
رنگ سبز که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر به عنوان نماد هواداران یک کاندیدا مورد استفاده قرار گرفت، بعد از شکست نیز معتبر شناخته شد و همچنان از آن به عنوان نماد استفاده میشود. با اعلام وجود «جنبش سبز علوی» جنبش سبز انتخاباتی به صورت طبیعی با عملکرد بعد از انتخابات خود در جایگاه جشن سبز اموی قرار میگیرد. از آنجا که این قطبسازی یا قرینهسازی در پیشینه تاریخی مسلمانان و خصوصاً تشیع برجستگی خاصی دارد، ماندگاری آن با دوگانه علوی - اموی تثبیت خواهد شد اما رنگ سبز که به عنوان نماد انتخاباتی جریان تجدیدنظرطلب قرار گرفت چه مراحلی را طی کرده است؟
سبز اعتقادی (سبز مقدس)
اعتقاد به تعلق تاریخی رنگ سبز به اهل بیت به عنوان بخشی از فرهنگ شیعی نهادینه شده است و در مراسم شادی اهل بیت، تعزیه و عید غدیر خم و ... مورد استفاده قرار میگیرد. بخشی از سادات نیز به صورت مستمر پارچهای آراسته به رنگ مذکور را همراه خود دارند و این نماد سیادت آنان است.
سبز انتخاباتی (سبز محترم)
رنگ سبز به عنوان نماد انتخاباتی میرحسین موسوی، اگر چه به سیادت وی ارجاع شد اما تیزهوشی جامعه باعث شد که مردم از رنگ سبز، استنباط مدیریت و کارآمدی برای مهمترین قوه کشور نکنند. فقرا و معتقدان که معمولاً در روستاها و شهرهای کوچک زندگی میکنند و علیالقاعده به جهت پایبندی به سنتها باید اشتیاق بیشتری به صاحب این رنگ نشان میدادند، بیتفاوت از کنار آن گذشتند. اگر موسوی نیز با این ابداع به دنبال جلب رأی مردم بوده است میتوان وی را به توهین به مردم متهم کرد زیرا مگر سیادت یا رنگ سبز در جامعه امروزی صلاحیت برای اداره قوه اجرایی کشور را به همراه دارد؟ آیا ایشان توقع داشتند مردم در سایه این رنگ هیچ بعدی از شخصیت و تواناییهای فکری و مدیریتی وی را کنکاش نکنند؟
سبز اعتراضی (سبز معترض)
این طیف پارادایمی از صبح روز شنبه 23/3/88 شروع شد و مردمی که بر این باور بودند که به رأی آنان خیانت شده است در هفته اول پس از انتخابات به انحای مختلف اعتراض خود را نشان دادند. اگر چه ضدانقلاب و منافقین و انجمن پادشاهی و... در بین آنان نفوذ کردند و بخشی از اموال عمومی را به آتش کشیدند، اما قاطبه مردمی که در روزهای 25 و 27 خرداد تجمع و راهپیمایی کردند فقط به اعتراض مسالمتآمیز فکر میکردند.
سبز براندازی (سبز منحرف)
طیف پارادایمی سبز معترض به سبز منحرف از روز 30/3/88 شروع شد. از فردای خطبه ماندگار رهبری در نماز جمعه 29/3/88 تهران که فرمودند: «مردم میدانند و بعضی از طرفداران کاندیداها هم بدانند، نظام جمهوری اسلامی اهل خیانت به آرای مردم نیست».
بیش از 90 درصد معترضان به زندگی روزمره خود بازگشتند و اعتماد خود به نظام را با فصلالخطاب دانستن سخن رهبری اثبات کردند اما عدهای قلیل از تاریخ مذکور به بعد علیه اصل نظام و سیاستهای کلی آن و راهبردهای اساسی امام (ره) شعار دادند. از تاریخ 30/3/88 پیوند جریان داخلی با ضدانقلاب خارجنشین برقرار شد و اکبر گنجی، رقاصهها و کسانی که دستشان به خون ملت آلوده است را با هزینه سرویسهای جاسوسی آمریکا در نیویورک جمعآوری کرد. آنان نیز سبز شدند، نتانیاهو، پرز، هیلاری کلینتون، اوباما و... همه طرفدار سادات و رنگ سبز شدند و از آنان حمایت رسانهای، معنوی و مادی کردند.
این جریان که موسوی را به مثابه «بسترساز» میپسندند از هیچ شعار انحرافی فروگذار نکردند، اما موسوی و خاتمی هرگز حاضر به ابراز برائت شفاف از آنان نشدند. این سبز امروز مقابل سبز علوی است که هیجانی وسیع برای پیوستن به آن پدیدار شده است. جماعت بزرگی که چهار ماه است همه چیز را تحمل کردند تا موعد فرا رسد. این جماعت یعنی متن ملت، کدام ملت؟ همان ملتی که امام (ره) فرمود: بهتر از ملت رسولالله(ص) است.