تیم ملّی فوتبال ایران در اولین بازی خود در برابر انگلیس به شکست سنگین ۶ بر ۲ تن داد. جدال یوزها و سهشیرها شب تلخی را برای ما رقم زد و تیم ملّی ما را در موقعیت بدی در جدول قرار داد. امّا هنوز امیدهای ما برای صعود از گروه خود با قبول این باخت سنگین به اتمام نرسیده است. در بازی دیگر این گروه ولز و آمریکا به مصاف هم رفتند که آن مسابقه با نتیجهی ۱ بر ۱ مساوی به پایان رسید تا در پایان روز نخست تمام اتفاقات به ضرر ما رقم نخورد. کیروش پس از کسب این نتیجه از این مسابقه به چشم یک بازی تدارکاتی یاد کرد و نشانهی زیادی از ناراحتی هم در صورت او هویدا نشد. همه میدانیم که برای تیم ملّی ما در مسیر قطر بازیهای خوبی تدارک دیده نشد و کیروش سخنی به گزاف نگفته است. البته در این بین نباید فشار سنگین روانی علیه بازیکنان را نادیده گرفت؛ شکست سنگین به انگلیس از یک جهت تیم ما را از زیر هجمهها خلاص میکند و دو حریف آتی ما در این جام را به اشتباه میاندازد که با تیمی ضعیف روبهرو هستند. کافیست به نحوهی چینش بازیکنان در مسابقه با انگلیس نگاه بیندازیم. این ترکیب آنی نبود که از کیروش سراغ داشتیم و خوب هم میدانستیم که علی کریمی نمیتواند از پس مدیریت میدان برآید. استفاده از خط دفاعی سهنفره کمر ما را شکست و کیروش هیچوقت چنی کاری نکرده بود که در برابر تیمهای بزرگ اینطور ترکیب را بچیند. اگر خوشبین باشیم از بازی با انگلستان میتوانیم بهعنوان عملیات ایذایی کیروش بهمنظور گمراه کردن دیگر حریفان یاد کنیم. برای درستی این نگاه فقط باید دید که کیروش تز چه ترکیبی برای مقابله با ولز استفاده میکند.
سوای این مسائل تیم ملّی ما در درون زمین هم بدشانس بود. سر به سر شدن علیرضا بیرانوند با مجید حسینی روند ادامهی بازی را با تعویق مواجه کرد و سبب شد تا دروازهبان شماره یک ما جایش را با حسین حسینی عوض کند. از طرف دیگر کیروش ترکیب عجیبی را روانهی میدان کرد. چینش ۳-۵-۲ بازیکنان و استفاده از روزبه چشمی، مجید حسینی، علی کریمی و صادق محرمی آنهم وقتی که مهرههای بهتری در اردوی ما برای بازی در این مسابقه وجود دارند در نوع خود جالب بهنظر میرسید. تیم ملی با همان روش همیشگی کیروش ۳۵ دقیقه جلوی سهشیرها دوام آورد ولی تا پایان نیمهی اوّل سهگل از حریف انگلیسیاش دریافت کرد تا افسانهی ایستادگی تیم ایران به رهبری کارلوس کیروش در برابر قدرتهای بزرگ اینبار در برخورد با تفکرات گرت ساوتگیت فرو بپاشد. همین یک نیمه کافی بود تا بدترین ۴۵ دقیقهی تاریخ فوتبال ایران در جام جهانی ثبت شود. در نیمهی دوم و پس از حضور مهدی ترابی، محمّدحسین کنعانیزادگان و سعید عزتالهی اوضاع کمی بهتر شد و یاران ما توانستند با دبل طارمی اندکی از بار شکست را از دوش خود بردارند.
بازیکنان تیم ملّی انگلیس با نفوذهای خود به قلب دفاع ایران هر کاری که دلشان خواست انجام دادند و کسی هم آنچنان نتوانست مانع آنها شود. حرکتهای عرضی باکایو ساکا و بازی با توپ ویرانگر او قلب میلیونها ایرانی را در شبی که دوست داشتند بازی خوبی از تیم خود ببینند به درد آورد. جودی بلینگهام هم -که استعداد درخشانی برای سهشیرها به شمار میآید- رهبری میانهی میدان را به عهده گرفته بود و عملا خط میانی ایران را خلع سلاح کرد. از معدود نکات مثبت تیم ملّی ما فرصتطلبی طارمی روی گل اوّل بود که به زیبایی وارد دروازهی جردن پیکفورد شد؛ البته طارمی توانست با گل دوّم از روی نقطهی پنالتی نام خود را بهعنوان بهترین گلزن ایران در ادوار جام جهانی ثبت کند و آرزوی مادرش را هم تحقق ببخشد ولی گل اوّل وی یک نقل دیگر داشت.
اکنون با انجام این بازی میتوان گفت تفکرات کیروش دیگر خریدار چندانی ندارد. دفاع چندلایه و چشم دوختن روی ضد حملهها ریسک بازی را بالا میبرد و جرأت پیشروی را از ساق پای بازیکنان میگیرد. دیدیم که وقتی ایران سه گل عقب افتاد بهتر بازی کرد و ترس را کنار گذاشت؛ هرچند نتیجه آن چیزی نبود که هواداران خواهانش بودند ولی بر همگان ثابت شد که ما در فاز هجومی هم آنقدر دستبسته نیستیم. این اوّلینبار بود که تیم ملّی با هدایت کیروش در جام جهانی توانست در جریان بازی به یک تیم بزرگ بینالمللی گل بزند. در جام جهانی پیش هم ما توانسته بودیم که پرتغال را متوقف کنیم اما تلاشی از خود بروز ندادیم تا در جریان بازی به این تیم گل بزنیم و تنها از روی نقطهی پنالتی موفق شدیم تا این اتفاق را شکل دهیم.
حال که این بازی تمام شد ولی باید به دو مسابقهی دیگر با ولز و آمریکا اندیشید. اگر بخواهیم به سبک نیمهی اوّل بازی با انگلیس به رقابت با این تیمها بپردازیم از پیش شکست خوردهایم و رویاهایمان برای صعود محقق نخواهد شد اما اگر ضمن ایجاد ساختار دفاعی مستحکم کمی هم در فاز هجومی جرات به خرج دهیم میتوانیم برای حضور در مرحلهی حذفی رویاپردازی کنیم. با توجه به تساوی ولز و آمریکا باید امیدوار بود تا حتی با کسب ۴ امتیاز از این تیمها به دور بعد صعود کنیم. در مثال مناقشه نیست ولی اسپانیای جام جهانی ۲۰۱۰ را به یاد بیاورید که در بازی اوّل خود به سوئیس باخت امّا در نهایت با افتخار قهرمان جهان لقب گرفت. حال ما سقف خواستههایمان از بچههای تیم ملّی صعود به دور دوّم است و این میتواند دور از دسترس نباشد.