
عبدالله گنجی - شکلگیری و اعلام موجودیت جنبش سبز علوی در روزهای گذشته، محور اصلی اکثر رسانههای خبری کشور بود. شکلگیری احتمالی این جنبش قطعاً توأم با بیم و امید خواهد بود که روی دیگر این بیم و امید تکامل یا تقابل آن خواهد بود. چیستی و چرایی آن به ایدهداران و خالقان آن برمیگردد که لازم است با استدلال و اقناع به تبیین آن بپردازند اما درباره چگونگی آن میتوان در فضای عمومی کشور سخن گفت، پیشنهاد داد، انذار کرد و تبشیر خواست. در این باره توجه به نکات ذیل ضروری به نظر میرسد.
1- اگرچه بهوجود آوردن این جنبش در بدو هویتیابی، هیجان مثبتی را در برخی از جامعه بهوجود میآورد اما تجربه نشان داده است که نهادسازی در فضای اقتضایی معمولاً جامعه الاطراف نخواهد بود و موج دومی عمل کردن توأم با سنگرهای تدافعی و پایایی متوازن و هماوردطلبی خواهد بود. بنابراین پشتوانه تئوریک برای عمل ایجابی معمولاً خاستگاه اولیه چنین اقداماتی نخواهد بود.
2- منشأ تکوین جنبش به اصلاح سبز امید شکست است و فرجام آن (اگر فرجامی داشته باشد) نیز رسیدن به قدرت است. این جنبش به مثابه ماشه فشار جریان شکست خورده، کارکرد حزبی خواهد داشت که قبای جنبش به خود پوشیده است. زیرا اصولاً جنبشها نه به دنبال قدرتند و نه به دنبال تغییر ساختار. جنبشها فقط به دنبال تغییر رفتار هستند و در شرایط اقتضایی بهوجود نمیآیند.
3- جنبش سبز امید، رنگ سبز را ابتدا به عنوان نماد اعتقادی بعد به عنوان نماد انتخابی در مرحله سوم به عنوان نماد اعتراضی و در مرحله استکمال به عنوان نماد براندازی به کار برد. بنابراین جنبش سبز علوی باید در عرصه کارکرد و راهبرد، مسیر حرکت و اهداف، برای پیوستگان به آن شفاف باشد در غیر این صورت یا به انحراف کشیده میشود یا جهت جلوگیری از انحراف، ساختار سازمانی و شبهحزبی به خود میگیرد و در حد منافع گروهی تنزل مییابد.
4- آنچه مایه نگرانی و انذار است جایگزینی دو جنبش به اصطلاح سبز به جای دو جناح عمده کشور است؛ بدین معنی که در عرصه نگرش و رفتار و مبانی، جنبش سبز موسوی همان تجدیدنظرطلبان را مفهومسازی نماید و جنبش سبز علوی معادل اصولگرایی و یا شاکله مفهومی آن تبلیغ گردد که در این صورت باید شاهد پوستاندازی جناحها باشیم و عملاً اتفاقی جدید نیفتاده است.
5- در تشکیل جنبش سبز علوی باید مواظب بود این نهال نوپا پایگاه افراد شاخص حکومتی نگردد که نزدیکی آن به حوزه قدرت خاصیت جنبشی آن را بیخاصیت خواهد کرد.
6- جنبش سبز علوی باید حامیان کاندیداهای دیگر صحنه انتخابات را که بعد از خطبه معروف مقام معظم رهبری در تاریخ 29/3/88 صف خود را از حرکتهای اعتراضی جدا کردند نیز در بربگیرد تا جامعیت خود را به اثبات برساند. اکثر حامیان موسوی که تا روز انتخابات با وی همراه بودند و از فردای انتخابات از بیقانونیها ابراز برائت کردند، میتوانند پل ارتباطی دو جنبش بوده و جامعیت جنبش سبز علوی را به اثبات برسانند در غیر این صورت احتمال تقابل مردم- مردم میتواند در سایه شیطنتها و افراطگراییها در عرصه اجتماعی و سیاسی نمایان شود که مشکل را دوچندان خواهد کرد.
7- جنبش سبز علوی باید بتواند همه کلیشهها و پیشداوریها و گمانهزنیها نسبت به آینده سیاسی نخبگان کشور را به هم بریزد و طرحی نو و توأم با نشاط و امید را حاکم کند و گفتمانسازی و گفتمانگستری را سرلوحه حرکت اجتماعی خویش قرار دهد.
8- جنبش سبز علوی باید بتواند در عرصه داخلی و خارجی گفتمان و اندیشه امام(ره) را به صورت دقیق و شفاف مبتنی بر قرائت امروزی توسط ولی فقیه حی دنبال کند که در غیر این صورت اصالت خود را به اثبات نرسانده است و هر کسی از ظن خویش با آن مواجه خواهد شد.