چندین دهه است که ایالات متحده آمریکا بویژه پس از جنگ جهانی دوم و البته فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سعی دارد این باور که این کشور، قدرت هژمونیک و برتر جهان است را هم به رهبران سیاسی، هم رسانهها و هم افکار عمومی جهان بقبولاند و در این چهارچوب، کنشگریهای خود را در عرصههای مختلف تعریف کند.
از این رو، یکی از گزارههایی که همواره هم نخبگان سیاسی و هم جریانهای رسانهای آمریکایی همواره روی آن مانور قابل توجهی را انجام داده و میدهند، پرداختن به این نکته بوده که ریاست جمهور آمریکا، کرسی و منصبی است که هر کسی که آن را تصدی کند، عملا قدرتمندترینِ فرد جهان نیز تلقی میشود. در این رابطه به طور ویژه به این مساله اشاره میشود که رئیس جمهور آمریکا به منابع دست اول و برتر اطلاعاتی در جهان دسترسی دارد و اساسا با یکچنین پشتوانه قوی اطلاعاتی و البته تکیه به قدرت نظامی آمریکا، هر آنچه بخواهد میتواند در عرصه بین المللی در راستای منافع کشورش انجام دهد و اساسا مخالفان و رقبای آمریکا نیز هیچ شانسی جهت محدود سازی و تضعیف آن ندارند.
با این همه، اینطور به نظر میرسد که به ویژه در سالهای اخیر، به ۳ دلیل عمده، ایده مذکور را بایستی افسانهای پوچ ارزیابی کرد که از هیچ پشتوانهای برخوردار نیست و صرفا در چهارچوب تصویرسازیهای هالیوودیِ جریانهای سیاسی و رسانهای آمریکایی از عرصه سیاست و حکومت در آمریکا قرار دارد.
یک: رئیس جمهور آمریکا به مثابه کارگزارِ لابیهای پشت پرده
یکی از ابتداییترین نمودهای عینی پوچ بودن این افسانه که کرسی ریاست جمهوری آمریکا در حقیقت قدرتمندترین کرسی در جهان است، این گزاره است که رئیس جمهور این کشور هر کَس که باشد، بر خلاف آنچه در ظاهر به نظر میرسد، در عمل با محذوریتهای قابل ملاحظهای بویژه از نظر دخالت لابیهای قدرتمند در حوزه کاری خود رو به رو است.
در این چهارچوب شاهدیم که اکنون لابیهای قدرت در آمریکا در طیف متنوعی از مسائلی داخلی و بین المللی، از مساله سقط جنین در آمریکا گرفته تا تحولات مرتبط با سیاست خارجی آمریکا در قبال جنگ اوکراین و یا موضع این کشور در رابطه با کشوری نظیر ایران، بر سیاستهای رئیس جمهور آمریکا اثر میگذارند و وی نیز نمیتواند نسبت به آنها بی تفاوت باشد. از این منظر، اینکه گفته شود رئیس جمهور آمریکا کنشگری آزاد و قدرتمند است و هر آنچه در جهان بخواهد را میتواند محقق سازد، افسانهای بیش نیست.
اکنون جو بایدن در مقام رئیس جمهور کنونی آمریکا نیز با فشارهای گستردهای از جانب لابیهای اجتماعی، صهیونیستی و نظامی در موضوعات مختلف سیاست داخلی و خارجی دولت خود رو به رو است و عملا میدان مانور قابل توجهی را نیز پیش روی خود نمیبیند. مسالهای که تایید کننده این گزاره است که کرسی ریاست جمهوری آمریکا بیش از آنکه قویترین کرسی قدرت در جهان باشد، عملا محل نفوذ جریانهای گوناگونِ متنفذ است که هر کدام نَه لزوما منافع آمریکا، بلکه منافع انفرادی خود را به هزینه ملت آمریکا دنبال میکنند و رئیس جمهور آمریکا نیز چارهای جز کرنش و تعظیم در برابرشان ندارد.
در این چهارچوب شاهد بودیم که سفر اخیر بایدن به منطقه خاورمیانه (بویژه به اراضی اشغالی) نیز در راستای جلب توجه همین لابیهای قدرت انجام گرفت تا شاید از این طریق وی و حزب دموکرات بتوانند حمایت آنها را در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا جلب کنند.
*اندیشکده کوئینسی در گزارشی به افول قابل توجه قدرتِ موقعیت ریاست جمهوری آمریکا اشاره کرده و به طور خاص به این نکته پرداخته که اساسا از رئیس جمهور آمریکا نباید انتظار ایجاد تغییرات بزرگ را داشت. تصوری که دقیقا در نقطه مخالفِ تصورات رایج در این رابطه قرار دارد که تاکید دارند رئیس جمهور آمریکا، قدرتمندترین فردِ روی کره زمین است.
