سعید آقاخانی مانند رضا عطاران و مهران مدیری در کارگردانی سبک و سیاق خودش را دارد و در کارگردانی سریالهای تلویزیونی خوش درخشیده است. آقاخانی در خنده گرفتن از مخاطب تبحر دارد و این به دور از ابتذالهای مرسوم رخ میدهد. سعید آقاخانی مانند رضا عطاران و مهران مدیری در کارگردانی سبک و سیاق خودش را دارد و در کارگردانی سریالهای تلویزیونی خوش درخشیده است. آقاخانی در خنده گرفتن از مخاطب تبحر دارد و این به دور از ابتذالهای مرسوم رخ میدهد. بهرهگیری مناسب از کمدی کلام و موقعیت باعث شده آثار آقاخانی ویژگی خاص خودش را داشته باشد. او با همین سبک و سیاق اولین سریالش را برای شبکه خانگی ساخته است. در برههای که بیشتر آثار کمدی در شبکه خانگی نتوانستند مخاطب به دست بیاورند یا اسیر کلیشههای مبتذل مرسوم شدند، راز بقا توانست با موضوعی جذاب مخاطب را همراه کند. حسن و نکته مهم در راز بقا این است که برای مخاطب ارزش قائل است و حاضر نیست با هر ترفندی او را به خنده وادارد؛ بنابراین راز بقا به دنبال ایجاد موقعیت لحظهای نیست و مشخص است فیلمنامهای وجود دارد و همه چیز طبق آن جلو میرود. بهرهگیری از یک موضوع فانتزی مانند عدم مرگ رحیم تیمسار به موازات ایجاد موقعیتهای کمدی توانسته لحظات مناسبی را به وجود بیارود. کمدی کلامی برای رحیم تیمسار در موقعیتهای گوناگون خنده به وجود میآورد و اضافه کنید با یک کمدی بزن و بکوب مواجهیم، اما همه چیز در عین سادگی پیش میرود و آقاخانی مراقب است سریال اسیر کلیشهها نشود. کلیشههایی که عمدتاً در بافت کمدی تأثیر منفی میگذارد، اما استفاده درست موقعیت از رحیم تیمسار و شرارتهایی که دارد، باعث شده کمدی شکل بگیرد و در اوج رئال بودن موقعیتها با اتفاقهای گوناگونی که برای رحیم پیش میآید، مواجه باشیم. شکلگیری موقعیتها توانسته تأثیر مناسبی در روند داستان داشته باشد. راز بقا شکلی از بیوگرافی رحیم است و حالا که او مرده، همه درباره زیست او نظری دارند. آقاخانی از رحیم یک قهرمان فانتزی ساخته که این قهرمان فانتزی با متر و معیار مشخصی طراحی شده است. مخاطب با او و کارهایش سمپات میکند و این باعث شده رحیم تیمسار به یک شخصیت کمدی برسد. واکنش و دیالوگهای او با طراحی فیلمنامه شکل گرفته و حتی موقعیتهایش با دیگر شخصیتهای سریال طنازی خاصی برای سریال رقم زده که معلوم است آقاخانی برای شکلگیری فیلمنامه در اجرا تلاش کرده است. پیچیدگی خاصی در اثر دیده نمیشود و هر آنچه در قسمتها رخ میدهد، حاصل فرآیند فیلمنامه است و نکته مهم ارتباط شخصیتهای اصلی و فرعی است. از دیگر شگردهای آقاخانی ایجاد چفت و بست در روابط شخصیتهاست، یعنی در سکانسهایی که نقشهای فرعی هم حضور دارند باز هم مخاطب میتواند به راحتی بخندد. این ایجاد ارتباط و میزان حضور نقشها در سریال به درستی درآمده است. آقاخانی از تعدادی بازیگران سریال «نونخ» استفاده کرده که این میتواند حسن سریال باشد، ولی حضور آقاخانی در این سریال لازم نبود، چراکه او با توجه به شکل و شمایل شخصیتش ما را یاد خانزاده «نون خ» میاندازد و از سویی دیگر حضور او کارکرد لازم را ندارد. همینطور که شاید بهتر بود حضور حسن معجونی پررنگتر نشان داده میشد. در شرایط فعلی معجونی نتوانسته فراتر از یک تیپ باشد. حضور جعفر دهقان در نقش خان فادر از مهمترین نکات سریال است. او را در چنین نقشهایی تا به حال ندیده بودیم. استفاده از بهرام افشاری هم میتواند برگ برنده این سریال باشد، انگار که نقش رحیم را برای افشاری نوشتهاند. او با قد و قامتش و با چهره و واکنشهای بدنیاش توانسته به خوبی با مخاطب ارتباط بگیرد، اما قسمت پایانی قدری عجولانه فیلمبرداری شده است. راز بقا شروع و میانه خوبی دارد، اما پایانش نمیتواند متقاعدکننده باشد و مشخص نیست که این سریال فصل دوم دارد یا نه، اما آقاخانی میتوانست قدری منطقیتر این سریال را به پایان برساند. اگرچه راز بقا برای آقاخانی گامی رو به جلو محسوب میشود.