تیراندازی همواره یکی از پیشگامان کسب سهمیه حضور در رقابتهای مهمی، چون المپیک است، با اعزامیهایی پرتعداد که تیرش در فینال همواره به سنگ میخورد. نه آنکه توانی برای رقابت با قدرتهای مطرح دنیا نداشته باشند نه، اتفاقاً تواناییهای قابل توجهی دارند که با دست خالی موفق به کسب سهمیه و حضور در تورنمنتهای مهم و معتبر میشوند، اما دست آخر بهروز نبودن سلاحها یا نتیجه تمرینات خشک یا تمرین با فشنگهای غیراستاندارد تأثیر خود را میگذارد و دستشان را از لمس مدالهایی که بیشک حقشان است، کوتاه میکند. این خلاصه داستان تیراندازانی است که همواره در مدتزمانی کوتاه از دست به اسلحه شدن میتوانند خودی نشان دهند و راهی رقابتهای معتبر تیراندازی دنیا شوند، اما اسلحههای قدیمی و کمبود فشنگ همواره آنها را در آخرین مرحله باوجود تمام شایستگیهایی که دارند از رفتن روی سکوهای رقابتهای، چون المپیک باز میدارد؛ سکوهایی که تنها چند جلسه تمرین با فشنگهای استاندارد و در اختیار داشتن اسلحههای بهروز میتواند سهم تیراندازان ایران شود، اما در آخرین لحظه و درست زمانی که ورزشکار باید نتیجه یک سال تلاش خود را بگیرد، برای تیراندازان ایران آه حسرت به دنبال دارد؛ پایانی تلخ که سالهاست تکرار میشود.
کمانهای قرضی تا یک جایی کمانداران را یاری میکند. از یک جایی به بعد، اما دیگر نتیجه دست ورزشکار نیست؛ ورزشکاری که سالها تیرش را به امید نشستن بر خال از چله کمان رها میکند، اما تجهیزات قدیمی را یارای رقابت با تجهیزات مدرن نیست و رقابت تیر رها شده از چله کمان ۲۰ سال پیش با کمانی که به آخرین تجهیزات روز مجهز است، به رقابت پیکان میماند و بنز آخرین سیستم که راننده گناهی ندارد و نه مهارت او و نه تلاشش برای فشار پدال گاز نمیتواند باعث شود او به عنوان نفر نخست از خط پایان عبور کند، وقتی سرعت و شتاب رقیبش مثل برق و باد است! ورزشکاران تیر و کمان ایران همواره جزو مستعدترین ورزشکارانی هستند که در طول سال تمریناتی سخت و طاقتفرسا را پشت سر میگذارند، اما تلاش آنها به تنهایی ضامن کسب موفقیت نیست، وقتی کمانهایشان یارای رقابت با کمانهای حریفان را ندارند. بارها شاهد گلایه ورزشکاران نامدار این رشته بودهایم که سالها با کمانهای قرضی تمرین و سهمیه حضور در تورنمنتهای مهم و معتبر را کسب کردهاند، اما برای نشستن تیر آنها به مرکز هدف، به چیزی بیش از تلاش نیاز است؛ چیزی به نام امکانات که سالهاست کمبود آن توسط کمانداران فریاد زده میشود، اما این صدا هرگز آنطور که باید به گوش مسئولی نرسیده است.
