
احمد کاظمزاده
با گذشت زمان ابعاد جدیدی از نیات و اهداف پنهانی و اعلام نشده عربستان از ورود به جنگ داخلی در یمن روشن میشود و در پی ورود علنی عربستان به جنگ ارتش یمن با ساکنان زیدیطالب حقوق مدنی در استانهای شمالی این کشور که از حمایت همهجانبه دولت ریاض برخوردار بوده است، برخی از مسؤولان عربستان در روزهای اخیر از تصمیم خود برای ایجاد منطقه حائل در مرز دو کشور خبر دادهاند. برخی خبرها از جمله تخلیه روستاهای مرزی عربستان حاکی از این است که بخشی از منطقه حائل موردنظر عربستان در داخل خاک این کشور خواهد بود که به استثنای مشکلاتی که برای ساکنان منطقه از ناحیه کوچ اجباری پدید میآید، منافات چندانی با اصول و قوانین بینالمللی پیدا نمیکند.
اما همچنانکه گفته میشود اگر منطقه حائل در عمق 10 کیلومتری خاک یمن ایجاد شود، در این صورت با اصول و قوانین حقوق بینالملل و منشور ملل متحد منافات خواهد داشت. زیرا احترام به حاکمیت ملی و حفظ تمامیت ارضی کشورها از اصول و مبانی حقوق بینالملل و منشور ملل متحد است، حال آنکه ایجاد منطقه حائل در 15 کیلومتری خاک یمن که با توجه به وجود 800 کیلومتر مرز مشترک وسعتی بالغ بر 8 هزار کیلومتر مربع از خاک یمن را در برخواهد گرفت، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی این کشور را نقض خواهد کرد. از این رو با وجود اختلافهای ارضی و مرزی گسترده بین کشورهای منطقه که خود زاییده حضور استعمار است، تاکنون تنها رژیم صهیونیستی آن هم در مقطعی که جنوب لبنان را زیر اشغال خود داشت، برای تأمین امنیت خود به ایجاد منطقه حائل دست زد اما هرگز نتوانست اهداف موردنظر این رژیم را تأمین کند و لذا پس از سالها مجبور شد این منطقه را ترک کند. بنابراین اقدام عربستان در ایجاد منطقه حائل در یمن به اقدام رژیم صهیونیستی در ایجاد منطقه حائل در جنوب لبنان شباهت دارد و دیر یا زود همان آثار و نتایج را در پی خواهد داشت. بنا بر این توسل به ایجاد منطقه حائل همانند توسل به گزینه نظامی در برخورد با مسائل داخلی یمن اقدامی شتابزده محسوب میشود و نه تنها به حل مشکل کمک نخواهد کرد، که موجب تعمیق و نهادینه شدن خصومت و از همه مهمتر تشدید وخامت اوضاع انسانی خواهد شد. به گفته مسؤولان سازمان ملل تاکنون نزدیک به 200 هزار نفر از ساکنان منطقه بیخانمان شدهاند و دو هر روز حدود 1000نفر به جمع بیخانمانها افزوده میشود و این درحالی است که به دلایلی چون فرا رسیدن فصل سرما، کوهستانی بودن منطقه صعده و همکاری نکردن دولتهای یمن و عربستان، ارسال کمکهای بشردوستانه به مناطق جنگ زده مشکل و طاقتفرسا شده است. برهمین اساس هیچ تردیدی باقی نمیماند که توسل به گزینه نظامی علیه ساکنان استانهای شمالی طالب حقوق مدنی از هر زاویه که به آن نگاه شود نتیجه عکس در پی داشته است و اگر این جنگ همچنان که از مذاکرات امنیتی و نظامی آمریکا با یمن برمیآید فرصتهایی را برای کشورهای فرامنطقهای ایجاد کرده است که همچنان از فتنه شیعه و سنی و سناریوی ژئوپولتیک شیعه برای پیشبرد اهداف و سیاستهای منطقهای خود بهرهبرداری کنند اما برای کشورهای منطقه و همه طرفهای عربی این جنگ، سراسر تهدید است و از این نظر این جنگ را میتوان برای این کشورها به باخت – باخت تعبیر کرد. از این دید میتوان گفت که این عوامل خود در دامی بزرگ گرفتار شدهاند و خواسته و ناخواسته به پیشبرد اهداف و سیاستهای دولتهای منطقهای کمک میکنند. از طرف دیگر هرچند کشورهای غربی در قبال کشتارهای کنونی در یمن سکوت اختیار کردهاند اما هر آن که اراده کنند و یا با دولتهای یمن و عربستان تضاد منافع پیدا کنند، میتوانند از این کشتارها به عنوان مصادیقی از جنایات جنگی علیه این کشورها استفاده کنند.