به دنبال گستردگی و تنوع رسانهها و شبکههای اجتماعی با انفجار اطلاعات مواجه هستیم که ابتداییترین پسلرزههای ناشی از آن، بحران هویت و غرق شدن در سیلاب شبهاتی است که رسانهها عامل اصلی آن هستند. آنها الگوهای خیالی و فانتزیای را که گاهی هیچ ارتباطی هم با زندگی حقیقی ندارند با رنگ و لعاب به خورد مخاطب عام خود به خصوص جوانان و نوجوانان میدهند، طوری که شبیه آنها شدن برایشان منتهای آرزو بشود و متأسفانه در این میان گاهی متولیان فرهنگی کشورمان برای مقابله با الگوهای غربی و شرقی متوسل به الگوهای خیالی و غیرواقعی یا در عمل تسلیم نمایههای خارجی میشوند و اسمش را بومیسازی و ایرانیزه کردن آنها میگذارند! غافل از اینکه در این بلبشو حلقهای مفقودشده و آن هم هویت دینی و ملی است؛ گنجینه باارزش و مهمی که تنها به آن میبالیم، اما عملاً در صندوقها خاک میخورند و چشم به بدلیجات دیگران دوختهایم! اینجاست که یادگیری مهارت تعیین میزان و نحوه مصرف خوراک رسانهای، آشنایی با مفاهیم اندیشه انتقادی و تلاش برای تولید محتوای مفید و بومی اهمیت دارد.
این در حالی است که ایالاتمتحدهامریکا هر چند پیشینه تاریخی و هویتی مشخصی ندارد، اما به وسیله هالیوود در اتاقهای فکر خود به گونهای فعالیت میکند که نه تنها برای مردمانش، بلکه برای تمام دنیا الگوسازی جعلی را که همان امریکاییسازی است پی میگیرد، در صورتی که ما شخصیتهای حقیقی مطلوب بسیاری در کشورمان داریم و با هیچگونه کمبودی برای عرضه هویت ملی و دینی مواجه نیستیم. تنها کافی است چند سالی به عقب برگردیم و در زندگی بانوان بزرگی، چون علامه مجتهده امین به عنوان بانویی شاخص و دانشمند جهت ارائه الگو به زن ایرانی و مسلمان تأملی کنیم؛ عالمهای که در نتیجه تلاش و خودسازی توانست به مدارج بالای علم و عرفان دست یابد.
شاگرد برجسته ایشان، مرحوم علامه زینتالسادات علویههمایونی که خودش هم در زمره زنان عالمه و جلیلالقدر بود، میگفت: «سن ۱۶ یا ۱۷ سالگی در سالهای ۱۳۱۳ به خدمت بانوی یگانه، بانو مجتهده امین شرفیاب شدم. استاد مرا به گرمی پذیرفتند و از همان جلسه اول جاذبه روحی و ایمانی و نورانیت آن بانوی فرزانه چنان تحول عجیبی در من به وجود آورد که بیش از ۶۰ سال است به راه او که همان راه مستقیم اسلام، پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) است به توفیق الهی عاشقانه ادامه دادهام. من اولین شاگرد ایشان بودم، چون اهل تظاهر و تفاخر نبود که مردم او را از جهت فضیلت بشناسند و فکر میکنم راز موفقیت ایشان همین گمنامی او بوده است.»
علامه امین بانوی ایرانی بود که فاصله زمانی زیادی از دوران او نمیگذرد. او عمر بابرکت خود را صرف مطالعه و نوشتن کتابهای متعددی کرد و در سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۹ کتابهایی چون، «اخلاق و راه سعادت بشر»، «سیر و سلوک در روش اولیاء» و «النفحات الرحمانیه فی الواردات القلبیه» (کتابی به زبان عربی) به همراه بیش از ۳۰ عنوان جلد کتاب و یک دوره تفسیر قرآن در ۱۵ جلد، تدریس، پاسخ به پرسشها و شبهات دینی و حتی راهاندازی مؤسسات فرهنگی تأسیس چند دبیرستان دخترانه و مدرسه علمیهای با بیش از ۶۰۰ تا هزار شاگرد و طلبه، در سال ۱۳۴۶ از دیگر فعالیتهای آن بانوی عالمه بود.
در کنار همه این مطالب نکته حائز اهمیت آن است که این فعالیتهای دینی را بانو مجتهده امین در اوضاع بسیار سخت فرهنگی و سیاسی رژیم پهلوی جامعه انجام داده بود. مرحوم علامه همایونی درباره استاد خود تعریف میکرد: «علامه مجتهده امین در دوران جوانی دختر بسیار جذاب و زیبایی بود ولی در طول زندگی هرگز مفتون شرایط بیبندوباری آن زمان نشد، به خصوص زمانی که اوج بیحجابی بود و چادرها را از سرزنان پاره میکردند و یک زن در کوچه و بازار دیده نمیشد و خیلی سخت بود، ایشان به چنین مقامی رسیدند. او از خودآرایی دختران و زنان جوان در مقابل دیگران بسیار متأسف و متعجب میشد و همیشه به ما میگفت هیچ ریاضت نفسی مانند خانهداری نیست، برای همین خود علامه امین بهترین خانهداریها را میکرد و دائماً به ما میگفت زن از خانه شوهر هم به بهشت و هم به جهنم میرود.»
به راستی چرا با وجود چنین شخصیتهای فرهیختهای و غنای فرهنگی دینی- ملی، هنوز در ارائه الگوهای مطلوب به جوانان درماندهایم و دچار خلأ یا تقلید از نسخههای خارجی یا ساختگی شدهایم؟! چرا دختران و زنان ایرانی از چنین الگوهای اصیل اسلامی بیاطلاع هستند؟! البته نمیتوان نوک پیکان را تنها به سمت زنان نشانه گرفت چراکه هیچ گونه معرفی و اطلاعرسانی برای آنها صورت نگرفته است تا اینقدر که فلان بازیگر و زیر و بم زندگی او را ملکه ذهن کنند، درباره چنین زنان فرهیخته و اندیشمند مسلمان هموطن خود شناختی داشته باشند و رسانهها در این میان بیشترین نقش را دارند. چه آنکه رسانهها بدون شک تأثیرگذارترین نقش را در ترویج سبک زندگی ایرانی- اسلامی عهدهدار هستند. وسایل ارتباط جمعی میتوانند با انجام فعالیتهای پژوهشی در حوزه سبک زندگی و انتشار آن در مطبوعات و خبرگزاریها در زمینه فرهنگسازی و ترویج آن در بین جوانان و خانوادهها مؤثر باشند. رسانهها منتقلکننده دیدگاهها به افراد جامعه هستند و میتوانند در انتقال سبک زندگی ایرانی- اسلامی به مردم مؤثر باشند، لذا نوع پوشش و گفتمانی که در فیلمها و سریالهای تلویزیونی میبینیم، میتواند در زمینه هدایت و الگوی یک زندگی ایرانی- اسلامی تأثیر داشته باشد. آنها به وسیله مطالبی که منتشر میکنند میتوانند سبک زندگی جامعه را به سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی مورد نظر مقام معظم رهبری نزدیک کنند، لذا بیشترین مسئولیت بر عهده رسانههاست که از این گنجینههای باارزش استفاده مطلوب را ببرند و غبار غفلت و فراموشی را از آنها بزدایند و با الگوسازی درست بتوانند بهترین افراد را به جوانان ما معرفی و این عطش فرهنگی نسل کنونی را برطرف کنند.
مطلب خوبی بود