دو زن جوان که در پروندههای جداگانه مرتکب قتل شده بودند، محاکمه شدند و یکی از آنها به قصاص و دیگری به پرداخت دیه محکوم شد.
دیماه ۱۴۰۰ با اعلام مفقودی پسر ۲۲ ساله به نام فرشاد، مأموران در روند تحقیقات خود از کشف جسد مثله شده مردی باخبر شدند که مشخص شد متعلق به فرشاد است. از آنجایی که هنگام کشف جسد رد خون به خانه سه طبقهای پدر فرشاد میرسید، پدر و نامادری او به عنوان مظنون بازداشت شدند. پدر فرشاد در روند بازجوییها گفت: «بعد از جدایی از مادر فرشاد دو بار ازدواج کردم و سیمین همسر سومم است.» سیمین ۴۰ ساله در بازجوییهای فنی به قتل اعتراف کرد و گفت: «فرشاد رابطه خوبی با من نداشت و مدتی قبل متوجه شدم حرفهای نامربوطی میزند و نگاه بد دارد. یک روز متوجه شدم فرشاد مخفیانه از من فیلم گرفته است. همان شب به طبقه سوم رفته بودم که فرشاد را در حال نگاه کردن آن فیلم دیدم. از عصبانیت با میله آهنی به سر فرشاد زدم و گوشی موبایلش را شکستم. سپس جسد را مثله کردم و بعد از چند روز آن را در چند کیسه و گونی قرار دادم و به کمک یک مرد کارتنخواب به سر خیابان بردم.»
متهم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد. پدر مقتول اعلام گذشت کرد، اما مادرش درخواست قصاص کرد. در ادامه متهم با انکار جرمش ادعای جدیدی مطرح کرد و گفت: «روز حادثه گونی مشکوکی را زیر موتور پسرم پیدا کردم که در کنار آن رد خون قرار داشت. من گونی را کشانکشان به سر خیابان بردم و رها کردم.» نامادری با حکم هیئت قضایی به اتهام قتل عمد به قصاص و به خاطر جنایت بر میت به پرداخت دیه محکوم شد.
دیه و زندان مجازات پرستار معتاد
دومین پرونده، تیرماه ۹۹ با شکایت مرد جوانی از پرستار برادرش به اتهام قتل به جریان افتاد. او به مأموران گفت: «برادرم فشار خون و قند بالایی داشت. او چند بار سکته کرده بود و همسر و فرزندانش نمیتوانستند از او نگهداری کنند، به همین خاطر برایش پرستاری به نام ناهید گرفتیم. روزی ناهید تماس گرفت و گفت حال برادرم بد شده است، وقتی به خانه برادرم رفتم، او فوت کرده بود. جسد برادرم به پزشکی قانونی نرفت و حالا بعد از چند ماه وقتی به اتاق برادرم رفتم چند بسته قرص خوابآور دیدم. با ناهید تماس گرفتم که گفت آن روز به برادرم قرصهای خوابآور خورانده بود. از او شکایت داریم.»
بعد از این شکایت، پرستار جوان بازداشت شد. او به جرمش اعتراف کرد و گفت: «از شهرستان برای کار به تهران آمده بودم و بعد از مدتی گرفتار اعتیاد شدم. در کمپ بستری شدم و بعد از ترک اعتیاد از طرف یک شرکت خدماتی به عنوان پرستار پیرمرد استخدام شدم. آن روز دختر و همسر فریبرز به میهمانی رفته بودند و من و فریبرز تنها بودیم. به یکباره متوجه شدم نیت شومی دارد. او قبلاً از من خواسته بود از شوهرم طلاق بگیرم و به عقدش دربیایم. این شد که قرصهای خوابآوری را که به خاطر ترک اعتیاد مصرف میکردم پودر کردم و در غذای او ریختم. او فقط یک قاشق از غذایش را خورد، ولی به خواب عمیقی رفت. صبح روز بعد وقتی از خواب بیدار شد حالش بههم خورد و بیهوش شد.» بعد از ختم جلسه، متهم با تبرئه از قتل عمد، به خاطر قتل شبهعمد به پرداخت دیه و زندان محکوم شد.