مصاحبه اخیر جوزف بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با شبکه تلویزیون العربیه وابسته به عربستان سعودی یک مصاحبه معمولی نبود مصاحبه اخیر جوزف بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با شبکه تلویزیون العربیه وابسته به عربستان سعودی یک مصاحبه معمولی نبود. این طبیعی بود که او در این مصاحبه از مسائل مختلفی حرف بزند؛ از جنگ اوکراین، مشکل تأمین انرژی در اروپا گرفته تا موضوع پهپادهایی که گفته میشود ایران به روسیه داده، توافق هستهای ایران، تحریمها، درگیریهای بین فلسطین و رژیمصهیونیستی و فرایند به اصطلاح صلح و البته عذرخواهی بابت سخنان چند روز قبل که گفته بود: «اروپا یک باغ است. ما این باغ را ساختهایم. شما خوب میدانید که باقی جهان دقیقاً باغ نیست. اکثریت مابقی جهان جنگل است و جنگل ممکن است به باغ حمله کند. باغبانهای این باغ باید از آن مراقبت کنند.» با این حال، یک موضوع مورد اشاره در سخنان او از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ موضوعی که مربوط میشود به نظم بینالملل و موقعیت امریکا در این نظم.
یک اعتراف بیسابقه
شاید این اولین بار باشد که یک مقام ارشد اتحادیه اروپا با وجود روابط استراتژیکی که این اتحادیه با امریکا دارد، میگوید: «در جهانی چندقطبی زندگی میکنیم و در برهه فعلی زمان هژمونی یک طرفه امریکا به سر آمده است.» علاوه بر این، او تصویر متفاوت از اروپا را نیز با گفتن این حرف به نمایش گذاشت که «اروپا دیگر تصمیمگیرنده در جهان نیست و پس از شروع جنگ در اوکراین احساس ترس میکند.» این اعتراف بورل برآورد شخصی یا احساسی او از وضعیت بعد از جنگ اوکراین نیست بلکه او با بیان این موضوع ارزیابی کارشناسان خود را از قریب هشت ماه جنگی که در اوکراین جریان دارد، ابراز کرد. نکته اولیه و مهم ارزیابی او این است که نه تنها به موقعیت امریکا در عرصه بینالملل اشاره شده بلکه وضعیت اروپا نیز بیان شده و در تصویری که او به نمایش گذاشته است، امریکا و اتحادیه اروپا وضعیت مشابهی دارند و دیگر مثل گذشته قادر به مدیریت عرصه بینالملل نیستند. به این ترتیب، او هر دو سوی آتلانتیک و به یک کلام، دنیای غرب را در وضعیت مشابهی قرار داده است. شکی نیست که غرب تا قبل از جنگ اوکراین چنین برآوردی از موقعیت خود و میزان نفوذ و تأثیرگذاریاش بر عرصه بینالملل نداشت و گمان بر این بود که غرب به رهبری امریکا همچنان مثل دهه ۹۰ و دهه نخست قرن بیستویکم، سلطه و هژمونی خود را بر دیگر کشورهای جهان در دست دارند، اما جنگ اوکراین این تصویر را به هم ریخته و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا را مجبور به اعتراف تلخی از افول جایگاه غرب در این عرصه کرده است.
آسیبپذیری داخلی
یک وجه از اعتراف تلخ بورل بیشک و تردید مربوط به به اوضاع کشورهای اروپایی بعد از جنگ اوکراین میشود. اگر مقامهای اروپایی قبل از شروع جنگ در اوکراین و زمان مذاکرات سهجانبه روسیه با ناتو، سازمان امنیت و همکاری و امریکا میدانستند که جنگ در اوکراین چه تأثیری بر اوضاع داخلی کشورشان میگذارد، شاید آن مذاکرات را جدیتر دنبال میکردند و نه احتمال حمله روسیه به اوکراین را دستکم میگرفتند و نه اینکه در برابر درخواستهای روسیه برای تضمین امنیت به آن صورت لجوجانه برخورد نمیکردند. به نظر میرسد آنها در آن زمان تحلیل و برآورد روشنی از آسیبپذیری کشورهای خود نسبت به این جنگ نداشتند و گمان نمیکردند این جنگ باعث افزایش سریع قیمت کالاها و خدمات در کشورهای عضو اتحادیه اروپا شود. سازمان یورو استات، مرکز داده متعلق به کمیسیون اروپا، اخیراً اعلام کرد قیمتها در ماه سپتامبر و در تمامی ۱۹ کشوری که از ارز یورو استفاده میکنند، به طور متوسط ۹/۹ درصد نسبت به میزان مشابه در سال گذشته میلادی افزایش