موزه سینما همزمان با روز جهانی نابینایان، سکانسی از فیلم «گلهای داوودی» رسول صدرعاملی را منتشر کرده است، فیلمی که به گفته کارگردانش مهمترین فیلمش است و آن را نخستین فیلم عاشقانه بعد از انقلاب اسلامی میدانند. موزه سینما همزمان با روز جهانی نابینایان، سکانسی از فیلم «گلهای داوودی» رسول صدرعاملی را منتشر کرده است، فیلمی که به گفته کارگردانش مهمترین فیلمش است و آن را نخستین فیلم عاشقانه بعد از انقلاب اسلامی میدانند.
رسول صدرعاملی خطاب به فریدون جیرانی که با او در موزه سینما به گفتگو نشسته بود، گفته است: «گلهای داوودی» مهمترین فیلم من است، در «رهایی» شما (جیرانی) فیلمنامه را نوشتید و به من کاری نداشتید و دلیلش این بود که هیچ سکانسی در تهران نبود و همه در جنوب گرفته شده بود، اما در «گلهای داوودی» از لحظه پیدایش قصه با من همراه بودید.
وی ادامه داد: شما معتقد بودید «گلهای داوودی» به خاطر شرایط نابینایی یک گریم خیلی حساس و مهم میخواهد، به همین دلیل عبدالله اسکندری و همچنین عباس گنجوی را معرفی کردید و من، او را سر همین فیلم شناختم و رفتیم سراغ بهترینهای تئاتر از جمله زندهیاد جمشید مشایخی و جعفر والی، فقط بیژن امکانیان از گروه ما بود که به خوبی هم درخشید و لیلا پیرزاد هم که از فیلم «رهایی» با ما همکاری داشت، اطراف این دو بازیگر را پر از بهترینهای سینما و تئاتر ایران کردیم و برای تدوین عباس گنجوی و برای موسیقی کامبیز روشنروان آمد و همه اینها را با هماهنگی هم انجام دادیم و شد «گلهای داوودی» و اتفاق خوب سال ۱۳۶۳.
داستان فیلم «گلهای داوودی» درباره عباس صفاری است که در جریان بروز مشاجره با دوست خود باعث مرگ ناگهانی او و به ۲۵ سال حبس محکوم میشود. با سپری شدن ۲۰ ساله محکومیت و عفو پنج سال آخر، قرار آزادی عباس صادر میشود، اما روز موعود در شرایطی که همگان منتظر آزادی عباس هستند استوار هدایت خبر مرگ ناگهانی عباس را به همسرش، عصمت میدهد، اما عصمت از گفتن حقیقت به فرزند نابینای خود، جواد که در آستانه برگزاری مراسم ازدواجش قرار دارد خودداری میکند. استوار هدایت که قبل از عزیمت به سفر، عصمت را در جریان واقعیت کشته شدن عباس به دست یکی از مأموران زندان قرار داده بود با تقاضای وی مبنی بر معرفی خود به عنوان پدر جواد و حضور در مراسم عروسی او مواجه میشود. جواد که به طور ناگهانی در جریان مکالمه استوار و مادرش قرار میگیرد، خانه را ترک و از حضور در مراسم خودداری میکند، اما سرانجام توسط همسرش مریم متقاعد میشود و با واقعیت مرگ پدرش کنار میآید.
صدرعاملی در سال ۸۳ در گفتوگویی، ساخت فیلم «گلهای داوودی» را تجربه دشواری دانسته و گفته بود: این نخستین عاشقانه بعد از انقلاب است. ساخت این فیلم نیاز به ترفندهای زیادی داشت که وجود شخصیتهای نابینا، ما را برای دستیابی به بیان عشق پاک یاری کرد.
او میگفت: به دنبال دستمایهای مستقل و بدون تقلید از آثار غربی بودم و در «گلهای داوودی» به این مهم دست یافتم و این فیلم در ادامه راه فیلمسازی به من خیلی کمک کرد.
این کارگردان همچنین درباره اغراق در فیلم «گلهای داوودی» خاطرنشان کرده بود: اگر تجربیات کنونی خود را داشتم، این قدر به سمت ملودرام نمیرفتم، چراکه اگر این ملودرام اغراق شده را از کار بگیریم، این اثر تبدیل به قصهای جدی و اجتماعی میشود که از طرفی به مشکلات خانوادههای زندانیان میپردازد و از طرف دیگر اتفاقات داخل زندانها را به تصویر میکشد و پرداختن با این موارد موجب ماندگارتر شدن فیلم میشد.
این کارگردان با اشاره به انتخاب «گلهای داوودی» به عنوان مهمترین فیلم در جشنواره سوم فیلم فجر یادآور شده بود: این اثر برنده پنج لوح زرین شد، ولی به من به عنوان کارگردان فیلمی که توانسته بود پنج تن از بهترینهای جشنواره را در خود داشته باشد، جایزهای تعلق نگرفت و، چون تهیهکننده کار بودم به من گفتند که جایزه تو، فروش خوب این فیلم است.
جمشید مشایخی، داوود رشیدی، پروانه معصومی، بیژن امکانیان، جعفر والی، مهری ودادیان، فرهاد نیکپور و محمود بصیری از بازیگران «گلهای داوودی» بودند.