
یکی از نگرانیها در زمینه هستهای، پیامدهای زیست محیطی آن است. نگرانیهایی در مورد عدم توانایی کشورهای منطقه خاورمیانه در زمینه تعمیر و نگهداری مناسب تأسیسات حساس هستهای مطرح شده است. با توجه به تهدیداتی که رژیم صهیونیستی در مورد هدف قراردادن نیروگاه بوشهر مطرح کرده بود، کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت ابراز نگرانی میکردند که هرگونه حمله هوایی اسراییل به تأسیسات هستهای بوشهر منجر به آلودگی شدید منطقه خلیج فارس خواهد شد. . این هم یکی از مباحثی است که باتوجه بهاینکه کشورهای خاورمیانه قصد دارند 120 نیروگاه در منطقه خاورمیانه بسازند. بحث نگهداری صحیح ازاین تأسیسات و جلوگیری از وقوع فجایعی مثل فاجعه چرنوبیل در کشور اوکراین که در سال 1985 حداقل 80000 کشته به جای گذاشت بسیار اهمیت دارد. اوکراین به واسطه آن حادثه صدمات بسیار جبران ناپذیری را به لحاظ شیوع سرطان و آلودگی آبها و منابع تحمل کرد واین آلودگی حتی تا سوئد هم امتداد یافت.
هستهای شدن خاورمیانه و تأثیرآن برامنیت جمهوری اسلامی ایران
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی صراحتاً اعلام کرده است که اولین اولویت سیاست خارجی و منطقهای برای او نه مسأله فلسطین بلکه بحث هستهای ایران است. آمریکا نیز به اسراییل اخطار داده است که تا زمانی که آمریکا مشغول مراوده و تعامل با ایران است، بحث حمله به ایران را کنار بگذارد. نتانیاهو صراحتاً اعلام کرده است که بزرگترین تهدیدی که متوجه امنیت ملی اسراییل است، از ناحیه ایران میباشد. لذا اسراییل باز هماین بحث را مطرح کرده که به شدت به دنبال برخورد با بحث هستهای ایران است. با توجه به دورنما و کلیتی که از دکترین هستهای اسراییل مطرح شد میتوان فهمید که اسراییلیها نسبت به فعالیتهای هستهای ایران چه دیدگاهی دارند. بر اساس این دیدگاه اسراییل به هیچ عنوان مایل نیست که ایران توانمندی هستهای داشته باشد. اسراییل حتی یک نیروگاه کوچک برای عراق و یک تأسیسات کوچک برای سوریه را تحمل نکرد. با توجه به مباحثی که از جانب ایران در مورد محو اسراییل مطرح شده است، در مقطع فعلی، گسترش هستهای ایران، مطابق با نقشهای که از تأسیسات هستهای ایران ترسیم شد، برای اسراییلیها غیر قابل تحمل است.
به طور کلی، فرآیند هستهای شدن درخاورمیانه، تاثیر منفی بر ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت. این ضریب منفی درمورد رژیم صهیونیستی به واسطه توانمندی نظامی هستهای این رژیم و در مورد بقیه کشورهای خاورمیانه از این ناحیه است که آنها با دستیابی به فناوری هستهای به تدریج بهرغم نظارتهای آژانس ممکن است به دنبال توانمندیهای نظامی هستهای بروند. ما شاهد این بودهایم که عملاً هند و پاکستان با وجوداینکه آژانس و NPT وجود داشته به راحتی به دو قدرت هستهای تبدیل شدهاند. یعنی انفجارهاشان را صورت دادهاند. هند در سال 1974 اولین انفجار و درسال 1998 دومین انفجار خود را صورت داد. پاکستان هم درسال 2002 و2009آزمایشات هستهای خود را انجام داد. بنابراین فرآیند هستهای شدن خاورمیانه به لحاظ مخاطرات ذاتی که دارد، مطمئناً در راستای افزایش ضریب امنیتی ایران نخواهد بود. چون کشوری مثل ترکیه اگر به راکتورهای اتمی مجهز بشود، دارای شالوده تکنولوژیک کافی برای این که بتواند ازاین فناوری در راستای مقاصد نظامی هم استفاده کند میباشد. کمااینکه الان کشورهایی مثل ژاپن و آلمان قادرند، در کمتر از یک هفته سلاح اتمی بسازند. زیرا ژاپن و آلمان شالوده تکنولوژیک و مواد لازم برایاین کار را دارند. درمورد کشور کره جنوبی بازرسان آژانس در بازرسی که انجام دادند، متوجه شدند در تأسیسات هستهای کره جنوبی اورانیوم 90% غنی شده وجود دارد. کره جنوبی هم شالوده صنعتی بسیار قوی دارد. برای کشورهایی که دارای بنیان صنعتی استوار و قدرتمندی هستند اینکه فعالیتهای هستهای خود را از غیرنظامی به سوی نظامی تغییر جهت دهند کاری راحت و ساده است. به ویژه با توجه به پنهانکاریهایی که کشورهای مختلف در مورد فعالیتهای هستهای انجام میدهند. من تصور میکنم فعلاً در مقطع کنونی جدیترین تهدیدی که از ناحیه هستهای شدن خاورمیانه متوجه امنیت ملی به جمهوری اسلامی ایران است، از ناحیه رژیم صهیونیستی و توانمندیهای تسلیحات تاکتیکی هستهای آن است.