کد خبر: 1111193
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
رفت‌و‌آمد‌های مکرر مدیران ناکارآمد در فوتبال ایران
قحط‌الرجال فوتبال  «تغییر» با معنی دگرگونی و تعویض، عمدتاً با هدف ترقی و پیشرفت انجام می‌شود؛ گامی برای جبران یا حتی نوآوری. در فوتبال ایران، اما این واژه، تعریفی متفاوت دارد و صرفاً آن را می‌توان جابه‌جایی یا به طور واضح‌تر دست به دست شدن معنا کرد، آن هم در یک دایره محدود و کاملاً مشخص!
دنیا حیدری 
«تغییر» با معنی دگرگونی و تعویض، عمدتاً با هدف ترقی و پیشرفت انجام می‌شود؛ گامی برای جبران یا حتی نوآوری. در فوتبال ایران، اما این واژه، تعریفی متفاوت دارد و صرفاً آن را می‌توان جابه‌جایی یا به طور واضح‌تر دست به دست شدن معنا کرد، آن هم در یک دایره محدود و کاملاً مشخص! قاعده‌ای که سال‌هاست به شکلی کاملاً مشخص و با یک ساز‌وکار یکسان و قابل پیش‌بینی پیش رفته است، درست مانند داستانی تکراری با شروع و پایانی یکسان که فقط هر‌ازچندگاهی اسامی آن دستخوش تغییر می‌شود و بس! توصیفی منطبق با واقعیت و صددرصد واضح از آنچه تحت عنوان تغییر مدیریت در فوتبال ایران خصوصاً در حوزه مدیریت رخ می‌دهد. 
 
دست گذاشتن روی مدیران تکراری و انتخاب نفرات امتحان‌پس داده‌ای که کارنامه روشنی در اختیار ندارند، داستان تازه‌ای در فوتبال ایران نیست. هر چند این رویه با اصل شایسته‌سالاری مغایرت دارد و مانع از میدان دادن به نیرو‌های جوان می‌شود، اما این مهم هرگز جایگاه افراد شاخص فوتبال را به مخاطره نینداخته است، به طوری که هراز‌چندگاهی شاهد بازگشت مجدد یکی از آن‌ها به عرصه مدیریت هستیم، حتی اگر آخرین مرتبه با رقم زدن اشتباهی فاجعه آمیز از کار برکنار یا با بهانه قرار دادن مسئله‌ای دست به استعفا شده باشد تا پای خود را از مهلکه‌ای که رقم زده بیرون بکشد؛ روندی تکراری که نه فقط پیشرفتی برای فوتبال ایران در پی ندارد که باعث شده است کار بیخ پیدا کند. 
 
یکی از مهم‌ترین اتفاقات در این راستا، عدم پاسخگو بودن این مدیران ناکارآمد است؛ مدیرانی که نه فقط بابت اشتباهات خود و ضربه‌هایی که به پیکره فوتبال ایران می‌زنند، بازخواست نمی‌شوند و پای‌شان به میز محاکمه کشیده نمی‌شود که رفت‌و‌آمد‌های مکررشان شرایطی فراهم می‌کند تا با خیالی آسوده‌تر نسبت به گذشته، اشتباهاتی به مراتب غیرقابل جبران‌تر از قبل رقم بزنند و باعث گسترش هر چه بیشتر فساد و دلالی در فوتبال ایران شوند؛ مدیرانی که هر بار با وعده‌های دهان پرکن می‌آیند، اما خوب که جاگیر شدند، همانند مرتبه قبل کاسه گدایی دست می‌گیرند و به عقد قرارداد‌هایی مشغول می‌شوند که هیچ سودی جز سنگین‌تر کردن بار بدهی‌های باشگاه و فوتبال را در پی ندارد، اما این روند تأسفبار نه مانع از حضور مجدد آن‌ها می‌شود و نه بهانه‌ای برای پیش کشیدن پرونده‌های سنگین گذشته!
 
