کد خبر: 1123313
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
نازیسم ریشه‌دار زیر پوست آلمان یونان در اوج بحران مالی خود از سوی اتحادیه اروپا تحت فشار برای اجرای برنامه‌های ریاضت اقتصادی بود و بیش از همه آلمان بود که بر این کشور فشار وارد می‌کرد.
سیدرحیم لاری

یونان در اوج بحران مالی خود از سوی اتحادیه اروپا تحت فشار برای اجرای برنامه‌های ریاضت اقتصادی بود و بیش از همه آلمان بود که بر این کشور فشار وارد می‌کرد. واکنش مردم یونان در آن زمان اعتراضات عمومی به بسته اقتصادی و شخص آنگلا مرکل، صدر اعظم پیشین آلمان بود که تصاویر او را به شکل هیتلر درمی‌آوردند و او را متهم می‌کردند که با بسته‌های ریاضتی کشورشان را مثل زمان نازی‌ها اشغال اقتصادی کرده است. حالا هم آنالنا بربوک با همان رویکرد مداخله‌جویانه و نازیستی به وقایع اروپا و خارج از آن نگاه می‌کند و با این رویکرد است که خود را محق به چنین دخالت‌هایی می‌داند. با این حال، به نظر می‌رسد نازیسم در آلمان تنها در شکل یک روند کلی مداخله‌جویانه از رهبران آن خلاصه نمی‌شود بلکه در زیر پوست این جریان و به صورتی بی‌پرده و حتی با همان شعائر، نشانه‌ها و اهداف دوران نازی‌ها حضور دارد. پیش از این گاه و بی‌گاه، اخبار و تحلیل‌هایی در این زمینه منتشر می‌شد و حالا به شکل دیگری خود را نشان داده است که از آن به عنوان «رایش‌بورگر» نام می‌برند.
شهروندان رایش
رایش بورگر (Reichsbürger) به معنای شهروند رایش است و منظور از رایش نیز امپراطوری آلمان است که طی سال ۱۸۷۱ تا پایان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ ادامه داشت. شهروندان رایش خود را عضو جنبش رایش (Reichsbürgerbewegung) می‌دانند و معتقدند آن امپراطوری هیچ‌گاه به صورت قانونی از بین نرفته و هنوز نیز به قوت خود باقی است. آن‌ها به مرز‌های آن امپراطوری باور دارند که بخش‌هایی از دیگر کشور‌های فعلی در اروپا از جمله قسمت‌هایی از لهستان، جمهوری چک و هلند فعلی را در‌برمی‌گرفت. به نظر این گروه، امپراطوری یا همان رایش آلمان هیچ گاه از بین نرفت بلکه کشوری به اسم جمهوری فدرال آلمان که بعد از جنگ جهانی به وجود آمد، در واقع امر شرکتی است که توسط کشور‌های متفقین و بعد از جنگ به وجود آمده است. اعضای رایش‌بورگر به واسطه این تلقی از ساختگی بودن جمهوری فدرال آلمان بود که خود دست به کار شدند و به بازسازی دولت رایش اقدام کردند. رایش‌بورگر‌ها دولت موقت رایش،
Kommissarische Reichsregierung
(KRR) را در سال ۱۹۸۵ و به صورت مخفیانه تأسیس کردند و در جلسات خود کابینه دولتی داشتند که از بین اعضا انتخاب شده و مقام‌هایی همانند رئیس‌جمهور، صدر اعظم، وزیر دادگستری، وزیر کشور و وزیر دفاع داشتند. عضو‌گیری در این جنبش طبیعتاً به صورت مخفیانه انجام می‌شده و به دلیل تنوع و پراکندگی گروه‌های تشکیل‌دهنده این جنبش، به سختی می‌توان تعداد اعضای آن را تخمین زد، اما گفته می‌شود که پراکندگی اعضای آن در بخش‌های جنوبی و شرقی آلمان از جمله در ایالت‌های براندنبورگ و باواریا بیشتر از دیگر ایالت‌های این کشور است و اعضا و طرفداران این جنبش بیشتر از مردان با سنین بالا تشکیل شده چنان که بنا بر گزارش‌ها، سن اکثر آن‌ها بین ۴۰ تا ۶۰ سال است.
خشونت‌های سازمان‌یافته
دست‌کم بخشی از گروه‌ها و افراد مرتبط با جنبش رایش، گرایش‌های افراطی داشته‌اند و به آن‌ها نئونازی گفته می‌شود. در واقع، به واسطه این گرایشات افراطی بود که سازمان امنیت داخلی اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی، سازمان امنیت داخلی آلمان، جنبش رایش را از نوامبر سال ۲۰۱۶ زیر نظر گرفته و سرویس‌های امنیتی هر ایالت نیز فعالیت گروه‌های مرتبط با این جنبش را پیش از این داشتند. فعالیت‌های اعضای این گروه طیف قابل توجهی از تمرد مدنی تا اقدامات تروریستی و حتی برنامه‌ریزی برای اجرای کودتا و سرنگون‌سازی دولت فعلی آلمان را در برمی‌گرفت. از آنجا که اعضای این گروه دولت فعلی آلمان و دولت‌های ایالتی را دارای وجاهت قانونی نمی‌دانستند و خودشان دولت تشکیل داده بودند، از انجام مسئولیت‌های مدنی خود سر باز می‌زدند، برای مثال، حاضر به پرداخت مالیات و جریمه نمی‌شدند یا اینکه مجوز ساخت و ساز و تملک خانه صادر و از طریق سرویس‌های امنیتی خصوصی سعی می‌کردند مالکان این املاک را مجبور به ترک زمین و خانه‌شان کنند. اقدامات تروریستی طیف دیگری از فعالیت‌های این جنبش بود که برای مثال، یکی از اعضای این جنبش در سال ۲۰۱۶ و در نزدیکی شهر نورنبرگ به سمت یک واحد ویژه واکنش پلیس شلیک کرد چراکه نیرو‌های این واحد سعی داشتند سلاح او را ضبط کنند و سه پلیس به دنبال تیراندازی او مجروح شدند که یکی از آن‌ها بعداً به واسطه شدت جراحات فوت کرد. یک گروه از رایش‌بورگر نیز در سال ۲۰۱۴ و در ایالت نوردراین- وستفالن یا به قول اعضای این گروه «ایالت آزاد پروس» دست به قاچاق سلاح زده بود تا واحد شبه‌نظامی خود را ایجاد کند. در جریان حملات نیرو‌های پلیس، انبار‌های زیادی از سلاح و مهماتی کشف و ضبط شد که اعضای این گروه آن را جمع‌آوری کرده بودند. حمله به بانک، اقدام به بمب‌گذاری و حملات خونین به مهاجران و به خصوص ترک‌زبانان از جمله دیگر اقدامات خشونت‌بار رایش‌بورگر‌ها بود، اما باید گفت که مهم‌ترین تهدید آن‌ها متوجه دولت فدرال و سرنگونی آن بوده است.
