این پژواک بلند اتحاد است که میتواند با مشت خود دیوار سخت شکست را فرو بریزد و ما را به سمت پیروزی راهنمایی کند. اتحاد و همبستگی عزم هر گروهی را به ارادهشان گره میزند تا هیچ امری غیرممکن بهنظر نرسد.
بعضیها پس از باخت سنگین تیم ملّی به انگلیس این تورنمنت را برای ما تمام شده انگاشتند و تصور کردند که همه چیز به پایان رسیده است ولی میتوان به آنها گفت که برای اثبات کذب گفتههایتان به تاریخ ادوار جام جهانی مراجعه کنید تا فکر حذف زودهنگام از سرتان بیرون رود.
در این بین هستند کسانیکه سعی دارند نگذارند تلخی شکست به انگلیس از یاد مردم رخت ببندد و مدام با پمپاژ ناامیدی در تلاش هستند تا بازار انتقادات علیه تیم ملّی و کیروش را داغ نگه دارند؛ هرچند تعداد این عده معدود است و تلاششان هم مذبوحانه.
کارلوس کیروش پس از بازی با سهشیرها بیان کرد که تیم ملّی به تشویق هواداران خود نیاز مبرم دارد و کسی که برای کاری بهجز همراهی با ما به استادیوم میآید بهتر است که در خانه و از پای گیرندهی خودش بازی را تماشا کند. همین مسئله به درستی اثبات میکند که تیم ایران از نعمت یک سرمربی حرفهای و کارکشته روی نیمکت خود بهره میبرد و فارغ از نتایج کسب شده از لحاظ روحی و روانی بسیار میتوان روی وی حساب کرد. ای کاش دیگر مربیان حاضر در کشور ما -که سابقهی هدایت تیم ملّی را هم برعهده داشتند- نیز لزوم بازپروری تیم پیش از مسابقه با ولز را همچون مرد پرتغالی درک میکردند و صرفاً بهخاطر یک باخت حملات خود را به سمت وی روانه نمیکردند. اختلافات و دشمنی شخصی با سرمربی تیم فوتبال کشور ما نباید در این شرایط مطرح شود. اکنون زمان حمایت از فرزندان این مرز و بوم است و برای دعوا وقت فراوان. بدون شک کیروش بیش از هر فرد دیگری ضعف کار خود را میداند و تمام تلاش خود را برای مرتفع کردن آن به کار میبنند.
از طرف دیگر روزنامهی شکست خورده در انتخابات ۱۴۰۰ تعارف را کنار گذاشته و هیچ ابایی از جرح و تعدیل مصاحبههای بازیکنان تیم ملّی با رسانههای خارجی ندارد. این جرح و تعدیلها و دست بردن در ترجمهی مصاحبهی بازیکن تیم ملّی با رسانهی خارجی در خوشبینانهترین حالت دستورالعمل مشخصی را برای رسانههای فارسی بیگانه در آنسوی مرزها صادر میکند که در نوع خود شگفتانگیز است. از جهت دیگر بولد کردن زوایای حاشیهای و یا حرف گذاشتن در دهان بازیکن ما یک رویکرد سیاسی برای مطرح کردن دوبارهی خود بهمنظور بازیابی برند به اغما رفتهی جبههی سیاسی خویش است. اما به چه بهایی؟ به قیمت حاشیهسازی برای سربازان قدرت نرم کشور؟ آیا رویکرد موردنظر این قبیل روزنامهها ماکیاولیستی نیست؟
چهارسال پیش را به یاد بیاوریم که امثال همین روزنامهها حتی یک انتقاد کوچک به تیم ملّی و مرد پرتغالی را برنمیتابیدند و برای برخورد شدید با انتقادات دلسوزانه، مسئلهی تضعیف تیم ملّی را پیش میکشیدند؛ آیا فرقی میان تیم ملّی در سال ۲۰۱۸ با امروز وجود دارد که ما قدرت فهم آن را نداریم و دلسوزان دیروز و منتقدین تمام وقت امروز توانایی درک این مهم را در خود میبینند؟ الله اعلم.
خوشبختانه محیط پیرامون تیم ملّی با وجود تمام کارشکنیها و دشمنیها آرام است و هواداران ایران شبانهروز و بیوقفه به تشویق و حمایت از یوزها میپردازند. حال وقت کسب امتیاز از دو بازی باقیمانده است و وطندوستان ایرانی هم بسیار خوب این مسئله را درک میکنند. مردم هم از فرزندان خود همین را میخواهند که تنها به ساق پای خود اتکا کنند و حواشی را هم دریبل بزنند. اکثریت قریب به اتفاق رسانهها هم میدانند که نفع همه تنها و تنها در حمایت از یوزهای ایرانیست و شکست به سود هیچکس نیست. حال در روز جمعه تمام نگاهها معطوف به توپ و ساق پای فرزندان این آب و خاک است تا دوباره برایمان شادی بیافرینند. ولز تیمی نیست که نتوانیم از پس آن بربیاییم. کسب ۴ امتیاز از دو بازی آتی میتواند ما را به جمع ۱۶ تیم دور حذفی تورنمنت برساند و باطلالسحر تمام نیرنگها باشد. کیروش هم با تغییر ارنج در بازی برابر ولز میتواند خیال ما را از جانب خودش راحت کند. پس با هوشیاری نباید به فعالیتهای بازیگوشانهی این رسانهها ضریب داد و بیش از هر چیز باید از تمام توان معنوی خود بهعنوان طرفدار تیم ملّی برای موفقیت ایران بزرگ استفاده کرد.