دو: بی اعتنایی قدرتهای متوسط به رئیس جمهور آمریکا و حتی تحقیر وی
یکی دیگر از نمودهای متاخر و جدید افول موقعیت ریاست جمهوری آمریکا، بی اعتنایی و حتی تحقیر این موقعیت توسط قدرتهای متوسط منطقهای و حتی بازیگران خُرد در عرصه روابط بین الملل است. در این راستا شاهد بودیم که پس از آغاز جنگ اوکراین و ایجاد بحران انرژی در جهان (به دلیل وضع تحریمهای گسترده غرب علیه صنعت انرژی روسیه)، جو بایدن رئیس جمهور آمریکا عملا به گدایی نفت و گاز بویژه از کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس پرداخت و در برهه ای، مسوولان اماراتی و عربستانی حتی حاضر نشدند جواب تماس تلفنی رئیس جمهور آمریکا و درخواستهای وی از آنها مبنی بر افزایش تولید نفتشان را بدهند.
مسالهای که در نهایت موجب شد تا بایدن شخصا به عربستان سعودی سفر کند و درخواستش را در جریان ملاقات حضوری با مسوولان عالی رتبه سعودی مطرح سازد. البته که پیشتر تحقیر آمریکا در جریان عقب نشینی این کشور از افغانستان و شکست فاجعه بارِ آن از گروه طالبان پس از ۲۰ سال جنگ افروزیِ واشینگتن در افغانستان نیز به جلوه عینی دیگری از تحقیر رئیس جمهور آمریکا و قدرتِ افسانهای که همواره برای منصب وی تصویرسازی شده، تبدیل شده است.
در این چهارچوب سیل مخالفتها با مواضع مختلف رئیس جمهور آمریکا صرفا به خاورمیانه محدود نمانده و اکنون در دیگر بخشهای جهان نیز شاهد اوج گیری مخالفتهای قابل توجهی با مواضع دولت آمریکا و رئیس جمهور این کشور هستیم که همگیِ این مسائل یک واقعیت را تایید میکنند: عصر "استثناگرایی قدرت آمریکایی" و مظهر اصلی آن یعنی قدرتمند نمایی رئیس جمهور این کشور، مدت هاست که به پایان رسیده است و آمریکایِ کنونی فاصله و تفاوت چندانی با وضعیت فرتوتِ رئیس جمهور کنونی آن ندارد.
*پایگاه خبری New Statesman در گزارشی بایدن را رئیس جمهوری شکست خورده ارزیابی میکند و تاکید دارد که دوره ریاست جمهوری وی که نمودی عینی از افول کلی موقعیت ریاست جمهوری آمریکا در عرصه بین المللی است، تا حد زیادی به نشانهای از تضعیف موقعیت داخلی و بین المللی این کشور نیز تبدیل شده و هزینههای سنگینی را برای این کشور ایجاد کرده است.
سه: ناتوانی ریاست جمهوری آمریکا در مدیریتِ بحرانهای داخلی این کشور
در نهایت باید گفت از جمله جلوههای عینی دیگری که میتوان آن را به مثابه نشانه افول قابل توجه قدرت و موقعیت رئیس جمهور آمریکا برشمرد این است که وی نه تنها دیگر در عرصه بین المللی از قدرت مطلق برخوردار نیست، بلکه حتی توان مدیریت بحرانهای داخلی این کشور را هم ندارد.
در این راستا، فرانسیس فوکویاما که زمانی با ایده "پایان تاریخ" در عصر پسا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، از برتری قدرت آمریکا و ایدئولوژی این کشور (سرمایه داری/لیبرالیسم) در عرصه معادلات بین المللی سخن گفته بود، به تازگی در مقالهای به این نکته اشاره میکند که باید با این باور خداحافظی کرد و به این مساله توجه داشت که آمریکای کنونی از درون تهی شده و رو به فروپاشی حرکت میکند و سیلی از چالشها و بحرانهای داخلی آن را احاطه کرده اند. مسالهای که حتی برخی ناظران و تحلیلگران را به سمت این نکته واداشته که بگویند امکان دارد که آمریکا تا پایان دهه ۲۰۲۰ حتی به سمت دیکتاتوری حرکت کند.
در واقع، عدم توانایی این کشور در مخاطب قرار دادن موثرِ بحرانهایی که پیش روی آن قرار دارند، نه تنها امکان مانور خارجی را از این کشورگرفته بلکه حتی در بُعد دخلی نیز این کشور را فلج کرده است. در این فضا، ناکارآمدی روسای جمهور آمریکا در رفع این بحرانها نیز به نمودی عینی از افول قدرت و موقعیت ریاست جمهوری این کشور تبدیل شده است.