تفکر خطرناک پولدار شدن یکشبه، منجر به وارد شدن بسیاری از نیروی کار کشور به چرخه جرم میشود. خیزش قیمتها و نهادینه شدن زندگی اشرافی، بسیاری از نیروی کار کشور را بر آن داشت تا برای رسیدن به زندگی آرمانی که در ذهن دارند به فکر راه چارهای باشند. کسب نان حلال برای جوانانی که تازه وارد بازار کار میشوند و قصد دارند با کارگری و حقوق حداقلی هزینه امرار معاش خود را تأمین کنند به سختی ممکن است. برای همین بخش زیادی از این جمعیت آماری آرزوهای خود را در نشستن پشت فرمان خودروهای لوکسی دنبال میکنند که هر روز در خیابانهای شهر از مقابل چشمانشان عبور میکند. همچنین زندگی در خانههای مجلل شمال شهر یا خرید از مارکتهایی که امکان بازدید از آن برای همگان ممکن نیست. غالب شدن فرهنگ مصرفگرایی با جلوههایی که مدام رسانه ملی مبلغ آن در شبکههای سراسری است هم منجر به مطالبهگری برای رفاه بیشتر شده است. شوهایی که مدام خانوادهها را تحریک میکند برای تغییر سبک زندگی خود دست به جیب ببرند و زندگی ساده خود را از اسارت لوازم ساده نجات دهند و با تشریفات مدنظرشان جایگزین کنند. در فیلم و سریالها خانههایی نمایش داده میشود که در حکومت قبل فقط شاه و درباریان امکان زندگی در آن را داشتند، برای همین این بخش از جمعیت آماری وقتی در محاسبات خود متوجه میشوند رسیدن به زندگی حداقل در وضعیت نابرابریهای موجود ممکن است در عمر آنها امکان بروز پیدا نکند دست به ریسک میزنند. یکی از درگاههای مهم برای رسیدن به این آرزوها وارد شدن به شبکههای قمار است که از طریق معاشرتهای دوستانه روند آن در قمارخانههای آنلاین دنبال میشود. صفحههایی در اینستاگرام زندگیهای اشرافی را که هزینه آن از مجرای قمار به دست میآید، آنقدر هنرمندانه تبلیغ میکنند که هر جوان جویای نام و کاری تحریک میشود برای یکبار هم که شده بخت خود را در این باره محک بزند. از آنجا که پلتفرم این صفحهها طوری طراحی شده که همه را بازنده میکند شرکتکنندگان در قمار بعد از یک یا دو بار برنده شدن اندکی پول، برای قمار بزرگ همه دارایی خود را به میان میگذارند غافل از اینکه برنده نهایی، طراحان این صفحات هستند که عمدتاً در کشور ترکیه زندگی میکنند. درگاه دیگر در اینباره وارد شدن به دنیای مجرمان است. سرقت و کلاهبرداری دو عنوان مجرمانهای است که رؤیای بسیاری از آمار نیروی کار کشور در آن به سراب تبدیل میشود. بالا رفتن هزینههای زندگی سبب شده است بسیاری از جوانان برای پول و طلاهایی که افراد متمول در خانه نگه میدارند نقشه سرقتهای خود را طراحی و در فرصت مناسب اجرا کنند. خانههای شمال و غرب تهران بیش از هر جای دیگری در پایتخت هدف مجرمانی است که از سراسر کشور برای سرقت به تهران قدم میگذارند. عمده این افراد در همنشینی با گروههای همسن و سال خود که عمدتاً از مجرمان سابقهدار هستند. تسلیم وسوسه سرقت میشوند، اما به جای زندگی در خانههای شمال تهران باید دوران حبس خود را در زندان سپری کنند. درگاه کلاهبرداران هرچند از امنیت نسبی بیشتری نسب به سرقت برخوردار است، اما فرجامی جز زندان برای مرتکبان به همراه ندارد. عمده این عمل مجرمانه در شبکههای اجتماعی رقم میخورد. برنده شدن در مسابقه رادیویی، برداشتهای غیرمجاز به شیوه فیشینگ و فریب دختران پولدار به بهانه ازدواج از عمدهترین کلاهبرداریهایی است که مرتکبانش به جای رسیدن به زندگی آرمانی هویت خود را هم از دست میدهند و برای خود و دیگران ایجاد خطر میکنند. نفی زندگی اشرافی هرچند در کلام از شاخصهای مهم مدنظر مدیریتی کشور بوده، اما حاکمیت آن در عمل منجر به شکلگیری زندگی طبقاتی و افزایش آسیبهای اجتماعی و وارد شدن بخش مهمی از نیروی جوان وکار کشور به چرخه آسیبهای اجتماعی شده است. در وضعیت اکنون و در حالی که تأمین زندگی حداقلی برای بخش مهمی از جوانان به رؤیا تبدیل شده توجه به این مهم از سوی دولتها باید مانع از وارد شدن جمعیت کشور به آمار مجرمان و برجای ماندن هزینههای کلان به کشور شود.