عمده این تغییرات یک شبه رخ می‌دهد؛ تغییراتی آنی که نه توضیحی در پی دارد و نه هیچ منطقی. تنها شوکی آنی به فوتبال و دوستداران آن وارد می‌کند و خیلی زود، به دست فراموشی سپرده می‌شود چراکه نه داستانی جدید است و نه غیرقابل پیش‌بینی؛ روندی که فوتبال ایران را به خصوص در حوزه باشگاهی به زانو درآورده، اما هرگز رنگ تغییر به خود ندیده است و با وجود نتیجه مشخصی که در پی دارد، به همان سبک و سیاق قبل و همیشگی ادامه دارد. حال آنکه اندکی تأمل کافی است تا تغییری گسترده به معنای واقعی و لغوی کلمه ایجاد شود برای ایجاد فضای تازه و متفاوت و مهم‌تر از آن، گسترش دامنه انتخاباتی که سال‌هاست به چند نام خاص محدود شده است؛ نام‌هایی با کارنامه‌های یکسان و البته ناکام.
 
فوتبال ایران نیازمند نام‌های تازه است؛ نیازمند مدیرانی که بتوانند دردی از آن دوا کنند و گامی در مسیر موفقیت بردارند، نه آنکه با تصویرسازی‌های دروغین و وعده‌هایی که هیچ یک ضمانت اجرایی ندارند، تنها جیب ملت را خالی کنند و دست آخر نیز با دوختن زمین و زمان به هم یا پای خود را از مهلکه بیرون بکشند یا توپ را به زمین دیگری بیندازند برای تطهیر خود! فوتبال ایران نیازمند نیروی جوان است؛ نیرویی تازه‌نفس که بر اساس شایستگی‌هایی که دارد بر مسند قدرت تکیه بزند، نه به واسطه لابی‌های قوی و آشنایی‌های قدیمی! مدیری که حرفی تازه برای گفتن داشته باشد؛ حرفی متفاوت از شعار‌های تکراری و نخ‌نما‌شده‌ای که گوش دوستداران فوتبال خیلی سال است از آن پر است؛ مدیری که قدرت ساختن داشته باشد و تنها در مسیر تخریب گام برندارد؛ مدیری که همت درآمدزایی داشته باشد و از نخستین روزی که بر صندلی مدیریت تکیه می‌زند، نقشه‌هایش برای خالی کردن جیب ملت نباشد؛ مدیری که حرفی برای گفتن داشته باشد؛ حرفی که حرف باشد نه شعار‌های پوچ و وعده‌های توخالی. 
اما لازمه حضور چنین مدیری در فوتبال ایران نیازمند تغییر نگاه آقایان بالادستی است که برای جابه‌جایی‌های تکراری خود حتی جمله‌ای توضیحی نیز ارائه نمی‌کنند و تنها کاری که می‌دانند انداختن امضا‌های شبانه پای حکم‌های تکراری است؛ حکم‌هایی که نفس فوتبال ایران را به شماره انداخته است. 
 
فتح‌الله‌زاده و محمدحسن انصاری‌فرد از جمله این مدیران هستند؛ مدیرانی که با وجود کارنامه‌هایی ملو از اشتباهات فاحش و تصمیماتی که ضربه‌های مهلک و ضرر و زیان‌های بسیار برای فوتبال باشگاهی ایران در پی داشته، هر از چندگاهی سر‌و‌کله‌شان در عرصه مدیریت باشگاهی ایران پیدا می‌شود، بی‌آنکه هیچ‌گونه رسیدگی به پروند‌های سنگین و قطور به‌جامانده از مدیریت قبلی آن‌ها شده باشد، بی‌آنکه اشتباهات تأثیر‌گذار، جریمه‌های سنگینی که آبروی فوتبال ایران را خدشه‌دار کرده یا حتی هزینه‌های هنگفتی که روی دست فوتبال ایران گذاشته‌اند، تأثیری در تصمیم‌گیری برای بازگرداندن امثال آن‌ها داشته باشد. گویی قحط‌الرجال است و مدیریت فوتبال ایران به خصوص در بخش باشگاهی، جز سهم مدیران بی‌کفایت و نالایق نیست! که اگر غیر از این بود، شاهد رفت‌و‌آمد‌های مداوم و تکراری این افراد نبودیم!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار