«عدالت و جمهوریت» به عنوان گفتمان دولت سیزدهم عنوان شده و رئیسجمهور هم تلاش کرده است این گفتمان از حالت شعار خارج شود و جامه عمل بپوشد. دولت تلاش کرده «عدالت» و «مردم» پیوست هر برنامه، طرح و اقدام باشد «عدالت و جمهوریت» به عنوان گفتمان دولت سیزدهم عنوان شده و رئیسجمهور هم تلاش کرده است این گفتمان از حالت شعار خارج شود و جامه عمل بپوشد. دولت تلاش کرده «عدالت» و «مردم» پیوست هر برنامه، طرح و اقدام باشد. مردممحوری و عدالتمحوری دو پایه اصلی گفتمان دولت سیزدهم است که البته هر دو در رابطه تنگاتنگ با هم قرار دارند. دولت سیزدهم با شعار «مردمی بودن» روی کار آمده است. مفهوم مردم، دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی است، به همین دلیل اعتماد عمومی به رئیسجمهور به نحوی تصمیم مردم به بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی هم به شمار میرود. حجتالاسلام محمدعلی نقدعلی، عضو مجمع نمایندگان اصفهان در مجلس در گفتگو با «جوان» عنوان کرد مردمیسازی امور در گذشته به شکل واقعی انجام نشد و منجر به فسادهایی شد. محمد سرگزی، عضو مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان هم در گفتگو با «جوان» از مردمیسازی اموربا اعتماد به جوانان تأکید کرد.
آقای نقدعلی، پشتوانه قانونی مردمیسازی امور چیست؟
در قضیه مردمیسازی و به دست مردم سپردن کارهایی که از نظر قانون امکانپذیر است، ما اصل ۴۴ قانون اساسی و سیاستهای ابلاغی ذیل آن را داریم. بهجز امور خاص حاکمیتی که واقعاً وجود و حضور حاکمیت ضرورت دارد، بقیه باید به جوانان سپرده شود، یعنی مسائلی که اگر از دست حاکمیت خارج شد، ممکن است امنیت کشور را به مخاطره بیندازد، مثل امنیت اقتصادی، امنیت نظامی یا حتی امنیت اجتماعی. تقریباً میشود گفت که در بقیه امور مادامی که دولت تسهیلگر باشد و عرصه فعالیت و اجرا و میدان را بسپارد به دست مردم و فقط به عنوان یک ناظر و آسانکننده امور نقش ایفا کند، حتماً باب فساد بسته خواهد شد.
چه نمونههای موفقی از مردمیسازی امور را قبلاً تجربه کردهایم؟
فساد آنجایی ایجاد میشود که یک امتیاز ویژهای، یک رانتی یا یک صدور مجوز خاصی را ما به دست دولت بدهیم و اینجا کسانی که دستاندرکار هستند وسوسه میشوند که این امتیازات را به نورچشمیهای خودشان و عزیزدردانههایشان بسپارند؛ بنابراین اگر دولت تا آنجایی که امکانپذیر است و قانون اجازه داده تا دست مردم را باز بگذارند باید سهلکننده امور از طریق مردمیسازی باشد. به طور نمونه بسیاری از اموری که ما تجربه کردیم در عرصه کشاورزی، در عرصه دامداری و در عرصه صنعت که وقتی مردم خودشان آمدند وسط میدان، کارها را به شکل روانتری پیش بردند. در همین عرصههای کشاورزی و دامداری ما شاهد بودیم کارهایی که به دست مردم افتاد با صرفهجویی و بهرهوری بیشتری همراه بود.
نمونه ناموفق آن به چه شکل بوده است؟
جرم جایی تولید میشود که امکانات بدون نظارت وجود داشته باشد. یکی از جرائم همین اختلاس و ویژهخواری است. برخی در کشور به سود خود از امکانات دولتی بهره بردند و این امکانات دولت زمینهساز جرائم گستردهای شد. نمونهاش هم دادگاههایی است که مدتها برپا بود و افرادی را که از ارز ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی سوءاستفاده میکردند محاکمه میکرد.
مردمیسازی در هرم توسعه کشور از نظر نیروی انسانی چگونه خود را نشان میدهد؟
وقتی مردم را در امور مشارکت دادیم، خودشان دغدغه بیشتری دارند که از امکانات بهتر و بهینهتر استفاده کنند. از طرف دیگر هم مردمیسازی امور باعث میشود امکان پیشرفت افراد و مسئولان بیعرضه فراهم نشود، بلکه افراد بالیاقت پا به عرصه میگذارند و به توسعه کشور کمک میکنند.
آیا خصوصیسازیهای دهه ۸۰ را میتوان نوعی مردمیسازی محسوب کرد؟
خیلی از اوقات امکانات و اختیارات زیادی به دست افرادی خاص سپرده میشود و مسلماً خیلی از جرائم و جرمهایی که ضربه سنگینی هم به کشور میزند در همین عرصه پیدا میشود. البته مخفی نماند که در مشارکت مردم هم باید دقت کرد. مثلاً در سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی، قبلاً واگذاریهایی بوده که نمیشود به آن خصوصیسازی و مردمیسازی واقعی گفت. در واقع همان مدیرانی که دیروز از امکانات دولتی استفاده میکردند، دور هم جمع شدند و شرکتهای صوری تأسیس کردند و اموال بیتالمال را به تاراج بردند. این افراد فاسد، اموال بیتالمال را به ثمن بخس به اسم مردمیسازی در اختیار گرفتند. اگر مردمیسازی به معنای واقعی انجام شود و سرمایههای حقیقی مردم در عرصه تولید و اشتغال به جریان بیفتد، حتماً توسعه با دقت و سرعت بیشتری رخ خواهد داد.
با مردمیسازی چطور میتوان در کل کشور عدالت را برقرار کرد؟
موضوع عدالت همیشه در طول چهار دهه اخیر جزو شعارهای مستقیم یا غیرمستقیم دولتهای مختلف بوده و مورد تأکید قرار گرفته است. با وجود این دولتهای گذشته هرگز بهطور کامل به این شعار خود عمل نکردند. دولت فعلی حالا عزم خود را جزم کرده تا به کمک نخبگان و مردم در این زمینه گامهای واقعی بردارد. برای اجرای مردمیسازی امور لازم است مردم جایگاه ویژهای برای دولت داشته باشند تا عدالت بهعنوان یک عنصر محوری شکل گیرد. نمیشود که در سیاستهای اجرایی، جوانان فلان منطقه محروم کشور نادیده گرفته شوند و در کلانشهرها کارهایی به عنوان مردمیسازی صورت گیرد و انتظار داشته باشیم که در تمام کشور عدالت برقرار شود. بسیاری از تصمیمات و قانونگذاریها در نهایت زمانی به نتیجه میرسد که نظرات مردم هم در نظر گرفته شود. در نظر نگرفتن خواستههای مردمی در درازمدت چالشها و بحرانهای پیشروی کشور را تشدید میکند.
چه ضروریات دیگری را باید برای سپردن امور به دست مردم در نظر گرفت؟
هر دولتی برخاسته از اراده مردم است و باید هم بسیاری از کارها را با در نظر گرفتن خواستههای مردم پیش ببرد. بیتوجهی به پروژههای عمرانی و نادیده گرفتن خواستههای مردم نمونهای از مردمی نکردن امور در دولتهای گذشته است. اتفاقی که باعث شده حدود ۱۰۰ هزار پروژه نیمهکاره در کشور داشته باشیم. برای شکلگیری واقعی امور به دست مردم، دستگاههای اجرایی باید به دنبال برنامههای تبلیغاتی و غیرکاربردی باشند. سپردن کارها به مردم باید اهداف اجتماعی و اقتصادی هم داشته باشد تا مردم نتیجه آن را ببینند و دلگرمتر شوند و خودشان بیشتر پای کار بیایند. مردمیسازی امور نیاز جدی به فعال بودن بخشی از مردم هم دارد. مردم هم باید نسبت به حل مشکلات به دست خودشان حساس باشند.
