گلایهها گویی به گوش وزیر ورزش نمیرسد که با وجود تکرار هر روزه آن همچنان شاهد چرخش نگاه او از فوتبال به سمت سایر رشتههای دیگر نیستیم. با این وجود از لابهلای صحبتهای سجادی میتوان او را ناگزیر کرد به توجه بیشتر به سایر رشتههای ورزشی که دیگر کارد به استخوانشان رسیده و فریادهایشان گوش فلک را کر کرده است!
پرواضح است که در فاصله سه هفته مانده تا جام جهانی فوتبال، اهم اخبار ورزشی حول محور تمرینات تیم ملی و تلاش کیروش برای حضوری پرقدرت در جام جهانی باشد، اما همانطور که سجادی نیز بدان تأکید دارد، تیم ملی فوتبال ایران این روزها هیچ حاشیهای ندارد و همین مسئله مهم که شخص وزیر ورزش نیز به آن اذعان دارد، دلیل خوبی است که او وقتش را اندکی هم که شده به سایر رشتهها اختصاص دهد. به فدراسیونهایی که همچنان معطل برگزاری انتخابات جهت مشخص شدن تکلیف صندلی ریاست هستند و ورزشکاران و قهرمانانی که هر روز از تعداد آنها به دلایل مختلفی که مهمترین آن مسائل مالی و بیتوجهی است کم میشود، بهطوریکه با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت تعداد ورزشکاران، مدالآوران و قهرمانانی که به دلایلی، چون مشکلات معیشتی، بیتوجهی و کمبود امکانات عطای حضور در ورزش حرفهای و قهرمانی را به لقایش بخشیدهاند، بیش از کاروانهای اعزامی ایران به رقابتهایی، چون المپیک است. قهرمانانی که در مقاطع مختلف قید افتخارآفرینی برای کشور خود را زدند تا بیش از این شرمنده خود و خانوادهشان نشوند، اما حتی کنارهگیری آنها از ورزش قهرمانی هم نتوانسته مسئولان را ناگزیر به اندکی توجه بیشتر کند.
امروز، اما در بحبوحه آمادهسازی تیم ملی فوتبال ایران که بیشترین وظیفه آن بر دوش کیروش است، وزیر ورزش همانطور که خود نیز اشاره کرده تیم به دور از حواشی در حال پیگیری تمرینات و برنامههای خود است و این یعنی نیازی نیست که سجادی بیشتر وقت خود را صرف مسائل مربوط به تیم ملی و فوتبال کند و بهتر آن است که اندکی از زمانش را در اختیار دیگر رشتهها بگذارد، نه صرفاً برای نشستن پای درددل امثال علیاصغر موسیزاده، ملیپوش دوچرخهسواری که به دلیل خلف وعده مسئولین و آنچه خود صراحتاً بیپولی میخواند، ناچار به فروش دوچرخه و زدن قید ورزش قهرمانی شده است.
بیشک وزیر ورزش در خلوتترین زمان ممکن نیز فرصتی برای گوش دادن به مشکلات امثال موسیزاده ندارد. ملیپوشی که با وعده دریافت پاداش هزار و ۵۰۰ یورویی راهی رقابتهای همبستگی کشورهای اسلامی میشود، اما با وجود کسب طلای استقامت جاده، تنها ۱۵میلیون تومان دستش را میگیرد تا تمام باورهایش به وعده مسئولین از بین برود و برای همیشه قید ورزش حرفهای و قهرمانی را بزند.
اما آنچه مسلم است اینکه سجادی باید برای روشن شدن تکلیف فدراسیونهای بیسرپرست وقت داشته باشد، وقتی فراتر از بیان اینکه مشکلی نیست، چراکه در واقع مشکل همین اداره شدن این فدراسیونها با سرپرست است، آنهم درست در سالهای منتهی به کسب سهمیه که بیشترین اهمیت را برای رشتههای مختلف ورزشی دارد، اما به نظر میرسد سجادی با وجود آنکه خود از بدنه ورزش است و باید بیش از هر کسی بر این مهم واقف باشد، کمترین توجهی بدان ندارد که اگر داشت همچنان شاهد اداره شدن چندین فدراسیون توسط سرپرست و کنارهگیری ورزشکاران و مدالآوران از ورزش قهرمانی نبودیم!
اتفاقی که جز هدر رفتن سرمایههای ورزش معنای دیگری ندارد و مقصر این سرمایهسوزیها بیشک مسئولان بلندمرتبه ورزش کشور هستند که با تصمیمگیریها و بیتوجهیهای خود این شرایط را رقم میزنند.