مدیریت درست و تأثیرگذار یکی از شاخصههای کسب موفقیت در تمام عرصههاست و عرصه ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیست. ورزش ایران هرگاه دارای مدیریت ثابت، دلسوز و کاربلد بوده ثمره آن را دیده و در اکثر مواقع مدیریت ناسالم و ناکارآمد بلایی بر سر ورزش آورده است که نمونههای آن را میتوان امروز به وضوح دید.
فدراسیون والیبال به عنوان یک مجموعه موفق از جمله فدراسیونهایی است که همواره با حضور مدیران کاربلد و کاردان کار خود را پیش برده و موفقیتهای بزرگی هم کسب کرده است. فدراسیون والیبال از دوران مرحوم یزدانیخرم روند رو به رشد خود را آغاز کرد و بهرهگیری از دانش مربیان تراز اول خارجی و استفاده درست از دانش آنها برای پرورش مربیان داخلی یکی از اقدامات تأثیرگذار مرحوم یزدانیخرم بود که حالا و بعد از سالها ثمره آن به وضوح در والیبال کشور دیده میشود.
نکته قابل تأملتر اینکه، والیبال بعد از دوران یزدانیخرم هم از ریل برنامههای موفق او خارج نشد. محمدرضا داورزنی درست گام در جای گامهای یزدانیخرم گذاشت و حاصل آن پوستاندازی والیبال ایران و فراتر رفتن آن از سطح آسیا و حضور پرقدرت در لیگ جهانی و لیگ ملتها و حتی حضور در میدان بزرگ المپیک بوده است. بعد از داورزنی، ضیایی نیز تقریباً همین راه را پیمود با این تفاوت که در برخی امور به نوعی با مشکل روبهرو شد که البته، چون کار از پایه درست شده بود، والیبال ضربه سختی نخورد. در بازگشت دوباره داورزنی به فدراسیون هم شاهد ادامه همان روند موفقیتآمیز قبلی بودیم و حالا میتوان از فدراسیون والیبال به عنوان مجموعهای که سالهاست با مدیریت درست و رو به جلو در مسیر موفقیت قرار دارد، یاد کرد.
عملکرد فدراسیون والیبال در رده مدیریت میتواند الگوی مناسبی حتی برای مسئولان بالادستی ورزش کشور باشد؛ ورزشی که همیشه در زمینه مدیریت با چالشهای جدی روبهرو بوده و همواره از این طریق ضربات جبرانناپذیری را متحمل شده است. ثبات مدیریت و کارآمدی مدیر دو فاکتور گمشده مدیریت ورزش کشور هستند که میتوان آنها را در مدیریت والیبال دید و از آنها الگوبرداری کرد. اینکه امروز والیبال ایران شانه به شانه قدرتهای بزرگ والیبال جهان حرکت میکند و اسباب شگفتی آنها را فراهم میکند، تنها حاصل مدیریت درست و بابرنامهای است که سنگبنای آن سالها قبل و توسط یک مدیر متعهد و دلسوز به نام یزدانیخرم گذاشته شد و جانشینان او هم در همان ریل حرکت کردند و نگذاشتند برنامههای درست فدراسیون ناتمام بماند و جای خود را به خودمحوری و لابیبازی و زدوبند بدهد.
فدراسیون والیبال موفق است، چون برنامهریزی دارد و به جرئت میتوان گفت تنها یک فدراسیون دیگر را میتوان یافت که اینگونه باشد و آن فدراسیون کشتی است که البته بازهم ردپای مرحوم یزدانیخرم در آن دیده میشود. مدیریت درست و سالم راهکار رسیدن به موفقیت و پیروزی است و این حقیقتی است که ورزش ایران باید مثل فدراسیون والیبال به آن برسد.