ساعت ۵:۳۰ صبح یکشنبه، ۱۳ شهریور مأموران کلانتری ۱۰۶ نامجو برای دستگیری سارقان یک مجتمع مسکونی در محل حضور پیدا میکنند. مأموران با سرعت عمل خود یکی از سارقان را به سرعت دستگیر میکنند. سارق دوم به سمت طبقات بالایی مجتمع فرار و یکی از همکاران او را تعقیب میکند. در نهایت در طبقه پنجم سارق متوقف میشود و شروع به التماس میکند و زمانی که مأمور پلیس، ستوان دوم شهید کیوانلو قصد دستبند زدن به او را دارد، سارق در کمال ناجوانمردی و قساوت، چاقویی را که همراه داشتهاست، در سینه همکار ما فرو میکند. بهرغم جراحت وارده، همکار رشید ما، سارق را دستگیر و چند لحظهای تا رسیدن همکار دیگر تحمل میکند و کسب پیدا میکند سارق شانس فرار ندارد. متأسفانه تلاشها برای نجات ستوان دوم کیوانلو در بیمارستان بیثمر میماند و این مأمور عزیز به شهادت میرسد.
آنچه در این حادثه و حوادث مشابه نگرانکننده است، اینکه مجرمان گستاخ و وقیح شدهاند و به جسارت بالایی در ارتکاب جرم دست پیدا کردهاند. گویی اصلاً نگران عواقب جرمی که مرتکب میشوند، نیستند.
به طورحتم دلایل مختلف و حتی کمکاریهای بسیاری باعث رسیدن ما به این نقطه شدهاست. سارقان برابر مأموران قانون گردنکشی و استقامت میکنند یا در مقرهای پلیس به راحتی برابر دوربین خبرنگارانی که از آنها عکس برمیدارند، ژستهای پیروزمندانه میگیرند. عکسی که در طرح کاشف پلیس آگاهی از تعدادی از مجرمان ثبت شدهبود، گویای حقایق تلخ بسیاری بود. در این عکس تعدادی سارق به دوربین لبخند زدهبودند و حتی برخی از آنها لایک نشان داده بودند؛ این در حالی است که در سالهای دور مجرمان از شنیدن نام آگاهی برخود میلرزیدند و کاسه چه کنم، چه کنم به دست میگرفتند.
چه کردهایم که امروز سارقان به رغم اینکه بارها دستگیر شدهاند، اینچنین آسودهخاطر و بدون هیچگونه دلهره و نگرانی با دستبند و حتی پابند در محل پلیس آگاهی قدم میزنند؟ شاید اگر به گونهای از این افراد که با اعمال مجرمانه خود امنیت جامعه را بر هم میزنند، زهر چشم گرفته میشد، اینان توبه میکردند و هرگز به طرفهالعینی توبه نمیشکستند و بدمستی نمیکردند.
بدون شک و به طور حتم در جریان اتفاق افتادن جرمی مثل سرقت، کمیت و مقدار چیزهایی که به سرقت بردهمیشود، در مرتبه دوم اهمیت قرار دارند، آنچه در درجه اول اهمیت دارد، خدشه و آسیبی است که به امنیت شهروندان وارد میشود. وقتی از محلهای سرقتی میشود، هر چند ممکن است اموال یک واحد مسکونی به سرقت برده شود، ولی به طور حتم میتوان گفت که امنیت روانی محله یا هر کسی که متوجه سرقت میشود، مخدوش میشود. با حسابی سرانگشتی میتوان متوجه شد چه خسران بزرگی متوجه امنیت روانی جامعه شدهاست. اتفاق بزرگی که به راحتی نمیتوان آن را جبران کرد، از اینرو باید با عاملان این حوادث به گونهای برخورد شود که دیگر کسی به خود امکان دستدرازی به اموال دیگران را ندهد و سارقان به گونهای تنبیه شوند که تنبیه آنها دیگرانی را که این خیال خام را در سر میپرورانند، متنبه کند. آیا نباید دست افرادی را که به ناموس و اموال و امنیت مردم دست درازی میکنند، قطع شود تا دیگر کسی جرئت تعدی به اموال و امنیت دیگران را به خود ندهد؟ صدور کیفرخواست قاتل شهید ستوان دوم کیوانلو در کوتاهترین زمان ممکن مؤید این مهم است که دستگاه قضایی و پلیس امروز در مقابله جدی با مجرمان همراه و همگام هستند. به طور حتم پسلرزههای اقدامات مقتدرانه پلیس و دستگاه قضا را بیش از هر کس دیگری مجرمان و خلافکاران احساس خواهند کرد.
*فرمانده انتظامی پایتخت