زن معتاد که سه سال قبل پسر چهار سالهای را برای گدایی ربوده و به قتل رسانده بود، در جلسه دادگاه گفت که حادثه ناخواسته رقم خورده است.
اواخر اردیبهشتماه ۹۸، زن جوانی به اداره پلیس رفت و به مأموران گفت از پسر چهار سالهاش خبری نیست. او گفت: «تیام ساعتی قبل به کوچه رفت تا بازی کند. دقایقی بعد دنبالش رفتم، اما هرچه صدایش کردم خبری از او نبود. همه کوچه حتی خانه به خانه همسایهها را گشتم، ولی آنها هم تیام را ندیده بودند. نگرانم اتفاق بدی افتاده باشد. کمک کنید پسرم پیدا شود.»
با اعلام این مفقودی، مأموران با گرفتن مشخصات و عکس پسر خردسال، تلاشهای خود را برای یافتن پسر خردسال آغاز کردند. آنها در اولین گام از تحقیقات سراغ دوربینهای مداربستهای رفتند که در کوچه نصب بود. با دیدن فیلم ضبط شده معلوم شد تیام همراه یک زن کارتنخواب از کوچه خارج شده است. با به دست آمدن این سرنخ، آن زن تحت تعقیب قرار گرفت و خیلی زود شناسایی و بازداشت شد.
زن ۴۰ ساله مریم نام داشت. او کارتنخواب و معتاد بود که ادعا میکرد تیام را برای تکدیگری با خودش برده است. زن جوان گفت: «دو فرزند پسر داشتم، اما شوهرم به خاطر اعتیاد به شیشه مرا طلاق داد. خودم درآمدی نداشتم، به همین خاطر مجبور شدم تکدیگری کنم. روز حادثه وقتی تیام را در کوچه دیدم، او را با خودم بردم. میخواستم برای تکدیگری از او استفاده کنم، اما به چهارراه تیرانداز که رسیدیم تیام بین جمعیت گم شد.»
بعد از ثبت این اظهارات، تلاشها ادامه داشت که یک ماهیگیر با مأموران تماس گرفت و گفت جسد پسری خردسال را در رودخانه خجیر حوالی جاجرود پیدا کرده است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد آن کودک خردسال همان تیام است.
با تشکیل پرونده قتل، مریم اینبار به اتهام قتل عمد تحت بازجویی قرار گرفت. او که ادعای بیگناهی داشت، در بازجوییهای فنی به قتل اعتراف کرد و گفت: «با مادر تیام نسبت فامیلی دوری داشتم و به خانهشان رفت و آمد میکردم. او چند بار از من خواسته بود تیام را به پارک ببرم. اوضاع زندگیام خوب نبود، چون بعد از طلاق از شوهرم شرایط مالی سختی داشتم. مواد هم مرا بیچاره کرده بود. در این شرایط مجبور بودم تکدیگری کنم. آن روز وقتی تیام را دیدم به این فکر افتادم که او را با خودم ببرم تا مردم پول بیشتری به من بدهند.»
متهم ادامه داد: «تیام مرا میشناخت و میدانستم هر حرفی به او بزنم گوش میکند. نزدیکش رفتم و خواستم به بهانه بازی همراهم بیاید. دستش را گرفتم و از کوچه بیرون آمدیم. به طرف جاجرود رفتیم و در مسیر مبلغی هم از راه تکدیگری کاسب شدم. حوالی جاجرود بود که اذیتهای تیام شروع شد و مدام روسری مرا میکشید. من خمار بودم و نعشه. حالم را نمیفهمیدم، این شد که او را داخل کانال آبی هل دادم و برگشتم.»
بعد از این اظهارات بود که زن جوان در بازجوییهای بعدی ادعای تازهای مطرح کرد و گفت: «حوالی جاجرود که رسیدیم، من گدایی میکردم و تیام در حال بازی بود. برای استراحت یک کارتن را به عنوان زیرانداز کنار کانال آب انداختم. تیام حین بازی مدام با کفش روی آن رفت و آمد میکرد. من هم مواد مصرف کرده بودم و در حال خودم نبودم، به همین خاطر از کوره در رفتم و او را داخل آب انداختم. همان موقع پشیمان شدم و به آب زدم، ولی شدت آب زیاد بود، به همین دلیل پسرخردسال را با خودش برد. کسی هم نبود تا از او کمک بگیرم، تصمیم گرفتم سکوت کنم و به پلیس حرفی نزدم.»
پرونده با اظهارات ضد و نقیض متهم به شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در جلسه، اولیای دم در دادگاه حاضر شدند. با اعلام رسمیت جلسه، پدر تیام به جایگاه رفت و گفت: «در صورت دریافت ۲۵۰ میلیون تومان حاضر به گذشت هستم.» سپس مادر تیام که اشک امانش نمیداد، گفت راضی به گذشت نیست و فقط قصاص میخواهد.
بعد از این درخواست، متهم در جایگاه حاضر شد و گفت قتل ناخواسته بوده است. او با رد اتهامش گفت: «تیام را همراه خودم به جاجرود بردم و درحالیکه گدایی میکردم، او کنار رودخانه بازی میکرد که یکدفعه داخل رودخانه افتاد. خیلی تلاش کردم او را نجات دهم، اما موفق نشدم. اتهام قتل عمد را قبول ندارم و از دادگاه درخواست کمک دارم.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.