اینکه گفتهاند «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد» یا «پیشگیری بهتر از درمان است» در جامعه ما کاربرد زیادی دارد، اما به آن توجه نمیشود. دلیل این ادعا هم اتفاقهای ناگواری است که مدام در حال رخ دادن است و بعد از روی دادن اتفاق است که واضح میشود که میشد با به کار بردن کمی درایت از وقوع حادثه جلوگیری کرد. سیلابی که دو روز قبل در شهرستان استهبان استان فارس اتفاق افتاد و ۲۱ خانواده را داغدار کرد، از جمله همین اتفاقهای ناگواری است که بار دیگر تکرار شد. تکرار حادثه در حالی رقم خورد که پیشرفتهای فناوری سبب شده سازمانهای هواشناسی قادر باشند وضعیتهای جوی در هر نقطه و هر زمان را پیشبینی کنند و دادههای خود را در اختیار جامعه هدف قرار دهند، مگر اینکه سازمان هواشناسی کشور مدعی شود به چنین فناوری دسترسی ندارد که اگر چنین باشد مایه شرمساری است و اگر به چنین فناوری مجهز باشد و قبل از حادثه درباره آن هشدار جدی نداده باشد، مایه تأسف است. یکی از این حوادث تلخ ساعت هشت صبح دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۸ در شهر شیراز اتفاق افتاد که یک ساعت بعد از شروع بارش، سیلاب شهر را فراگرفت و فاجعهای ناگوار اتفاق افتاد. پلیس اعلام کرد طغیان رودخانه بیش از ۲۰۰ خودرو را با خود برد و خانههای بسیاری دچار خسارت شدند. در این حادثه، ۳ هزار و ۸۵۰ واحد شهری خسارت جزئی دیدند و به ۲۸۹ واحد خسارت کلی وارد شد. براساس آمار منتشر شده، ۲۱ نفر کشته و ۱۱۹ نفر نیز مصدوم شدند.
در چنین حوادثی پس از اعلام هشدار، بخش دوم ماجرا مربوط میشود به سازوکاری که باید برای اطلاعرسانی به جامعه هدف وجود داشته باشد. بدون تردید همه آن افرادی که در مسیر سیلاب گرفتار شدند قبل از عزیمت به محل، اخبار هواشناسی را – با احتمال از اعلام خبر- بررسی نکرده بودند که اگر چنین بود جان خود را در معرض خطر قرار نمیدادند. با این حال در صورتی که سازمانهای امداد هشدار وقوع حادثه را دریافت میکردند باید به هر طریق ممکن افراد در معرض خطر را از محل دور میکردند و به جای اینکه توان خود را صرف امداد به حادثهدیدگان کنند، آن را صرف پیشگیری از وقوع حادثه میکردند که با صرف هزینه کمتری هم همراه بود. رسانه ملی، رسانههای محلی و شبکههای اجتماعی ابزارهای مهمی هستند که در عصر امروز امکان اعلام هشدار از جریان این رسانهها امری بدیهی است.
موضوع دیگر هدر رفتن حجم عظیمی از آب شیرین در جریان سیلابهاست. کشور ما سالهای زیادی است که درگیر ماجرای خشکسالی است و هرچه گذشته بر دامنه آن اضافه شده است. بروز خشکسالی، تغییر بافت جغرافیایی و کوچ اجباری ساکنان، تغییر بافتهای جمعیتی بسیاری را سبب شده است. در جریان بارشهای فصلی، حجم زیادی از رحمت الهی نازل میشود، اما عدم مدیریت آن منجر به بروز بلا و از دست رفتن جان و مال مردم میشود.
سیلاب شهرستان استهبان و از دست رفتن جان و مال شهروندان همچون حوادث مشابه نشان داد سه رویکرد مهم دراینباره، یعنی هشدارهای سازمان هواشناسی، اطلاعرسانی عمومی و مدیریت آبهای شیرین محلی از اعراب ندارد و سازمانهای مسئول دراینباره وقعی به ماجرا نمینهند، از همینروست که جامعه مدام با وقوع حوادث غافلگیر میشود و هزینههایی که باید صرف پیشگیری شود برای جبران خسارتهای وارد شده هزینه میشود.