جو بایدن، رئیسجمهور امریکا در سفر اخیر خود به خاورمیانه دیداری هم با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در شهر بیت لحم داشت جو بایدن، رئیسجمهور امریکا در سفر اخیر خود به خاورمیانه دیداری هم با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در شهر بیت لحم داشت. به نظر میرسید که محمود عباس ملقب به ابومازن در این دیدار کمی شجاعت به خرج داده و تقریباً تمامی مشکلات فلسطینیها از اشغالگری رژیمصهیونیستی گرفته تا شهرکسازی و به رسمیت شناختن کشور فلسطینی، توقف قتل و بازداشتهای روزانه به دست نیروهای رژیم، حل مسئله آوارگان فلسطین، توقف جنایتهای اسرائیل، بازگشایی کنسولگری امریکا در قدس شرقی و حتی مجازات قاتلان شیرین ابوعاقله، خبرنگار فلسطینی- امریکایی را مطرح کرد. طرح این مسائل در دیداری کوتاه از سوی ابومازن، آنقدر به مذاق برخی از گروههای فلسطینی مثل جبهه مبارزه مردمی، جبهه عربی آزادی، جبهه آزادی فلسطین و حزب خلق فلسطین خوش آمد که در بیانیهای از این سخنان و مطالبات ابومازن استقبال کردند و گفتند: «مواضع ابومازن بیانگر امیدها و آرمانهای ملت فلسطین در باره آزادی و استقلال است.» با این حال، به نظر میرسد که طرح این مسائل از سوی ابومازن سرپوشی بود بر جریانی که به صورت خزنده در تشکیلات خودگردان پیش میرود و نه ربطی به امریکا دارد و نه اشغالگری رژیم صهیونیستی، بلکه بیش از هر چیز مربوط به خود تشکیلات خودگردان میشود.
مسئله جانشینی
ابومازن بیش از هر کس دیگری میداند که طرح مسائلی مثل بازگشت آوارگان، توقف شهرکسازی یا توقف قتل و بازداشتهای روزانه در مقابل بایدن کار بیهودهای است، زیرا بایدن یا هر رئیسجمهور دیگری از امریکا نه تنها در بسیاری از این مسائل طرف رژیماسرائیل را میگیرد، بلکه اگر هم نظری متفاوت با این رژیم داشته باشد، باز کاری از دستش برنمیآید. برای مثال، بایدن قبل از رسیدن به ریاست جمهوری بازگشایی کنسولگری امریکا را در بیتالمقدس شرقی گرفته بود، اما یک سال و نیم از ریاست جمهوریاش گذشته و هیچ کاری در این زمینه انجام نداده و عملاً همان برنامه دولت ترامپ از حفظ سفارت امریکا در بیتالمقدس و تعطیلی این کنسولگری را ادامه میدهد. بنابراین، ابومازن مسائلی را مطرح میکند که فقط باب طبع این دست گروههای فلسطینی باشد و حقیقت این است، مسئله اصلی برای بایدن و حتی خود ابومازن موضوع جانشینی در تشکیلات خودگردان است. واقعیت این است که ابومازن ۸۷ سال دارد و از ۲۰۰۶ به این سو سعی کرده تا به هر ترتیبی که شده مانع برگزاری انتخابات سراسری در کرانه باختری و نوار غزه بشود. در واقع او تجربه تلخی از آن انتخابات داشت، زیرا به پیروزی حماس ختم شده بود و ابومازن تنها با نیروهای خود در کرانه باختری بود که توانست نتیجه انتخابات را از حماس بدزدد و ریاستش را بر تشکیلات خودگردان طی این ۱۷ سال حفظ کند، اما سن بالای ابومازن دیگر اجازه چنینکاری را به او نمیدهد گذشته از اینکه گفته سلامتی او نیز دچار مشکل شده است. دیوید آیزاک در مقاله ۲۳ ژوئن خود در روزنامه صهیونیستی جروزالم پست به این مشکل اشاره کرد و مدعی شد، محمود عباس در ۲۰۱۹ به صورت مخفیانه از سوی یک پزشک صهیونیست مورد معالجه قرار گرفته بود و در ۲۰۱۸ نیز از یک بیمارستان مخصوص مراقبت از بیماران سرطانی دیدن کرده بود. بنابراین، محمود عباس چارهای جز این نداشت که در دیدار با بایدن انگشت روی مسائلی بگذارد که خوشایند گروههای فلسطینی باشد تا بتواند مسئله جانشینیاش را برای آنها جا بیندازد.