داشته است. بیشترین افزایش قیمت با نرخ ۷/۴۰ درصد مربوط به انرژی میشد که با توجه به تحریمهای اتحادیه اروپا علیه نفت، گاز و زغال سنگ روسیه به وجود آمده است. مواد غذایی با ۸/۱۱ درصد افزایش قیمت در رتبه بعدی است. این میزان بالا از افزایش قیمت در حوزه انرژی باعث شد کشورهای اروپایی به فکر بستههای حمایتی از تولیدکنندگان و مصرفکنندگان این حوزه بیفتند و میلیاردها دلار را وقف این حوزه کردهاند، اما به نظر میرسد با وجود این بستهها باز هم مسئله بحران انرژی در اروپا جدیتر از آن است که تصور میشد. با وجود اینکه بریتانیا هیچگاه در حوزه پولی یورو نبوده و ماههاست از اتحادیه اروپا جدا شده و حتی متکی به میادین نفتی در دریای شمال است، اما باز هم وضعیت بهتری از کشورهای حوزه یورو ندارد. به گزارش فایننشال تایمز، جان پتیگرو، مدیر اجرایی شبکه ملی برق بریتانیا به خانوارهای بریتانیا هشدار داده است در صورت کاهش واردات گاز از اروپا خود را برای خاموشی بین ساعت ۴ تا ۷ بعد از ظهر در روزهای «واقعاً، واقعاً سرد» در ماههای ژانویه و فوریه آماده کنند. تفسیر روزنامه مشهور دیلی استار از هشدار پتیگرو این است که بریتانیا به روزهای دهه ۱۹۷۰ بازخواهد گشت که به دنبال قطع جریان نفت خاورمیانه و بحران جهانی انرژی، مجبور شد قطعی برق سراسری را تجربه کند.
آسیبپذیری بینالمللی
شکی نیست آسیبپذیری داخلی کشورهای اروپا در برابر جنگ اوکراین مشکل این کشورها را در خصوص میزان آمادگی آنها برای رویاوریی با بحرانی مثل این جنگ نشان میدهد. با این حال، ابعاد بینالمللی و آسیبپذیری این کشورها و به طور کلی غرب در این زمینه وجه دیگری از موضوع است که بورل را مجبور به گفتن آن اعتراف کرده است. امریکا و کشورهای اروپا با شروع جنگ اوکراین در ۲۴ فوریه به سرعت از بستههای تحریمی خود علیه روسیه رونمایی کردند و افزایش تحریمها باعث شد روسیه با بالاترین و گستردهترین تحریمها در جهان مواجه شود. با این حال، جامعه جهانی حاضر نشد از این موضعگیری شدید امریکا و اروپا حمایت کند و حتی کشورهایی نظیر هند، مکزیک یا متحدان عرب امریکا با وجود روابط استراتژیک خود با غرب، چه به لحاظ سیاسی و چه عملی از این موضع حمایت نکردند. سفر جو بایدن به عربستان سعودی برای افزایش تولید نفت این کشور عربی با شکست کامل همراه شد و وقتی که خبر تصمیم اوپک پلاس برای کاهش قابل توجه ۲ میلیون بشکه در روز منتشر شد، مقامهای امریکایی نتوانستند خشم خود را از همسویی سعودیها با روسیه پنهان کنند. این جدای از سیاست هند برای افزایش خرید نفت روسیه به رغم تحریمهای نفتی غرب است. هند به طور معمول ۸۰ درصد از نفت مورد نیازش خود را وارد میکند و تا قبل از جنگ در اوکراین به طور متوسط ۲ تا ۳ درصد از نیاز خود را با خرید از روسیه تأمین میکرد، اما این خرید بعد از جنگ جهش ۱۰ برابری کرد. موضعگیری کشورهای آفریقایی و امریکایمرکزی و جنوبی نسبت به جنگ اوکراین طی این مدت برخلاف انتظار امریکا و کشورهای اروپایی بود چراکه اگر هم به صراحت با سیاستهای غرب در این مورد اعتراض نمیکردند، دستکم حمایت صریحی نیز از آن ابراز نمیکردند. به عبارتی، بسیاری از این کشورها ترجیح دادند در منازعه بین روسیه و غرب بیطرف بمانند و عدم حمایت آنها از غرب بیشتر باعث دلگرمی روسیه بود تا کشورهای غربی.
این میزان قابل توجه از آسیبپذیری داخلی و خارجی حاکی از این است که امریکا و متحدان اروپاییاش دیگر آن موقعیت ممتاز ابتدای قرن بیستویکم را ندارند و جنگ اوکراین نشان داد دوران خوش جهان تکقطبی به رهبری غرب و به خصوص امریکا به سرعت پشت سر گذاشته شده است. این چیزی است که بورل نمیتواند از اعتراف به آن خودداری کند و بپذیرد که حالا زمان ورود به جهان چندقطبی است که کشورهای نوظهور در این جهان حرفی برای گفتن دارند.