قرار بر خودکفایی در تولید قایق بود و ممانعت از خروج ارز از کشور، اما با وجود توانمندیهای جوانان ایران در تولید قایق دراگون بوت، حمایتها از این مورد خاص تنها در حد حرف بود و وعدههایی که هرگز عملی نشد. کمبود امکانات یکی از بزرگترین معضل قایقرانان ایران در طول سالهای گذشته بوده است؛ رشتهای که نه فقط قایقرانان نامداری دارد که مدالها و عنوانهای درخور توجهی را نیز در آسیا به دست آورده و همواره یکی از رشتههای پرسهمیه در رقابتهای المپیک بوده است. با وجود این، اما این مسئله هم نتوانسته است تغییری در دیدگاه مسئولان جهت مهیا کردن تجهیزات قایقرانی ایجاد کند، به طوری که حتی شاهد بودیم قایقهای واردشده بعد از پایان رقابت قایقرانان ایران در المپیک از گمرک ترخیص شدند! این در حالی است که قایقرانان ایران با قایقها و پاروهای قدیمی که تأثیر قابل توجهی در کاهش سرعت آنها دارد، موفق به کسب عنوانها و مدالهای قابل توجهی شدند، اما بدترین اتفاق شاید زمانی باشد که سرمربی تیم ملی ناچار میشود برای آنکه زحمت شاگردانش هدر نرود از خیر آبرو و اعتبار خود بگذرد و از سایر کشورها برای مسابقه شاگردانش قایق بگیرد! اتفاقی که باید مسئولان ورزش کشور را از خجالت آب کند، اما اگر این طور بود، امروز با چنین مواردی مواجه نبودیم! آن هم در شرایطی که بنا به تأیید خود آقایان، جوانان توانمند ایران توانایی ساخت قایقهای استاندارد را دارند، اما حمایت برای تولید انبوه این قایقها برای خودکفایی و تأمین امکانات قایقرانان همچنان در صف وعدههای عملی نشده مسئولان است و به دلیل همین عدمتعهد آقایان است که همین چند روز قبل افشین فرزام، سرمربی تیم ملی روئینگ ایران در جریان مسابقات قهرمانی آسیا به دلیل کمبود قایق و در اختیار نداشتن قایق مناسب ناچار میشود از کشورهای دیگر قایق مناسب بگیرد تا روئینگسواران ایران با آن پارو بزنند.
دوچرخهسواری نیز از جمله آن رشتههای ورزشی است که عدمامکانات کافی و مناسب سبب شده است ورزشکاران ایران با وجود داشتن تواناییهای قابل توجه نتوانند آنطور که باید نتیجه بگیرند. هزینه خرید دوچرخههای مجهز برای مادههای مختلف به اندازهای نیست که ورزشکاران خود از عهده تهیه آنها برآیند، خصوصاً که در رشتههایی، چون دوچرخهسواری در ایران برخلاف سایر کشورها حمایت چندانی نیز از اسپانسرها صورت نمیگیرد و درآمد اندک ورزشکاران این اجازه را به آنها نمیدهد که هم توانایی خرید مکملهای لازم را داشته باشند و هم تجهیز دوچرخههای خود را، به همین دلیل یکی از گلایههای همیشگی دوچرخهسواران قدیمی بودن تجهیزات و دوچرخههایی است که امکان رقابت آنها را با حریفانشان در آسیا هم میگیرد، چه رسد به رقابت با حریفان قدر دنیا که تجهیزاتشان در مقایسه با آنچه دوچرخهسواران ایران در اختیار دارند، تفاوتی از زمین تا آسمان داشته باشد؛ تفاوتی که طی سالهای اخیر نه فقط باعث افت دوچرخهسواری ایران شده که امکان رقابت را نیز از آنها گرفته است و ادامه راه میتواند آنها را برای همیشه از مسیر مسابقه دور و حتی بیرون کند!
اگر چه در برخی رشتهها به دلیل نبود امکانات کافی ورزشکاران بر تلاش خود میافزایند و در برخی نیز، چون قایقرانی سرمربی تیم از آبرو و اعتبار خود برای گرفتن قایق از سایر کشورها خرج میکند، اما در برخی رشتهها، چون بسکتبال با ویلچر کمبود امکانات به خوابیدن کار منتهی میشود. در این گونه رشتهها خرید تجهیزات نو به چیزی شبیه معجزه میماند و تمام تقلای ورزشکاران و برخی مسئولان تنها برای تعمیر و استانداردسازی است؛ تلاشی که در نهایت هم نمیتواند فاصله قابل توجه ویلچرهای ورزشکاران ایران را با همتایان خود در تیمهای رقیب کاهش دهد. اوضاع در این رشته گاه تا اندازهای خراب است که مربیان صراحتاً از خالی بودن دست تیمها برای تعمیر ویلچرها در لیگ داخلی میگویند و کار گاه به جایی میرسد که کمیته ملی پارالمپیک ناچار میشود برای گرفتن گوشه کار دست به جیب شود؛ اتفاقی که در آستانه رقابتهای پارالمپیک رخ داد و کمیته پارالمپیک ایران ناچار به پرداخت کمک ۳۰۰ میلیون تومانی برای تعمیر و استانداردسازی ویلچر اعضای تیم ملی ایران شد، اما این کمکها درمانی مقطعی است نه چاره کار!