گردش مالی فوتبال ایران فراتر از حد تصور است. نکته غمانگیز اینجاست که این گردش هنگفت مالی ناشی از درآمدزایی و سودده بودن باشگاههای فوتبال کشورمان نیست، بلکه حاصل واریزهای بیحساب و کتاب از منابع دولتی و عمومی است. انتشار خبر کمک ۱۲۰ میلیاردی شرکت صنایع مس ایران به باشگاه تراکتورسازی خبر عجیبی بود. هرچند این اولین باری نیست که به یک باشگاه پرطرفدار فوتبال به این شکل کمک اقتصادی میشود، ولی ابهام اصلی اینجاست که چرا یک تیم خصوصی با داشتن مالک حقیقی باید از حمایتهای چندین میلیاردی دولتی سود ببرد. تراکتورسازان چند سالی است که با مالکیت زنوزی در لیگ برتر حضور داشتهاند و اتفاقاً نتایج قابل قبولی هم کسب نکردهاند. این در حالی است که انتظارات هواداران پرشورها هرگز برآورده نشده، در عوض حواشی این تیم بسیار زیاد بوده و حتی سال گذشته مالک باشگاه از ادامه کار و سرمایهگذاری در این باشگاه صرفنظر کرد و بحث واگذاری قرمزهای تبریز مطرح شد. همان زمان نام چند شرکت دولتی برای خرید تراکتورسازی سر زبانها افتاد و شرکت صنایع مس جدیترین گزینه محسوب میشد. با این حال پروژه واگذاری به سرانجام نرسید و هنوز هم زنوزی مالک تراکتورسازی است. استخدام قربان بردیف به عنوان سرمربی در جهت تقویت تیم و حضور موفق در فصل بیست و دوم صورت گرفته است.
منتها باید به صورت جدی بحث واریز مبالغ هنگفت به حساب باشگاه از سوی شرکتهای دولتی را مورد بررسی قرار داد. صنایع مس با توجه به وضعیت خوب مالی و در قبال مسئولیت اجتماعی علاقه زیادی به سرمایهگذاری در زمینههای ورزشی و فرهنگی دارد، بهویژه در شهرهایی که دارای معدن مس یا کارخانه تولید فرآوردههای مسی هستند. البته شرکت مس در حال حاضر مسئولیت سه باشگاه مس رفسنجان و مس کرمان در لیگ برتر و مس شهر بابک در لیگ یک فوتبال را برعهده دارد. حال این سؤال مطرح میشود که چگونه هنوز بدهیهای بازیکنان و مربیان رفسنجانی و کرمانی پرداخت نشده، اما ۱۲۰ میلیارد تومان طی دو مرحله در اختیار تراکتورسازی قرار گرفته است؟!
با هر دیدگاه و قانونی که به این مسئله نگاه کنید اولویت پرداخت پول و سرمایهگذاری با تیمهای تحت پوشش شرکت مس است، نه تیمی که سالهاست دم از خصوصی شدن میزند و مالک متمولش نتوانسته خواستههای هوادارانش را برآورده کند.
گستردگی این شرکت دولتی و در اختیار داشتن نیروی کار زیاد، حساسیت ماجرا را بیشتر میکند. درست است که سرمایهگذاری در امور ورزش مستقیماً با نشاط و سلامت جامعه در ارتباط است، اما نباید از این مسئله برای تحقق اهداف دیگر سوءاستفاده شود. شاید برای آقایان و دستاندرکاران این موضوع، ۱۲۰ میلیارد رقمی به حساب نیاید، ولی همین رقم ناقابل از نظر آنها و نجومی از نظر عموم مردم میتواند گوشهای از مطالبات قشر کارگری را تأمین و قدری از نیازهای مالیشان بکاهد، ولی متأسفانه این میزان بودجه دولتی به جای آنکه جایی در سفرهای مردم داشته باشد سر از فوتبال بیدروپیکر کشورمان درآورده است!
مدیران شرکت صنایع مس باید در قبال این بذل و بخشش میلیاردی خود جوابی قانعکننده داشته باشند، وگرنه این مسئله نیز شبیه ماجرای کمک «شستا» به فدراسیون فوتبال برای پرداخت طلب ویلموتس است. البته در آن مورد مدیران شستا حداقل از فدراسیون یک چک ضمانت گرفتند، ولی اینبار مسیها ۱۲۰ میلیارد را به عنوان کمک به تراکتورسازی پرداخت کردهاند.