نداشتن کنترل روی رفتار، یکی از مهم ترین آسیب های جامعه امروز است که پیامد آن منجر به بروز رفتاهاری مجرمانه می شود. نزاع های خیابانی از مهم ترین عناوین مجرمانه ای است که به دلیل نداشتن کنترل روی رفتار از سوی طرفین دعوا مدام درحال رقم خوردن است. ماندن در ترافیک و تلاش برای خلاصی از آن خیلی وقت ها به مشاجره دو یا چند راننده ختم می شود. ادامه پیدا کردن این مشاجره هم به دست شدن قفل فرمان از سوی راننده ها و در ادامه بروز ضرب و جرح را شامل می شود. درگیری بر سر جای پارک خودرو هم از مهم ترین نزاعهایی است که مدام در کوچه و خیابان ها در حال بروز است. راننده ای که ساعت ها به دنبال جای پارک می گردد بعد از پیدا کردن جای پارک دیگر کنترلی روی رفتارش ندارد که بخواهد با فرد دیگری وارد گفت گو شود، برای همین وقتی یک نفر به رفتار او اعتراض می کند، این اعتراض به خشونت منجر می شود. چشم در چشم شدن هم از مهم ترین انگیزه هایی است که بخش عمده ای از نزاع های خیابانی را شامل می شود. دو یا چند جوان که درحال عبور هستند وقتی چشم در چشم می شوند این انگاره را به فال بد گرفته و به جای نشاندن لبخند به روی صورت، خشم به چهره برده و با هم درگیر می شوند. این انگیزه ها و انگیزه های بیشتر از این، خیلی وقت ها به ضرب و جرح و در برخی از مواقع منجر به وقوع قتل می شود. پشمیانی، اولین رفتاری است که مرتکبان بعد از نزاع ابراز می دارند. آنها زمان درگیری به دلیل بروز خشم، قادر به کنترل رفتار خود نبودند، اما بعد از واقعه فرصت این را دارند که نسبت به رفتار خود فکر کنند که دیگر دیر شده و این پشیمانی، برخی مواقع به قیمت از دست رفتن جان خودشان با قصاص یا تحمل زندان و پرداخت دیه سنگین تمام می شود. بر جای ماندن این همه هزینه فقط به دلیل یک اتقاق رخ می دهد و آن هم نداشتن کنترل روی رفتار است. عمده ترین دلیل نداشنن کنترل روی رفتار ناشی از نداشتن مهارت رفتار کنترلی است. بررسی اخباری که ما در این باره منتشر میکنیم نشان میدهد افرادی که از موقعیت بهتر علمی، اجتماعی و اقتصادی برخوردار هستند مهارت بهتری روی رفتار خود دارند، برای همین عمدتا وارد نزاع نمیشوند. فشارهای اقتصادی در این بین نقشی عمده در برهم خوردن روان شهروندان دارد. تلاش برای تامین معاش آن هم با حقوق اندک و هزینه بالای زندگی سبب شده روانهای بسیاری از افراد جامعه با کوچکترین محرک بر خورده و حادثهای تلخ رقم بخورد. بخش مهمی از این مهارتها ریشه در آموزههایی دارد که از مسیر آموزش در مدرسه و دانشگاه به شهروندان منتقل میشود. بخش دیگر ریشه در خدمات شهری و اجتماعی دارد که عدم توجه دولتها به این مهم معضلات و سپس آسیبهای این حوزه را شامل میشود.