کودتا در آلمان
مجله آلمان فوکوس در سال ۲۰۱۸ گزارشی را منتشر و در آن ادعا کرد که طرفداران رایش‌بورگر به دنبال ایجاد یک سازمان نظامی مسلح برای «روز ایکس» هستند؛ روز فرضی برای قیام علیه دولت آلمان. در واقع، نهاد‌های امنیتی و انتظامی آلمان از آن زمان نسبت به فعالیت‌های رایش‌بورگر‌ها حساس شده بودند و به قول دادستان فدرال آلمان، اعضای جنبش رایش‌بورگر از نوامبر سال ۲۰۲۱ برنامه‌ریزی برای تصاحب قدرت را شروع کرده بودند و به طور مرتب جلسات خود را برگزار می‌کردند. شاید خطرناک‌ترین وجه فعالیت این جنبش را باید نفوذ آن در میان نیرو‌های ارتش و پلیس آلمان دانست که وجود این تهدید در سال ۲۰۱۷ و با کشف یک شبکه از آن در ارتش آلمان برملا شد. این شبکه نه تنها اقدام به ذخیره‌سازی تسلیحات و ادوات نظامی کرده بود، بلکه حتی فهرستی از سیاستمداران آلمانی را نیز تهیه کرده بود که قصد ترور آن‌ها را داشتند و رهبران احزاب چپ در صدر این فهرست بودند. تحقیقات بعدی نشان داد نفوذ تنها به این مورد نبوده بلکه دادستانی آلمان یک سال بعد موفق شد یک گروه تروریستی دیگر را در میان نیرو‌های پلیس کشف کند که نام خود را «ناسیونالیست سوسیالیست‌های زیرزمینی» گذاشته بود. ترور والتر لوبکه، عضو حزب دموکرات مسیحی آلمان، به این جریان نئونازی نسبت داده می‌شود. او ریاست شهر کاسل آلمان را بر عهده داشت و به شدت از سیاست مهاجرت‌پذیری آنگلا مرکل حمایت می‌کرد و به این جهت بود که نامه‌های تهدید‌آمیز بسیاری را دریافت کرده بود تا اینکه به ضرب دو گلوله در خانه‌اش کشته شد. این مجموعه اقدامات نشان می‌دهد جنبش رایش و رایش‌بورگر‌ها به نحو مبنایی سر ناسازگاری با دولت و سازمان سیاسی-حقوقی فعلی آلمان داشته‌اند و همین امر نیز باعث شد بیش از ۳ هزار نیروی پلیس به ۱۳۰ مرکز فعالیت اعضای این جنبش از جمله خانه‌ها، دفاتر و انبار‌های آن‌ها حمله کنند که یکی از بزرگ‌ترین حملات ضدافراطی در تاریخ این کشور خوانده شد. ۵۲ نفر در جریان این حملات دستگیر شدند که دست‌کم ۲۵ نفر آن‌ها متهم به انجام کودتا علیه دولت هستند و شامل نیرو‌های نظامی و پلیس آلمان نیز می‌شوند. ابعاد این موضوع همچنان در دست تحقیق و بررسی است، اما این یورش و برملا شدن قصد متهمان برای انجام کودتا و حتی وجود نقشه‌ای دقیق از نحوه اجرای آن نشان می‌دهد موضوع افراط‌گرایی در آلمان تنها محدود به گروه‌هایی پراکنده با گرایشات نئونازی نیست بلکه مسئله بسیار ریشه‌دارتر از این است. سابقه و تفکرات این گروه نشان می‌دهد اصل مشروعیت نظام سیاسی موجود بعد از جنگ جهانی دوم دست‌کم در نظر برخی شهروندان آلمان ناشی از نیرو‌های اشغالگر است و فاقد وجاهت قانونی است. رایش‌بورگر‌ها راه‌حل را در بازگشت به قبل از اشغال و احیای امپراطوری دیدند که با جنگ جهانی اول سقوط کرد، اما به نظر می‌رسد به لحاظ ایده هنوز هم جایی در میان شهروندان آلمانی دارد. به این ترتیب، موضوع اشغالگری آلمان و نجات این کشور از اشغال با وجود گذشت دو دهه از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم دغدغه‌ای در میان شهروندان آلمانی است و نکته خطرناک این است که این دغدغه می‌تواند به سمت اقدامات افراطی نظیر اعمال رایش‌بورگر‌ها کشیده شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار