راهاندازی رادیو عبری زبان «صدای داوود» در صدا و سیما در ماههای ابتدایی سال ۱۳۸۱ امیدواری زیادی در دل بسیاری از جریانات انقلابی ایجاد کرد. چه اینکه این رادیو تنها رسانه عبری زبانی بود که مخاطبان یهودی در سراسر دنیا و حتی ساکنان سرزمینهای اشغالی میتوانستند اخبار و مباحث مستقلی به دور از هر گونه اعمال نفوذ و سانسورهای معمول صهیونیستها را که در رسانههای دنیا انجام میدهند، بشنوند و قضاوت کنند.
بر اساس اخباری که آن زمان منتشر شد، شبکه رادیویی «صدای داوود» به همت معاونت برونمرزی صدا و سیما از روز سهشنبه ۲۱ خرداد مصادف با سالروز میلاد حضرت یوسف (ع)، رسماً فعالیت خود را آغاز کرد. در مورد جامعه هدف و زمان پخش آن نیز اعلام شد که «این رادیو برای یهودیان خارج از ایران (غرب آسیا) روزانه به مدت ۳۰ دقیقه پخش میشود. این شبکه رادیویی جلوگیری از یکسویه کردن اطلاعات، دفاع از جریان آزاد اخبار و اطلاعات و آگاهی رساندن به مردم را نیت اصلی خود قرار دادهاست.» نکته جالب در مورد راهاندازی این شبکه رادیویی عبری زبان این بود که جامعه کلیمیان کشورمان در همراهی با این اقدام مدبرانه و قابلتحسین مسئولان کشور حتی از همکیشان خود که مایل به همکاری با این رادیو در زمینههای ترجمه عبری، تایپ عبری و گویندگی هستند، دعوت کرد تا برای طی کردن پروسه اداری این همکاری با رادیو «صدای داوود» (یا به قول خودشان رادیو «صدای داوید») با انجمن کلیمیان تماس بگیرند!
امیدواری به «صدای داوود»
افتتاح و راهاندازی این رادیو عبری زبان توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی آنقدر مهم و قابلتوجه بود که رسانههای دنیا بالاخص رسانههای عبریزبان رژیم صهیونیستی از آن به عنوان یک بمب خبری و تغییر رویکرد کشورمان در راستای مقابله به مثل با صهیونیستها و رسانههای فارسیزبانی که علیه کشورمان راهاندازی کردهبودند، یاد میشد. حتی روزنامه راستگرای صهیونیستی جروزالم پست گزارشی در رابطه با این اقدام کشورمان نوشت: «از منظر عقل متعارف، راهاندازی شبکهای رادیویی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی کشور «رقیب» یا «دشمن»، امری معمول و بدیهی به نظر میرسد، اما اقدام ایران برای پخش برنامهای رادیویی به زبان عبری فراتر از امری عادی و معمولی است.»
بسیاری از ناظران و دلسوزان داخلی نیز از این رویکرد تعقلی مسئولان رسانهای کشور استقبال کردند و به تغییر موازنههای جنگ رسانهای در عرصه نبردهای آینده امیدوار شدند. چه اینکه اقدام متقابل و همتراز در برابر دشمنی صهیونیستها و جنگ نابرابری که علیه کشورمان ایجاد کردهاند، نشانههایی از بلوغ فکری مدیران و پذیرفتن استفاده از ابزارهای نوین در مقابله با آنها قلمداد میشد.
متأسفانه بعد از گذشت بیش از ۲۰ سال از شروع به کار این رادیوی عبریزبان که اتفاقاً با همکاری و همراهی جامعه کلیمیان کشورمان راهاندازی شد تا به حال هیچ گزارش یا خبری از عملکرد و توفیقات احتمالی یا عدم موفقیت آن منتشر نشدهاست، حتی اغلب مردم و مدیران کشورمان از وجود چنین شبکه رادیویی بیخبرند، چه برسد به اینکه توقع اثرگذاری یا ارائه گزارشی در مورد عملکرد آن داشتهباشند!
نبرد همتراز با امپراتوری رسانهای
در آن سوی ماجرا طی سالیان اخیر شبکههای خبری و رسانهای صهیونیستی تلاش زیادی برای خاموش کردن صدای متفاوت و روشنگر رسانهای کشورمان را با بهانههای مختلف در اقصی نقاط دنیا انجام داده و میدهند. نمونههای اخیر آن تحریمهای سیاسی علیه صدا و سیما و همچنین حذف شبکههایی مثل پرستیوی و العالم از روی ماهوارههاست. این اقدام جریان حامی صهیونیستها در خاموش کردن صدای آگاهیبخش و مستقل رسانههای ایرانی در حالی اتفاق میافتد که رژیم صهیونیستی در کنار امریکا به عنوان اصلیترین دشمنان مردم و کشورمان دهها شبکه و رسانه فارسی زبان برای تأثیرگذاری روی افکار مردم ایران راهاندازی کردهاند که بر خلاف دیگر شبکههای ماهوارهای دنیا تمام تولیدات و آثاری را که پخش میکنند، به صورت رایگان ارائه میدهند.
جنگ هیبریدی و همهجانبهای که طی چند ماه اخیر علیه کشورمان اجرایی شد، بدون اغراق بیسابقهترین جنگ غیرنظامی است که علیه یک کشور صورت گرفتهاست. بر اساس اسنادی که از سوی دستگاههای مسئول مورد استناد قرار گرفتهاند و همچنین با توجه به ارجاعات اسنادی که در اظهارات برخی مدیران نظام شنیده میشود، فرماندهی و هماهنگی این جنگ هیبریدی با همکاری چند کشور اصلی از جمله انگلیس، آلمان، فرانسه، امریکا و اسرائیل و پادویی چند کشور منطقه از جمله عربستان سعودی و باکو شکل گرفت.
راهاندازی شبکههای رسانهای جدید
در این سوی ماجرا تنها ابزار مقابله کشورمان با این نبرد همهجانبه و بیوقفه دشمنان برخی آتش به اختیاران فضای رسانهای و شبکههای داخلی صدا و سیما بود. اگر چه برخی از افراد شناختهشده یا به اصطلاح سلبریتیهای ایرانی به دلایل غیر انسانی و خیانتآمیزی مثل دریافت دلارهای سعودی به ملت و میهنشان پشت کردند و برای رسانههای ضد ایرانی مثل سعودی اینترنشنال مشغول پادویی شدند، اما عبور سربلند و پیروزمندانه مردم و کشورمان از این نبرد هیبریدی نشان داد که پیوند قلبی ملت و نظام در مقابل سختترین نبردهای پیچیده دنیا که یک بخش از آن برای سرنگونی دولتهای مختلفی تجربه شدهبود، گسسته نمیشود. اکنون با عبور از این موقعیت سخت ضمن تقویت عناصر قدرت و بر طرف کردن موارد ضعف کشور، یکی از برکات پیروزی در این جنگ هیبریدی باید تقویت و راهاندازی شبکههای رسانهای متعددی مثل رادیو عبری زبان «صدای داوود» برای روشنگری و برملا کردن دروغها و جعلیات رسانههای مخالف کشورمان در همه جای دنیا باشیم تا در مقابل جریان رسانهای که سعی در وارونهنمایی و عوضکردن جای جلاد و شهید را دارند، قویتر از گذشته صفآرایی کنیم.