سخنگوی اشغالگران
اکنون تقریباً همه اتفاق نظر دارند که فرد مورد نظر محمود عباس برای جانشینیاش کسی نیست جز حسین الشیخ ۶۲ ساله. در واقع، گمانهزنیها برای جانشینی محمود عباس در سالهای گذشته متمرکز بر صائب عریقات بود و حتی کانال یک تلویزیون رژیمصهیونیستی در جولای ۲۰۱۵ مدعی شد که محمود عباس تا دو ماه دیگر از قدرت کنار میرود و صائب عریقات جای او را خواهد گرفت. نه تنها این پیشبینی در آن موقع محقق نشد، بلکه مرگ عریقات در یک سال و نیم گذشته باعث شد تا محمود عباس با فراغت خاطر بیشتری فرد مورد نظرش را برای جانشینی خود تعیین کند. ناظران ارتقای سریع مقام حسینالشیخ و انتصاب او در کمیته مرکزی سازمان آزادیبخش (ساف) از سوی محمود عباس را به عنوان انتصابی ارزیابی کردند که بر خلاف رویه انتخابی گذشته انجام شده و محمود عباس به این وسیله میخواهد الشیخ را برای جانشینی خود آماده کند. سابقه الشیخ نشان میدهد که از نوجوانی به سازمان فتح پیوست و طی دهه ۱۹۸۰، چندین سال را در زندان رژیم اسرائیل گذراند که دو نتیجه برای او داشت؛ نخست اینکه به زبان عبری مسلط شد و دوم کسب محبوبیت در میان فلسطینیها. این دو نتیجه طی سالهای بعد از ۱۹۹۰ و تأسیس تشکیلات خودگران فلسطینی برای او تأثیرگذار بود و باعث شد تا در سرویسهای امنیتی این تشکیلات شروع به کار کند و از آنجا پلههای ترقی را پشتسر بگذارد. با توجه به این سابقه الشیخ در مصاحبه اخیر خود با روزنامه تایمز مدعی شد: «شما دارید با کسی حرف میزنید که تمامی تاریخچهاش درباره رنج مردم فلسطین است» و تأکید دارد به اینکه «سابقه و کارنامهام، به من مشروعیت این رهبری را میدهد.» با این حال، بسیاری از فلسطینیها او را یکی از عوامل رنج مردم فلسطین میدانند، زیرا او از ۲۰۰۷ به این سو به عنوان رابط اصلی فلسطینیها با ارتش اسرائیل بوده و همکاری او با نیروها و مقامات رژیم اسرائیل باعث شده تا برخی از فلسطینیها به او لقب «سخنگوی اشغالگران» بدهند و حتی عکسهایی از او در فضای مجازی فلسطینیها دست به دست میشود که سر او در این عکسها روی بدن یک ژنرال اسرائیلی گذاشته شده است.
جانشینی پرتنش
واقعیت این است که محمود عباس هم میداند حسین الشیخ در افکار عمومی فلسطینیها جایگاهی ندارد. روزنامه نیویورک تایمز در گزارش خود اشاره به جدیدترین نظرسنجی داشته که «نشان میدهد تنها ۳درصد از فلسطینیها میخواهند الشیخ رهبر بعدی آنها باشد و حدود سه چهارم فلسطینیها با ارتقای رتبه او در ماه مه و انتصابش به عنوان دومین مقام در سازمان آزادیبخش فلسطین مخالف بودند.» شکی نیست که امریکا و رژیم اسرائیل از جانشینی الشیخ حمایت میکنند و این موضوعی است که دانیل شاپیرو، سفیر سابق امریکا در فلسطین اشغالی، آن را تأیید کرده و به نیویورک تایمز گفته است: «او فردی جدی است و مقامات امریکایی دریافتند که میتوانند با او همکاری کنند و مقامات اسرائیلی نیز همین موضوع را دریافتند.» این دو موضوع نشان میدهد که محمود عباس در قضیه جانشینیاش دچار معضل اساسی شده، به این ترتیب از یک سو، اکثریت قابل توجه فلسطینیها و حتی بسیاری از نخبگان در سازمان آزادیبخش فلسطین موافق الشیخ نیستند و از سوی دیگر، امریکا و رژیم اسرائیل خواهان جانشینی الشیخ هستند، تا اینکه خیالشان بابت رهبر آینده تشکیلات خودگردان و تداوم روند سازش حتی به شکلی ضعیفتر از محمود عباس ادامه یابد. این معضل بدون تردید تنش جدی را بر سر جانشینی محمود عباس ایجاد میکند و شاید به همین دلیل است که او با بیان آن مطالبات در مقابل رئیسجمهور امریکا سعی دارد، وضعیت را در حال حاضر آرام کند تا گامهای بعدی را برای جانشینی الشیخ بردارد. با این حال، بسیاری از فلسطینیها اقدام او را در این زمینه نوعی کودتا و دیکتاتوری میدانند و به این جهت است که معتقدند محمود عباس در نهایت و با مقاومت فلسطینیها ناکام خواهد شد. سامر السنجلاوی یکی از فعالان فلسطینی است که از جنبش فتح جدا شده و به روزنامه نیویورک تایمز گفت: «الشیخ به عنوان جانشین عباس انتخاب نشده است. تنها منبع قدرت او فقط خود عباس است. پس با رفتن عباس، قدرت الشیخ نیز از بین خواهد رفت.» بنابراین، محمود عباس به این جریان خزنده و به دور از افکار عمومی فلسطینیها ادامه خواهد داد و روشن است که خودکامگی او در این جریان نه تنها به صلاح فلسطین و آرمان آن نیست، بلکه باعث میشود تا روزهای پرتنش و حتی خونینی را برای این مردم رقم بزند.