مقابله با سیل معترضان دیگر کار سادهای نیست. کورسوی امید منتقدان جهت تغییر شرایط به وزیر ورزش بود، اما سجادی در حاشیه انتخابات کمیته ملی پارالمپیک با تأکید بر رنگینتر بودن خون فوتبالیها آب پاکی را روی دست قهرمانانی ریخت که طی این مدت سعی داشتند دلخوریهای خود را به گوش وزیر برسانند. وزیر صراحتاً گفت از قبل برای فوتبال برنامهریزی شده بود و قضیه این رشته فرق دارد، اما در عین حال تأکید داشت پرداخت پاداش به سایر رشتهها براساس آییننامه پاداشهاست. آییننامهای که از صحبتهای سجادی اینگونه برداشت میشد که شامل حال فوتبالیها نیست که اگر بود شاهد در نظر گرفتن و پرداخت پاداشهای غیرمتعارف به ملیپوشان نبودیم.
البته سجادی در حاشیه این مراسم کشتی را هم از قلم نمیاندازد و میگوید که بیتعارف، کشتی ورزش اول کشور است و چشم و چراغ آن. با این وجود تفاوت بین چشم و چراغ و ورزش اول کشور را میتوان در حاشیه مراسم بدرقه این تیم دید که برخلاف بدرقه فوتبالیها، نه خبری از وعدههای پرطمطراق است و نه پاداشهای غیرمتعارف و از پیش پرداخت شده برای رقابتهایی که نتیجهاش مشخص نیست، چراکه چشم و چراغ بودن کشتی فقط در حرف است. درست مثل تمام ادعاهایی که تا به امروز در خصوص سایر رشتههای ورزشی به زبان آمده است.
تصور میشد شرایط ورزش بهخصوص منهای فوتبالیها با حضور سجادی در رأس وزارت ورزش دستخوش تغییرات شود، از آن جهت که نه فقط سجادی خود از بدنه ورزش بود که درد تبعیضهای موجود بین فوتبال و سایر رشتهها را به دلیل غیرفوتبالی بودن با پوست و گوشت و استخوانش لمس کرده بود، به همین دلیل انتظار میرفت به بدعت نادرستی که سالهاست در ورزش دیده میشود پایان دهد. با این وجود سجادی هم در مسیری قدم برداشت که تمام وزرای قبل از او پیموده بودند و هم مانند سایرین نگاه تبعیضآمیز بین فوتبالیها و منهای فوتبالیها را حفظ کرد و صراحتاً از رنگین بودن خون فوتبالیها گفت تا دلخوریها بیش از پیش شود. هرچند او با علم به دلخوریهای موجود گاهاً سعی در تلطیف اوضاع دارد، اما از آنجایی که ادعاهای وزیر برخاسته از دل نیست، لاجرم بر دل نمینشیند و بر کسی پوشیده نیست.
در واقع تمام آنچه سجادی در خصوص یکسان بودن رشتهها و اهمیت آنها نزد وزارت ورزش بر زبان میآورد، ادعایی بیش نیست و هرگز آنطور که باید و شاید به مرحله اجرا درنیامده که اگر غیر از این بود امروز علاوه بر قهرمانان و مدالآوران شاهد انتقاد کارشناسان هم نبودیم. کارشناسانی که معتقدند اگر ادعاهای وزیر ورزش منطبق با واقعیت است باید سجادی و سایرین همان رویهای را برای منهای فوتبالیها در پیش بگیرند که سالهاست برای فوتبالیها در پیش گرفتهاند. برای نمونه باید همانطور که در مراسم بدرقه فوتبالیها وعدههای دهان پرکن داده میشود و آقایان برای ایجاد روحیه و انگیزه ملیپوشان دست به جیب میشوند و در اسرع وقت نیز وعدههای خود را عملی میکنند، همین برنامه را برای غیرفوتبالیها نیز به مرحله اجرا درآورند که در غیر این صورت منهای فوتبالیها نه به تمجیدهای زبانی نیاز دارند و نه ادعاهایی که تنها حرف است و بس.
حنای آقایان دیگر رنگی ندارد و نه فقط قهرمانان و مدالآوران که کارشناسان و حتی مردم هم به خوبی میدانند که چشم وزیر و سایر مسئولان ورزش تنها فوتبالیها را میبیند. فوتبالی که هیچ گلی هم بر سر ورزش نزده و اصرار بیمورد به چشم و چراغ بودن سایر ورزشها نمیتواند جای خالی حمایتها را پر کند. در واقع درآمدن صدای کارشناسان امروز از آن جهت است که صراحتاً به وزیر ورزش بگویند دیگر با این بازیها و خوشزبانیها نمیتوان سر ورزشکاران را شیره مالید و آنها را گول زد.