دولت بایدن اولین سند استراتژی امنیت ملی خود را با تأخیر زیاد روز چهارشنبه ۲۰ مهر (۱۲ اکتبر) منتشر کرد. «جوبایدن» رئیسجمهور امریکا در حالی سند ۴۸ صفحهای راهبرد امنیت ملی دولت خود را منتشر کرد که طبق برنامه اولیه قصد انتشار آن را در چند ماه پیش از شروع عملیات نظامی ارتش روسیه در اوکراین داشت دولت بایدن اولین سند استراتژی امنیت ملی خود را با تأخیر زیاد روز چهارشنبه ۲۰ مهر (۱۲ اکتبر) منتشر کرد. «جوبایدن» رئیسجمهور امریکا در حالی سند ۴۸ صفحهای راهبرد امنیت ملی دولت خود را منتشر کرد که طبق برنامه اولیه قصد انتشار آن را در چند ماه پیش از شروع عملیات نظامی ارتش روسیه در اوکراین داشت. در ماههای اخیر محبوبیت بایدن و حزب دموکرات در میان امریکاییها به دلیل افول وضعیت اقتصاد این کشور و سیاستهای فاجعهبار دولت او در عرصه سیاست خارجی و مسائل مختلف به شدت کاهش یافته و با نزدیک شدن به موعد برگزاری انتخابات میاندورهای مهم کنگره امریکا در ماه نوامبر زنگ خطر برای حزب دموکرات در خصوص افت شانس پیروزی این حزب در انتخابات و قدرت پیدا کردن جمهوریخواهان رقیب به صدا درآمده است.
بایدن در این سند که عمده تمرکز آن بر مقابله امریکا با روسیه و چین است، اعتراف میکند، تغییر بزرگی در عرصه سیاست جهانی به وقوع پیوسته است و نظمی که برای مدت سه دهه بعد از پایان جنگ سرد در جهان وجود داشت «قطعاً پایان یافته است» و یک دوره جدید «رقابت میان قدرتهای بزرگ برای شکل دادن به اتفاقات آینده در حال اجراست.» رئیسجمهور امریکا که در مارس ۲۰۲۱ یک خط مشی امنیت ملی موقت را منتشر کرده بود، در این سند که اولین راهبرد رسمی امنیت ملی دولتش محسوب میشود، چین را به عنوان تنها رقیب تقریباً همتا با امریکا در عرصه جهانی قلمداد و بر لزوم حفظ توجه امریکا به روسیه تأکید کرده است. امریکا در این سند از «جمهوری خلق چین» به عنوان مهمترین چالش ژئوپلتیکی واشنگتن یاد و همچنین تصریح کرده است روسیه فوریترین تهدید علیه نظم منطقهای در اروپا به شمار میرود.
در صفحه۱۱ این سند ۴۸صفحهای اینطور آمده است: «این سند راهبردی اذعان میکند جمهوری خلق چین مهمترین چالش ژئوپلتیکی امریکا به شمار میرود. با آنکه ایندو- پاسیفیک جایی است که نتایج این موضوع بیشتر شکل داده خواهد شد، این چالش ابعاد جهانی مهمی خواهد داشت.» دولت بایدن در مقدمه کوتاه این سند ۴۸ صفحهای نوشت: «چین این نیت را به همراه ظرفیتی فزاینده دارد که نظم بینالمللی را به نحوی شکل دهد تا زمین بازی جهانی را همچنان که امریکا متعهد به مدیریت مسئولانه رقابت بین ماست، متمایل به منافع خودش کند.»
در این سند بالادستی درباره تهدیدات ادعایی از جانب روسیه نیز آمده است: «روسیه، تهدیدی مستمر و فوری برای نظم منطقهای در اروپا به شمار میرود و در سطح جهان منبع آشوب و بیثباتی است، با وجود این، روسیه فاقد توانمندیهای گسترده جمهوری خلق چین است.» دولت بایدن در مقدمه خود بر این سند با اشاره به عملیات هشت ماهه ارتش روسیه در اوکراین ادعا کرد این عملیات «صلح را در اروپا در هم شکسته و بر ثبات در همه جا تأثیر گذاشته است.» کاخ سفید آنچه «تهدیدات هستهای بیملاحظه» ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه خواند، عامل «به خطر انداختن نظام جهانی عدم اشاعه تسلیحات هستهای» خواند. بایدن ظاهراً در اشاره به چین و روسیه از آنها با واژه «اقتدارگرایان» یاد و ادعا کرد، آنها «تمام وقت تلاش میکنند دموکراسی را تضعیف و مدل حاکمیت همراه با سرکوب در خانه و اعمال زور در خارج را صادر کنند.»
