یکم- انتخاب علی فتحاللهزاده به جای مصطفی آجرلو یکی از عجیبترین تصمیمات وزیر ورزش است. عجیبتر آنکه مصطفی آجرلو، مدیر پرسپولیسی را به عنوان مدیر عامل تیم محبوب استقلال برگزید و با پایان ماه عسل بین وزیر و آجرلو، شبانه پیرمرد با سابقه استقلالی را به میز مدیر عاملی آبیها برگرداند.
دوم- اینکه چرا مصطفی آجرلو به استقلال آمد خودش محل سوال است، اما این نوشته درباره آجرلو نیست، درباره اشتباه مجدد در انتصاب مدیر آبیهاست. فتحاللهزاده در ۱۲ سال مدیریت متناوب استقلال هرچه ترفند، خلاقیت و نبوغ مدیریتی بلد بوده بهکار گرفته و اگرچه کارنامه قابل دفاعی دارد، گزینه مناسبی برای اداره دومین تیم پرطرفدار کشور نیست.
ایراد اساسی تصمیمسازان حوزه ورزش این است که چرخه انتخاب مدیران عالی و میانی در ورزش ایران، بسته و معیوب است. انگار فقط چند نفر در قواره مدیریت ورزشی به خصوص در فوتبال هستند و دچار قحط الرجال ورزشی شدهایم. این درد فوتبال نیست، همین الان چند فدراسیون ماههاست که با سرپرست اداره میشوند و وزارت ورزش انتخابات ریاست فدراسیونها را برگزار نمیکند.
سوم- یک سوال ساده در یک سال گذشته چند مدیر جوان متخصص، متبحر و البته متعهد در مناصب حیاتی ورزش کشور بهکار گرفته شدند؟ جوانان نخبه، انقلابی، دلسوز و با دانش روز ورزش کشور کم نیستند، اما اکثرشان حاشیهنشین شدهاند و فرصتی برای عرض اندام در جایگاههای مدیریتی ورزش نصیبشان نشده است. آیا بهتر نبود علی فتحاللهزاده در جایگاه رییس هیات مدیره آبیها قرار میگرفت و یک مدیر جوان با استعداد، متخصص و متعهد به عنوان مدیر عامل استقلال منصوب میشد؟
چهارم- حال که به این تصمیم رسیدهاید لااقل فکری هم برای پشتوانهسازی علمی مدیریت ورزشی کنید. اصلا از همین فوتبال هم آغاز کنید و به فدراسیونها، ادارات کل ورزش استانها و صدها پست حساس ورزشی این کار را تسری دهید. دو جوان نخبه فوتبالی را با سازوکارهای علمی انتخاب کنید و به عنوان معاون ورزشی یا معاون اجرایی در کنار فتحاللهزاده و رضا درویش قرار دهید تا با چالشهای مدیریتی، فراز و نشیبها و سختیهای خاص کار در باشگاههای پرطرفدار فوتبال با هواداران چند میلیونی آشنا شده و به هر دلیلی تصمیم به تغییر مدیریتی گرفتید از همین سرمایههای ارزشمند و متعهد فوتبال بدون ترس و واهمه در جایگاه مدیرعاملی استفاده کنید.
پنجم - یکی از مهمترین خصوصیات مدیران نخبه جوان متخصص و متعهد قدرت ریسکپذیری، خلاقیت، نبوغ و نوآوری آنهاست. امیدوارم با ظهور طبقه جدید و تازه نفس مدیران متعهد، با دانش و با درایت، بساط بازیکن سالاری و مربی سالاری و جولان برخی بازیکنان پرتوقع، کمبازده، کمتاثیر و حاشیهساز که با قراردادهای چند میلیاردی، فوتبال جزء آخرین اولویتهای زندگی حرفهای ورزشیشان است برچیده شود. بازیکنانی که با قراردادهای آنچنانی ده، پانزده میلیارد تومان هزینه غیرضروری روی دست تیمهای اغلب دولتی میگذارند و مدام در حال حاشیهسازی هستند و بهدلیل ناآمادگی همیشگی به نیمکت تیمهایشان دوخته شدهاند. اما مدیران محافظهکار، شهامت و شجاعت برخورد فوتبالی و انضباطی با حاشیهسازیهای غیرفوتبالیشان را ندارند و حتی گاهی اوقات در مقام دفاع از آنها بر میآیند. در حالی که فوتبال ایران پر از استعدادهای ناب و بی نظیر است که پشت خط این افراد ماندهاند.