آقای سرگزی، سفرهای استانی در گفتمان عدالت چه جایگاهی دارد؟
گفتمان عدالت در دولت سیزدهم وزن زیادی پیدا کرده است. همین سفرهای استانی که رئیسجمهور به طور منظم انجام میدهد و در کنار مردم بودن عالیترین مقام اجرایی به مردم شهرستانها عزت نفس میدهد. عزت نفس از این جهت که مردم شهامت بیان مشکلات و گفتگو با عالیترین مقامات را به دست میآورند و از آن برای حل مشکلات محلی خود استفاده میکنند. در همین سفرهاست که مردم یک شهرستان دورافتاده گزارش فساد به مقامات عالی میدهند و خواستار برخورد با مقام محلی فاسد هستند.
مردمیسازی امور چقدر از سوی دولت جدی گرفته شده است؟
دولت هم باید نشان دهد که در زمینه مردمیسازی امور جدی است. به همین دلیل مثلاً استفاده از نیروهای جهادی همان شهرستان کوچک برای حل مشکلات و بها دادن به جوانان یک محله از همان شهر، خودش مردمیسازی امور است. بخش بزرگی از افرادی که به دولت رأی دادند به دنبال این بودند که عدالت و مبارزه با فساد را حس کنند. این افراد خواهان این بودند که خودشان پای کار بیایند و دولت سیزدهم هم مردمیسازی امور را جدی گرفته است. به همین خاطر جایگاه ویژهای در ریاست جمهوری به عنوان دستیار ویژه مردمیسازی امور دایر شده است.
آیا با مردمیسازی میتوان پیشگیری از جرم را هم پیش برد؟
مردمیسازی برخی از امور از طریق انجمنهای مردمنهاد، گروههای جهادی و تعاونیها قبلاً صورت گرفته است. دولت باید از حالا به بعد برخی از وظایف مهمتر را از دستگاههای دولتی به این گروهها واگذار کند. منظور وظایفی است که این گروهها میتوانند در منطقه محل زندگی خود در همان مثلاً شهرستان کوچک برعهده بگیرند و آن را با سرعت بیشتری نسبت به دولت حل کنند. همین حل مشکل محلی از طریق مردمیسازی، جوانان زیادی را به خود جذب میکند. در برخی از شهرها زمینه برای انجام کارهای خلاف فراهم است، اما با سپردن کارها به جوانان باید مانع از مجرم شدن آنها شد. این کار حتی باعث میشود بسیاری از جوانان در زمینهای تجربه به دست آورند و با تواناییهای خود بهتر آشنا شوند. اتفاقی که در پیشگیری از جرم هم بسیار تأثیرگذار است.
نظارت عمومی چه تأثیری در پیشگیری از فساد دارد؟
بسیج منابع و سپردن آن به بسیج مردمی برای حل مشکلات جامعه همیشه موفق بوده است. این کار باعث نظارت عمومی میشود و در نتیجه امکان رخ دادن فساد برای حل یک معضل بسیار کاهش مییابد. وقتی مردم کاری را انجام میدهند خود آنها هم بر آن نظارت میکنند، به مسئولان بیعرضه اجازه جولان نمیدهند و این خودش راهی برای مبارزه با فساد است.
جدیت دولت را در پای کار آوردن مردم چقدر میبینید؟
یکی از ریشههای مهم فساد در انحصار است و مردمی کردن امور در نقطه مقابل انحصار و فسادهای ناشی از آن است. ضمن اینکه با سپردن حل یک مشکل محلی به مردم همان محل، مردم به مشارکت در حل مشکلات بزرگتر هم ترغیب میشوند و نقش خود را در انحصارشکنی پررنگ میبینند و برای آبادانی کشور مطالبهگر میشوند. رئیسجمهور در سفر استانی که به زابل داشتند، عنوان کردند که میخواهند مشکلات را از نزدیک ببینند و با مسئولان محلی آشنا شوند. این دیدار نزدیک به مدیران محلی اعتماد به نفس زیادی میدهد. در زابل مشکل آب گرفتاریهای زیادی برای مردم ایجاد کرده که دادن اختیارات ویژه به مسئولان محلی و پای کار آوردن مردم، سرعت حل مشکل را بالا میبرد. دولت هم در این زمینه در حال تلاش است تا انشاءالله مشکل حل شود.