من یک تفکر داشتم که عدهای میخواهند مانند قطبزاده، هنرمند ماهر را از دست انقلاب خارج کنند و تا حدودی هم موفق شدند. من یک تفکر داشتم که عدهای میخواهند مانند قطبزاده، هنرمند ماهر را از دست انقلاب خارج کنند و تا حدودی هم موفق شدند.
مهدی کلهر از اولین مدیران فرهنگی پس از انقلاب اسلامی با بیان این مطلب به این نکته اشاره میکند که یکسری از افرادی که در انقلاب اعتصاب کرده بودند، توسط قطبزاده قلعوقمع شدند. عجیب است، یعنی افرادی که برای انقلاب اعتصاب کرده بودند، حقوقشان را قطع کرد و با آنها بدترین برخورد را داشت. برای مثال یکی از خوانندههای قبل از انقلاب که مقید به نماز و روزه بود و عموماً حجاب داشت توسط او حذف شد و سعی میکرد اینها را از انقلاب پشیمان کند. ما یکسری از گویندههای کاملاً انقلابی را که اصلاً آدمهای فاسدی نبودند از دست دادیم، یعنی بهترین گویندهها را از ما گرفتند. اصلاً قطبزاده مأموریت داشت، یک رفیق صهیونیستی داشت بهنام هکتور ویالون که صهیونیست فرانسوی بود. دو ویولون گرانقیمت پاگانینی را ـ شاید قیمتش چند میلیارد باشد ـ مفت به او بخشید و گفت که اینها در اسلام حرام است و آنها را آتش میزنند و داد رفت. کلهر که با تسنیم گفتگو کرده است، در ادامه عنوان میکند: او در همان سال ۱۳۵۸ سرود «ای ایرانای مرز پرگهر» را منع پخش کرد، سرودی که مرحوم گلگلاب نوشته بود و روحالله خالقی موسیقی آن را ساخته بود، اما من میدانستم که نظر امام (ره) این نیست، برای همین به محض اینکه در ارکستر سمفونیک وارد شدم، دستور دادم این سرود را اجرا کنند. خانواده حضرت امام (ره) آمدند و ایشان هم خودشان با رادیو گوش دادند. آقای دکتر بروجردی، داماد امام (ره) به من گفتند «در شب شنبهای که در منزل امام جمع میشدیم به ایشان گفتم که خیلی سرود خوب اجرا میشود، امام گفتند که با رادیو گوش دادم و خیلی خوب بود.» آقای بروجردی گفت که «به امام گفتم نه آقاجان، باید آنجا تشریف داشته باشید، زنها روسری و مانتوهای سبز شیک، مردها کتهای قهوهای مخملی و پیراهن سفید و چندین نفر نوازنده و خلاصه این ارکستر عظمتی دارد. امام لبخندی زد و گفت، فکر نمیکردم از این عرضهها داشته باشند.» (با خنده)
به گفته این مدیر فرهنگی ابتدای انقلاب، مشکل دیگر ما در فرهنگ دارودسته محسن مخملباف بود که به شدت از سوی نخستوزیر حمایت میشد. یکی از جاهایی که مخملباف خود را نشان میدهد سر ماجرای فیلم برزخیهاست. اول بگویم که این فیلم قبل از اینکه من وارد وزارت شوم، ساخته شده بود، یعنی در زمان مهندس نجفی، اصلاً قبل از جنگ ساخته شده، اما بعد از جنگ صداگذاری شده است و فضای آن را جنگی کردند. آقای نجفی برای اینکه جلب اعتماد کند یکسری جواز برای ساخت به فیلمنامههایی داده بود، البته بدون اینکه آنها را بخواند؛ برای اینکه فیلمها ساخته شود و سینما جان بگیرد. یکی از این فیلمها «برزخیها» است، اما من گفتم که «چون نجفی کار درستی کرده است، من هم پای کار نجفی میایستم، چون نجفی سینما را نگه داشته است و اگر نجفی ایستادگی نمیکرد چیزی از سینما نمانده بود.» کلهر توضیح داد: زمانی که فیلم ساخته شد، میرحسین موسوی که نخستوزیر و سرپرست وزارت فرهنگ و هنر بود، به من گفت که جواز فیلم را لغو کنم. او گفت «بعداً دوباره جواز میدهیم.» گفتم «بههیچوجه این کار را در فرهنگ نمیکنم، این کار سیاسی است و من با هنر سیاسی برخورد نمیکنم. این کار کثیفی است، من بهعنوان آدم فرهنگی و هنری وارد شدم.» من به موسوی گفتم که «امام میگویند این فیلم اشکال ندارد. آقای خامنهای هم نظر امام را دارند و میگویند اشکال ندارد، اما شما بهخاطر حرف محسن مخملباف و دو نفر دیگر ـ که مانند یک مثلث بودندـ و به شما میگویند «این فیلم را توقیف کن!»، میخواهی جلوی این فیلم را بگیری؟»
این سه نفر شورای فقاهت هنر کشور شده بودند، این حرف را که میزنم جدی است و خیلیها به آنان تعظیم میکردند. جالب این بود که مردم و بچههای جبهه هم از این فیلم راضی بودند و حتی به ما نامه داده بودند و از این فیلم خوششان آمده بود. گفت که «پس چه کار میکنی؟» گفتم «من را بردار!» آقای زنگنه که معاون فرهنگی میرحسین بود، به من گفت که «استعفا بده!» گفتم که «نمیدهم.» آخر سر آنقدر این موضوع را دنبال کردم تا اخراجم کنند، به میرحسین گفتم که «بالا بروید پایین بیایید این کار را نمیکنم، اما من به این اخراج و عزل برای تاریخ نیاز دارم، شما ادعای هنرمند بودن و فرهنگی بودن میکنید، اما بسیار روش کثیفی دارید که با هنر و فرهنگ سیاستزده برخورد میکنید.»