زورگیری از جمله جرائم خشنی است که آثار جسمانی و روانی ماندگاری بر افراد و جامعه باقی میگذارد و البته در مواردی میتواند کشنده هم باشد. جرم قتل، ضرب یا جرح از جمله جرائم خشنی هستند که با توسل به زور و خشونت ارتکاب مییابند و در زورگیری هر کدام از این جرائم که به قصد سرقت انجام شود، اصطلاحاً به آن سرقت مقرون به آزار گفته میشود.
قانونگذار ایرانی مجازات سنگینی برای این قبیل جرائم خشونتبار در قوانین موضوعه در نظر گرفتهاست و حتی در صورتی که ارتکاب این جرم به حدی باشد که امنیت مردم به خطر افتد و همراه با هراس عمومی باشد، میتواند به عنوان محاربه تلقی شود و قانونگذار اشد مجازات نظیر اعدام را برای مجازات این نوع از زورگیری پیشبینی کردهاست. حتی قانون جدید مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ که رویکردی جدی نسبت به کاهش مجازات در جرائم سبک داشته، زورگیری را جرمی سنگین دانستهاست.
حال این سؤال مطرح میشود که آیا اعدام توانسته به هدف مجازات که تنبیه مجرم و ایجاد ارعاب برای دیگر افراد مستعد ارتکاب این قبیل از جرائم است، دست یابد؟ مشخص است که با وجود مجازات سنگین برای این جرم، هنوز شاهد وقوع آن به صورت بعضاً فوقالعاده خشونتآمیز در ملأعام هستیم. از منظر جرمشناسی زورگیری از علتهایی، چون شرایط اقتصادی و اجتماعی، مهاجرتهای بیرویه، حاشیهنشینی، اختلاط فرهنگهای ناهمگون، ضعف سرمایه اجتماعی، ضعف در فراهم کردن شغل مناسب برای جوانان، گسترش خردهفرهنگهای کجرو، گسترش شغلهای کاذب، افزایش حرص طمع برخی افراد، پایینبودن سطح فرهنگی خانواده و اعتیاد به موادمخدر صنعتی نشئت میگیرد.
با نگاهی به آمار ارتکاب این جرم در چند سال گذشته میتوان گفت شاهد افزایش روزافزون این نوع خشونت هستیم که اندیشیدن هر چه جدیتر به راههای پیشگیری در این خصوص را ضروری میکند. پیشنهادی که در این زمینه میتوان داد در وهله اول بررسی انگیزه اصلی و ریشهیابی علت ارتکاب جرم توسط هر مجرم به صورت مجزا از سوی روانشناس، جامعهشناس و جرمشناس زیر نظر قوه قضائیه است. هر چند این روش در زندان و مرکز مراقبتهای پس از زندان در حال حاضر انجام میشود، اما به نظر میرسد تلاش جدیتر و نتیجه بخشتری لازم باشد. همچنین سازمانهای آموزش و پرورش و دانشگاهها، رسانه و ارگانهای مرتبط دیگر باید به فکر بهکارگیری راههای نوین و بهروز در جهت آموزش و فرهنگسازی افراد از سنین پایین تا بزرگسالی باشند، زیرا با توجه به مشکلات زندگی امروزی میزان کنترل خشم و عصبانیت در افراد به شکل محسوسی پایین است. یکی دیگر از اقدامات در این زمینه ارائه مشاوره انتظامی به افراد برای برخورد با حمله زورگیران از سوی پلیس به شکل تخصصیتر و جامع است، موضوعی که البته چند وقتی است با پیامک و رسانه به عنوان هشدارهای پلیس ارائه شده و نگاه تخصصی و جدیتر به آن ضروری مینماید.
در مجموع جهت رفع معضلهای جرمهای شناختی صرفاً نمیتوان متوسل به جامعه حقوقی و قوهقضائیه شد و لازم است تمامی دستگاهها و افراد در این زمینه نقش اساسی خود را انجام دهند.
کارشناس ارشد حقوق جزا