پسر زیرک وقتی با پلیس قلابی روبهرو شد در قرار ساختگی او را به دام مأموران پلیس انداخت.
عصر روز سهشنبه ۲۴ آبان، پسر جوانی در تهران به کلانتری ۱۸۱ وردآورد رفت و برای بازداشت مرد مأمورنمایی درخواست کمک کرد و گفت، پلیس قلابی تا ساعتی دیگر در یکی از خیابانهای غربی تهران با او قرار ملاقات گذاشته است.
وی در توضیح ماجرا گفت: «دقایقی قبل در نزدیکی پارک چیتگر در حال عبور بودم که مرد جوانی راه مرا سد کرد. وی گفت پلیس مخفی است و مأموریت دارد گوشیهای سرقتی را ردیابی و سارقان را دستگیر کند. مرد جوان به من گفت تلفن همراه مرا ردیابی کرده و متوجه شده که سرقتی است و باید همراه او به اداره پلیس بروم. در حالی که از حرفهای او شوکه شده بودم، گفتم که تلفن همراهم را چند روز قبل خریدهام و فاکتور و کارتن آن هم موجود است، اما الان همراهم نیست. مرد جوان به حرفهای من توجهی نکرد و حرفهای خودش را تکرار کرد و گفت، سارق تلفن همراهی که من خریدهام با کارتن سرقت کرده و با کارتنش فروخته است. او گفت باید با تلفن همراهم با مرکز تماس و استعلام نهایی را بگیرد و من هم تلفنم را در اختیار او گذاشتم. مرد مأمورنما تماسی گرفت و ثانیههایی با فردی حرف زد و وقتی تلفن را قطع کرد، گفت مرکز اعلام کرده که تلفن من سرقتی است و باید همراه او به اداره پلیس بروم.»
رشوه چند میلیونی
پسر جوان ادامه داد: «او ادعا کرد خودروی پلیس در خیابان بغلی منتظر است و مرا مجبور کرد همراهش بروم، اما هنوز چند قدمی برنداشته بودیم که پیشنهاد رشوه داد. پلیس قلابی گفت اگر همراه او به اداره پلیس بروم برای من پرونده تشکیل میشود و سابقهدار میشوم، اما اگر ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به او بدهم، او موضوع را نادیده میگیرد. من از اول به او مشکوک بودم، اما وقتی درخواست رشوه داد، مطمئن شدم او پلیس قلابی است و تصمیم گرفتم او را به دام مأموران بیندازم. من طوری رفتار کردم که فکر کند من به او مشکوک نشدهام و با التماس از او خواستم مبلغ رشوه را کم کند. من به او گفتم الان پول همراهم نیست و پیشنهاد دادم مدرک شناسایی گرو بگذارم و تا ساعتی دیگر برای او پول فراهم کنم. مرد مأمورنما قبول کرد و با من در یکی از خیابانها قرار گذاشت تا برای او پول ببرم. وقتی از او جدا شدم بلافاصله به کلانتری آمدم تا همراه مأموران سر قرار برویم و پلیس قلابی را دستگیر کنیم.»
قرار اخاذی
پس از طرح این شکایت، مأموران پلیس همراه پسر جوان راهی محل قرار شدند و به صورت نامحسوس محل را تحت نظر گرفتند. دقایقی بعد پلیس قلابی به امید اینکه از پسر جوان اخاذی کند در محل حاضر شد، اما خبر نداشت تا دقایقی دیگر زیرکی شاکی، او را در دام مأموران پلیس گرفتار میکند. مأموران وقتی مرد مأمورنما را در حال صحبت با پسر جوان دیدند در اقدامی غافلگیرانه او را به دام انداختند و به کلانتری منتقل کردند.
متهم که چارهای جز اعتراف نداشت، مدعی شد که به خاطر هزینه بیماری خواهرش نقشه اخاذی را طراحی و اجرا کرده است.
وی در ادعایی گفت: «مدتی قبل خواهرم به بیماری سختی مبتلا شد و هزینه درمانش زیاد بود. من و خانوادهام پولی برای درمان او نداشتیم، به همین خاطر مجبور شدم برای هزینه درمانش از مردی ۱۳ میلیون تومان نزول کنم. قرار بود پول را چند ماهه با سودش برگردانم، اما نتوانستم نه اصل پول و نه سود آن را به صاحبش برگردانم. هر روز به سود پول او افزوده میشود تا جایی که الان ۲۶ میلیون تومان شده است. خیلی تلاش کردم از فرد دیگری پول قرض بگیرم، ولی کسی به من پول نداد. مدتی بود حیران و سرگردان بودم تا اینکه هنگام تماشای فیلم سینمایی متوجه شدم مردی در پوشش مأمور پلیس از مردم اخاذی میکند و من هم تصمیم گرفتم به این شیوه از شهروندان اخاذی کنم و بدهیام را به مرد نزولخور پس بدهم.»
وی ادامه داد: «من هر روز داخل خیابانهای خلوت پرسه میزدم و به دنبال طعمه میگشتم تا اینکه ساعتی قبل پسر جوانی را در خیابان خلوتی دیدم که تلفنی در حال حرف زدن بود، به او نزدیک شدم و خودم را پلیس معرفی کردم و مدعی شدم تلفن همراهش سرقتی است. من خیلی خوب نقش پلیس را بازی کردم، اما شاکی پسر زیرکی بود و مرا در قرار صوری به دام انداخت.»
متهم پس از اعتراف به دستور قاضی رسولی، بازپرس شعبه هشتم دادسرای ویژه سرقت برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت. تحقیقات درباره سرقتهای احتمالی ادامه دارد.