
اين روزها كمتر هنرمندي در عرصه هنرهاي تصويري از نمايش گرفته تا سيما يافت ميشود كه نام محمد خزاعي، دبير چهار دوره اخير جشنواره تئاتر رضوي و فيلم كوثر را نشنيده باشد. مديري كه با وجود جواني توانسته خود را در جشنوارههاي نمايشي و سينمايي با محوريت مسائل مذهبي تثبيت كند و حتي زماني كه صحبت از رفتن ميكند مديران و مسؤولان بالاتر استعفاي كلامي و رسمي او را نميپذيرند و هنوز تا جشنواره تمام نشده حكم دبيري سال آينده او را صادر ميكنند و به قولي اين اقدام توفيقي ميشود براي خدمت اين مدير جوان به عرصه تئاتر و سينماي ديني و مذهبي كشور.
در اينكه تثبيت سمت دبيري هر جشنواره در برپايي آن جشنواره راهكار بسيار خوبي جهت اجرايي شدن برنامهها و خواستههاي آن دبير است كه سرانجام قرار است تحول و جرياني را در عرصه فرهنگ و هنر رقم بزند شكي نيست، اما بايد ديد كه پس از گذشت چهار يا پنج دوره آن دبير ثابت آيا تحول و جرياني كه از حضور وي در آن جشنواره انتظار ميرود را جامه عمل پوشانده يا نه؟ آنچه در برپايي نشست خبري چهارمين جشنواره فيلم كوثر كه صبح روز گذشته با حضور خزاعي به عنوان دبير آن اتفاق افتاد نه تنها نويدي از پيشرفت و رسيدن به اهداف بلند مدت آن جشنواره به خبرنگاران و حاضران در جلسه نداد كه با اعلام خبر حذف بخش بينالملل اين رويداد طي چند روز گذشته تنها يك ليوان آب سردي بود كه بر بدنه پر حرارت اين جشنواره در آستانه برگزاري ريخت.
تناقضهاي جشنوارهاي
صحبتهاي دبير جشنواره در اين نشست سرشار از پارادوكس و تناقضهاي مداوم بود. وي از يك سو از به روي كار آمدن مديران ايدئولوژيك در نوك هرم معاونت سينمايي ابراز خشنودي ميكرد و ميگفت: « اين مديران با توجه به دغدغه دين و مباحث مذهبي بيشك به اعتلاي اين جشنواره كمك بزرگي ميكنند» كه در كمتر از چند دقيقه بعد از تعريف و تمجيدها در پاسخ به سؤال خبرنگار «جوان» مبني بر چرايي حذف بخش بينالملل جشنواره فيلم كوثر گفت: وقتي حمايت مادياي از سوي مسؤولان فرهنگي و معاونت سينمايي ارشاد از اين جشنواره نميشود و تمام بودجه برگزاري اين جشنواره كمتر از هزينه ساخت دو تله فيلم است ديگر چه انتظاري ميتوان داشت؟
يا در بخش ديگري از صحبتهاي خزاعي به جملاتي برخورد ميكرديم كه سالهاست از زبان تمام مديران و مسؤولان ارگانها و سازمانهاي فرهنگي ميشنيديم و آن اينكه هدف نهايي اين جشنواره «ارتقاي جايگاه زن در سينماي ايران» و «تبيين سيماي زن در سينماي ايران» است. وي رسيدن به توفيقات در اين زمينه را با برپايي چهار دوره از جشنواره فيلم كوثر ستود، اما باز كمتر از چند دقيقه قبل از ستودنها به سينماي يك دهه اخير ايران اشاره كرد كه كاملاً سطحي و مبتذل شده و پرداخت به مسائل زنان در اغلب آثار سينمايي يك دهه كاملاً رويكرد ابزاري پيدا كرده است.
ضربه دبيرانه
وي سپس در ادامه اين نشست درباره دلايل واقعي برگزاري اين جشنواره هم توضيحات قابل قبولي ارائه كرد و با تقسيم بندي سينماگران ايران به دو دسته تفكر ساز و مبتذل ساز ضربه ناگهاني و به قولي پاياني خود را بر تمام حاضران زد و گفت: ما با آن دسته متفكر كاري نداريم، اما اميدواريم كه دسته دوم به سينما و به خصوص نقش زنان در آن تنها با نگاه مادي و برگشت سرمايه نگاه نكنند تا بتوانيم با زبان تصوير كه زبان گيرا براي نسل جوان امروز است به گفتوگو بپردازيم و او را براي جنگ نرم و شبيخون فرهنگي بيگانگان آماده سازيم.
اين البته پايان تناقض گوييهاي پيشين نبود چرا كه خزاعي دوباره در كمتر از چند دقيقه با مطرح كردن بحث مميزي به سرنوشت فيلمهاي ارزشي اشاره كرد و گفت: «در اين جشنواره شاهديم كه برخي آثار ارزشمند تفكر ساز براي اولين بار است كه اكران ميشوند چرا كه به دلايل گوناگون اجازه اكران عمومي را پيدا نكردهاند!».
خب اگر قرار است آثار آن دسته از كارگردانان دسته اول يا متفكر كه هدفشان آگاه سازي جوانان در برابر جنگ نرم است تنها در جشنوارهها اكران محدود داشته باشند ديگر چگونه ميتوانيم با سامان دادن به اوضاع كنوني به سوي سينماي ارزشمند حركت كنيم؟ به هر جهت با تمام شدن نشست، خبرنگاران با اين تناقضگوييها با كولهباري از سؤالات به محل كارشان بازگشتند تا شايد روزي از قضا تلفن هميشه خاموش دبير جشنواره را بگيرند و با آرامش از او چند سؤال درباره نقش زن در سينماي ايران و نسبت آن با كل بدنه سينما را مطرح سازند.