ادعاهای جدید امریکا علیه چین
«جیک سالیوان» مشاور امنیت ملی کاخ سفید روز پنجشنبه ۲۱ مهر به تبیین چالشهایی که امریکا با آن مواجه است، پرداخت. او ادعا کرد جهان بار دیگر در یک نقطه عطف قرار گرفته و چین رقیبی است که قصد دارد نظم بینالمللی را تغییر دهد. سالیوان در کنفرانس خبری کاخ سفید گفت: «امروز، جهان ما بار دیگر در یک نقطه عطف قرار گرفته است. ما در سالهای نخستین یک دهه تعیینکننده قرار گرفتهایم.» سالیوان گفت: «چین در داخل و در خارج قاطعانه در حال پیشبرد دیدگاه غیرلیبرال در عرصههای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فناوری در رقابت با غرب است. چین تنها رقیبی است که هم قصد دارد نظم بینالمللی را تغییر دهد و هم ظرفیت رو به رشدی برای انجام آن دارد.» سالیوان گفت: ما متوجه این مسئله هستیم که در فضای ژئوپلتیک، جمهوری خلق چین مهمترین چالش ژئوپلتیکی امریکاست.
هشدار جدید این مقام ارشد امنیت ملی امریکا درباره چین به مثابه مهمترین چالش ژئوپلتیکی امریکا و قصد آن برای تغییر نظام بینالملل لیبرال با توجه به رویارویی رو به رشد ایالات متحده و چین در عرصه منطقهای و جهانی قابل تبیین است. در واقع امریکا مدتهاست در اسناد بالادستی خود چین را به عنوان مهمترین تهدید علیه خود و نیز جهان غرب شناسایی کرده و بر لزوم مقابله با بلندپروازیهای پکن تأکید میورزد. در این راستا دولت بایدن در سند جدید امنیت ملی امریکا بار دیگر به چین تاخته و آن را مهمترین تهدید قلمداد کرده است. وزارت امور خارجه چین در واکنش به سند استراتژی امنیت ملی امریکا اعلام کرد: پکن هرگز به دنبال رقابت و درگیری ژئوپولتیک با واشنگتن نیست، زیرا سودی ندارد.
ضدیت با چین و روسیه
به رغم ادعاهای مقامات دولت بایدن درباره رقابت برابر با چین و تنشزدایی در روابط دوجانبه، آنچه از خلال مواضع و اقدامات امریکا در قبال چین از زمان روی کار آمدن بایدن میتوان دریافت، تلاش واشنگتن برای تقابل همهجانبه در عرصههای اقتصادی، تجاری، نظامی و امنیتی، سیاسی و سایبری با پکن و مقابله با ادعاهای دریایی آن است. اکنون در جدیدترین اقدام در این زمینه، کاخ سفید با ادعای تهدید تایوان از سوی پکن، در پی گفتگو با کنگره امریکا برای اعلام تایوان به عنوان متحد اصلی غیرناتو است. مسلماً این گامی خطرناک و بسیار ماجراجویانه تلقی میشود که تحقق آن به منزله عبور از خط قرمزهای چین در رابطه با تایوان است، زیرا تحقق چنین امری به منزله الزام ایالاتمتحده برای دفاع از تایوان در برابر هر گونه اقدام چین برای الحاق این جزیره به قلمرو چین خواهد بود. به رغم تشدید بیسابقه تنشها بین امریکا و چین، واشنگتن اصرار دارد اقدامات تحریکآمیز خود را همچنان ادامه دهد که نمونه اخیر آن تلاش برای اعلام تایوان به عنوان متحد اصلی غیرناتو محسوب میشود.
در عین حال واشنگتن از این مسئله در هراس است که چین به همراه روسیه، نظم بینالمللی لیبرال را که جهان غرب مبدع و حامی بقای آن است، به چالش بکشند و اقتدار چند قرنی غرب بر نظام بینالمللی را خدشهدار سازند، البته سران روسیه و چین بارها بر لزوم تغییر نظام جهانی از وضعیت کنونی به سوی نظام چندقطبی مبتنی بر نقش پررنگ سازمان ملل تأکید کردهاند. در حالی که از دیدگاه امریکا که همواره رویکرد یکجانبهگرایی را در عرصه جهانی دنبال کرده و به دنبال منافع و اهداف خود به قیمت زیر پا نهادن منافع دیگر کشورهاست، این امر قابل قبول نیست، لذا تلاش میکند بازیگران جدید جهانی یعنی چین و روسیه را تا آنجا که توان دارد محدود و تضعیف کند. این کار درباره چین با جنگ تجاری و نیز ایجاد ائتلافهای مختلف در عرصه آسیا- اقیانوس آرام برای دربرگیری این کشور و در مورد روسیه با تلاش برای تضعیف هر چه بیشتر توانمندی آن با تداوم جنگ اوکراین و تضعیف توانمندی نظامی و اقتصادی آن در حال انجام است. با این حال بررسی روندهای جهانی نشانگر افزایش ملموس توان قدرتهای شرقی و اوراسیایی و افول فزاینده امریکاست.