اظهارات اخیر رئیس کمیته ملی المپیک در خصوص مهاجرت ورزشکاران، نه ارائه راهکار، بلکه توصیه به پاک کردن صورت مسئله است! توصیهای که بیشک کوچکترین کمکی به حل این معضل نمیکند.
مهاجرت ورزشکاران نسبت به دیگر نخبههای کشور عدد قابل توجهی نیست، اما واقعیت این است که مهاجرت حتی یک ورزشکار هم زیاد است و نمیتوان با نسبت گرفتنهای آماری یا تکیه بر توصیههای صالحیامیری به سادگی از کنار این مقوله مهم عبور کرد. رئیس کمیته ملی المپیک بر این باور است که نباید مهاجرت ورزشکاران را بزرگ کرد، اما آیا از دست دادن ورزشکارانی که عمدتاً به دلیل بیتوجهیها جلای وطن میکنند و ترجیح میدهند زیر پرچم کشور دیگری به میدان بروند اتفاق کم یا کوچکی است؟
بیشک میتوان آنها را وطن فروش خواند و با به رخ کشیدن هزینههایی که از جیب مردم برای آنها شده سرزنششان کرد، اما آیا این نوع نگاه و واکنش میتواند تغییری در واقعیت امر ایجاد کند؟
با وجود موضعگیریهای بسیار، بر کسی پوشیده نیست که مسائل سیاسی آخرین دلیل مهاجرت ورزشکاران است و عمدتاً بیتوجهی مسئولان و مشکلات مالی است که باعث میشود در نتیجه رسیدن کارد به استخوان، ورزشکار تصمیم به مهاجرت بگیرد. این را عمدتاً میتوان در نخستین مصاحبههای آنها بعد از جلای وطن به خوبی دید. گلایه از بیتوجهیها، عدم فراهم کردن امکانات و شرایط نامطلوب مالی که باعث شرمنده شدن آنها مقابل خانوادههایشان میشود همواره مهمترین دلایل مهاجرت ورزشکاران است. ورزشکارانی که از مسابقه دادن زیر پرچم کشورهای دیگر خشنود نیستند، اما شرایط نامناسب آنها را ناچار میکند برخلاف احساسات خود تصمیمگیری کنند. شرایط نامناسبی که بسیاری را در این راستا خانهنشین میکند، اما بخشیدن عطای ورزش قهرمانی به لقایش هم نمیتواند توجه کسی را جلب کند و تنها مهاجرت است که اندک زمانی کوتاه آقایان مسئول را ناچار میکند تا واکنشی از خود نشان دهند. واکنشی که البته در بیشتر مواقع قهری و تند است. حال آنکه آنچه طی سالهای اخیر باعث مهاجرت ورزشکاران ایران شده، بیکفایتی و اهمال مسئولان و مدیران در فراهم کردن شرایط و زیرساختهای لازم بوده و بس، بهطوریکه بیشک بیش از یکی، دو نمونه نمیتوان یافت که به دلایلی جز بیتوجهی و مسائل و مشکلات مالی باشد. با این وجود همچنان به جای یافتن راهکار برای مهیا کردن شرایط و اندکی توجه بیشتر شاهد توصیه رئیس کمیته ملی المپیک به عدم بزرگنمایی در خصوص مهاجرتهای ورزشی هستیم!
عمل کردن به توصیه صالحیامیری، یعنی پاک کردن صورت مسئله و چشم بستن بر واقعیتی که نه میتواند مانعی برای عدم تکرار این اتفاق تلخ (مهاجرت ورزشکاران) باشد و نه میتواند مدیران و مسئولان ورزش را به صرافت یافتن راهکاری اصولی بیندازد.
هیچ اتفاقی در ورزش تلختر از مهاجرت نخبهها نیست. مهاجرت ورزشکارانی که با هزینه بیتالمال به جایی میرسند، اما وقت ثمردهی آنها که میشود مشکلات یا مجابشان میکند به ترک وطن یا ناچار میشوند به کنار گذاشتن ورزش قهرمانی برای تأمین نیازهای خود و خانوادهشان. اما با تلاش برای نکوهش اینگونه ورزشکاران یا حتی وطنفروش خواندن آنها نمیتوان به این ناهنجاری پایان داد وقتی بر کسی پوشیده نیست که مقصر اصلی در این مقوله بیش از ورزشکار، مدیرانی هستند که با بیتوجهیهای خود این راه را پیش پای ورزشکار گذاشتند.