یادم نیست کی و کجا، اما یادم هست روزی جایی شنیدم همه زنها یک مادر درون دارند، حتی اگر مادر نباشند یادم نیست کی و کجا، اما یادم هست روزی جایی شنیدم همه زنها یک مادر درون دارند، حتی اگر مادر نباشند. مگر نه اینکه زن زندگی است و زندگیبخش؛ به گواهی تاریخ، بانوان از ازل تا حال تاریخ را درنوردیدهاند. از گورهایی که زنده در آن دفن میشدند سربلند کردند. بودنشان را فریاد کردند. از پستوها و اندرونیها به کوچه و شهر و سراسر زمین و فضا رسیدند. شنیدهایم از تلاشها، غمها، فداکاریها و مقاومتهایی که با افتخار فریاد زدند من زن هستم و حال امروز زنان فرهیخته و برجسته بر پیشانی سرزمینمان میدرخشند. زنان موفقی که برای ما مصداق عینی هستند، نه تخیلی ساختگی. امروز نام این زنها برای دختران ما الگویی حقیقی ترسیم کرده است. داستانهای نامآشنایی از بانوان در تاریخ که بارها و بارها شنیدهایم. یادمان باشد زن، زندگیبخش است! اگر چنین باوری نداریم کافی است تنها یک لحظه در ذهن خود خانهای بدون حضور مادر، خواهر، همسر و دختر را تجسم کنید، اما چه چیزی میتواند معنای حقیقی زن را به تصویر بکشد؛ یک سخنرانی یک ساعته، یک کتاب ۵۰۰ صفحهای یا یک اثر هنری مثل نمایش، اما وظیفه یک نمایش فقط به تصویر کشیدن وقایع نیست. تاریخ، خود به تنهایی از عهده این کار برمیآید. یکی از وظایف روایتکننده مخصوصاً اجراهای بلند، شخصیتپردازی توصیفی است نه توصیهای. نمایش «زنان آسمانی» با رسالت اصلی شناساندن وجه پنهان و ناشناس شخصیتهای اصلی آن است. درگیریها، کشمکشها و حالتهای درونی. مثلاً حالتها و درونیات یک قدیسه باردار یا زنی که فرزندش را در میان آتش پیدا میکند، یا زنی که گرفتار توطئه درباریان میشود و.... پایتخت در این شبها در بوستان ولایت پذیرای بانوان و خانوادههای تهرانی است. برای همه اقشار جامعه با هر عقیده و آرمان پوششی. روایتی متفاوت و به شدت تأثیرگذار که شاید دیدنش به اندازه صدها ساعت سخنرانی یا چندین کتاب به ما بیاموزد و گریبان احساسمان را بگیرد. این شبها در بوستان ولایت، ضیافتی زیبا برای بانوان برپاست.
بنا بر این گزارش، نمایش میدانی «زنان آسمانی» با مضمون و فرمی بسیار متفاوت، عظیم و فاخر برای خانوادهها و زنان ایرانی تولید شده و این روزها در بوستان ولایت تهران برای عموم به نمایش گذاشته شده است.