکارهای تربیتی بهتری پیدا کرد.
زهرا درویش میگوید، در هفته حداقل ۱۰ ساعت مطالعه دارد که شامل حضور در فضای مجازی، خواندن کتاب و مقاله و سخنرانی است. او معتقد است، خانهداری یک شغل نیست و چند شغل را دربر میگیرد، اما از آنجا که درآمد مادی ندارد، صرف یک وظیفه دیده میشود.
واقعاً باید یک بار برای همیشه درک کرد که زن خانهدار بیکار نیست، اما محل خدمتش را خودخواسته انتخاب کرده است. او خودش خواسته تا مجموعهای از وظایف را انتخاب و همچون پادشاهی بر این سرزمین فرمانروایی کند. نه ساعت کاری دارد و نه مرخصی و حداقل توقع و انتظار را نیز تا ابد خواهد داشت. کارفرمای او قلبش است که هرگز توان نه گفتن به او را ندارد.